محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر نسخهای برای حل مشکلات اقتصادی کشور ارائه کرده و اینبار بر «تولید در خانه» و تبدیل جوانان به تولیدکنندگان خرد تأکید دارد. پیشنهادی که در شرایط تورم بالا، کاهش قدرت خرید و بحران اشتغال، بیش از آنکه پاسخی به مشکلات ساختاری اقتصاد باشد، پرسشهای تازهای ایجاد کرده است.
این ایده البته تازه نیست و رضایی دستکم از سال ۱۳۸۴ بر انتقال بخشی از کار و تولید به خانهها تأکید داشته است؛ رویکردی که بسیاری آن را با تجربههای تاریخی شکستخوردهای مانند «کورههای حیاطی» چین در دوره مائو زدونگ، یا همان مائو تسهتونگ، انقلابی کمونیست و موسس جمهوری خلق چین، مقایسه میکنند.

گزارش رویداد۲۴ را در ادامه میخوانید.
محسن رضایی نسخهای شگفتانگیز رو کرده است؛ او با همان سادهانگاری همیشگی و نگاه متمایز خود به اقتصاد، به جوانان توصیه کرده که همانطور که در میادین جمع میشوند، «در خانههایشان شروع به تولید محصولات مورد نیاز خود و جامعه کنند!» البته این اولین بار نیست که محسن رضایی چنین طرحی را مطرح می کند او از سال ۱۳۸۴ این ایده را در سر دارد. رضایی مهر ماه ۱۳۸۴ در حالی که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود پیشنهاد داد «مردم کار و تولید را به خانه هایشان ببرند».
به جز او نیز سردارانی، چون محمدرضا نقدی با طرح تزهایی ماندگار نظیر «تولید ۳۰ درصد مرغ کشور در بالکن منازل، تبدیل استخرهای کشاورزی به حوضچه پرورش ماهی و سرپوشیده کردن نهرها»، مسیر نجات ملی را ترسیم کرده بودند!
اکنون، اما با توجه به جایگاه جدید و ویژه محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی، آن ایدههای درخشان که سالها در محافل و همایشهای استانی طرح و تشویق می شدند، از مرحله «پیشنهاد» گذشته و وارد مرحله «سیاستگذاری کلان» شده است!
درس تاریخی کورههای فولاد خانگی مائو
ایده محسن رضایی برای تبدیل خانهها به کارگاه و محلات به قطبهای صنعتی البته خیلی هم بکر نیست و شباهت عجیبی به یکی از معروفترین ایدههای تاریخ اقتصاد سیاسی دارد؛ طرح «کورههای حیاطی» مائو تسهتونگ در چین دهه ۵۰ میلادی. پروژهای که بخشی از برنامه بزرگتر «جهش بزرگ به جلو» (Great Leap Forward) در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ بود.

مائو میخواست چینِ فقیر و عمدتاً کشاورزی را با یک جهش انقلابی، در مدت کوتاهی به یک قدرت صنعتی تبدیل کند؛ اما این سیاست در نهایت به یکی از بزرگترین شکستهای اقتصادی قرن بیستم و همراه با قحطی گسترده انجامید.
مائو در چارچوب این طرح، دستور داد تقریباً هر روستا، کمون کشاورزی و محله شهری یک کوره کوچک ذوب آهن بسازد؛ کورههایی که در حیاط خانهها، مدارس، کارخانهها و مزارع ساخته میشدند. از دوره ای حرف می زنیم که مردم در حیاط پشتی خانههایشان دیگ، قابلمه و دستگیره درها، برای کشور فولاد آب می کردند.

امروز در تاریخ اقتصاد سیاسی، ایده کورههای حیاطی مائو بهعنوان نمونهای کلاسیک از خطر تصمیمگیری اقتصادی بر اساس ایدئولوژی و شعار، بدون توجه به دانش تخصصی و دادههای واقعی مطالعه میشود. آن طرح در چین نهتنها باعث رشد صنعتی نشد، بلکه به اتلاف شدید منابع، تولید فلزات بیکیفیت و ناخالص، نابودی کشاورزی و در نهایت به یک قحطی بزرگ با میلیونها قربانی ختم شد.
حالا پس از چند دهه، تئوریسینهای اقتصادی ما همان ایده شکستخورده را بومیسازی کرده و به عنوان راهکار به مردم غالب میکنند؛ ایدهای که تصور میکند میتوان بدون سرمایهگذاری، بدون ماشینآلات، بدون زنجیره تامین و بدون بازار، در اتاقخواب و بالکن آپارتمان چرخ اقتصاد یک کشور را چرخاند.

خانههای ۴۰ متری، کارخانههای آینده؟
ادعای تولید محصولات مورد نیاز جامعه در خانه، زمانی مطرح میشود که سادهترین واقعیتهای زندگی شهری امروز کلاً نادیده گرفته شوند. در آپارتمانهای ۴۰ و ۵۰ متری امروز که همسایه از صدای قدم زدن همسایه بالایی شاکی میشود، با هزینههای سنگین قبضهای آب و برق، تورم کمرشکن و قیمت بالای مواد اولیه، یک جوان چطور و با کدام سرمایه میتواند خط تولید راه بیندازد؟ اصلاً قرار است چه چیزی در این خانهها تولید شود؟
تولید بدون سرمایه، بازار و زیرساخت؟
مسئله فقط کوچک بودن خانهها یا گرانی مواد اولیه نیست؛ تولید، حتی در سادهترین شکل خود، به مجموعهای از پیشنیازها وابسته است. سرمایه اولیه، دسترسی به مواد اولیه، تجهیزات، انرژی پایدار، استاندارد، مجوز، شبکه توزیع، بازار مصرف و امکان فروش، حداقلهایی هستند که بدون آنها «تولید» به یک فعالیت پراکنده و کمبازده تبدیل میشود. نمیتوان از جوانی که خود با بحران اجاره، هزینههای زندگی و ناامنی شغلی دستوپنجه نرم میکند انتظار داشت از جیب خود یک زنجیره تولید بسازد.

حتی اگر گروهی از جوانان بتوانند در خانه محصولی تولید کنند، پرسش بعدی این است که این محصول قرار است کجا و با چه قیمتی فروخته شود؟ وقتی قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و بنگاههای رسمی خود با مشکل تامین مالی و فروش مواجهاند، تصور اینکه میلیونها تولیدکننده خانگی بتوانند بهتنهایی بازار ایجاد کنند، نادیده گرفتن سادهترین قواعد اقتصاد است. تولید زمانی به رشد اقتصادی کمک میکند که به شبکهای از سرمایه، فناوری، نیروی متخصص، بازار و زنجیره تامین متصل باشد؛ نه اینکه هر خانواده بهصورت جزیرهای بخشی از یک کار را بر عهده بگیرد.
بار ناکارآمدی دولت روی دوش مردم
اصلیترین ایراد ساختاری به سخنان محسن رضایی و طرحهای مشابه، دایورت کردن بار مسئولیت دولت به دوش مردم است. وظیفه اصلی حاکمیت در اقتصاد، تامین زیرساختها، ایجاد ثبات در نرخ ارز، مهار تورم، جذب سرمایهگذاری خارجی و تسهیل روابط تجاری بینالمللی است. وقتی قطعی مداوم برق و گاز در تابستان و زمستان، چرخه تولید صنایع بزرگ و کارخانههای شناسنامهدار را تعطیل میکند و سیستم بانکی ورشکسته توان تامین مالی بنگاهها را ندارد، مسئولان بهجای حل این موانع ساختاری، از مردم میخواهند خودشان در خانه دست به کار شوند و بار ناکارآمدی کل سیستم را بر دوش بکشند.

محسن رضایی در بخش دیگری از سخنان خود، ایجاد اشتغال را به «آزادسازی خرمشهر» تشبیه کرده و از جوانان خواسته برنوهای قدیمی را به ابزار کار تبدیل کنند. اما ادبیات حماسی، بازآفرینی خاطرات جنگ و تشبیه مسائل ساختاری اقتصاد به نبرد نظامی، حتی یک ریال از بار تورم را کم نمیکند. یک جوان برای اشتغال پایدار نیازمند یک اکوسیستم اقتصادی استاندارد، امنیت شغلی، تسهیلات بانکی واقعی و بازار مشخص است، نه اینکه در نقش یک بنگاه یکنفره و ایزوله در خانه حبس شود و به تو توهم خودکفایی فرو رود.
اقتصاد با چند کارگاه خانگی نجات پیدا نمیکند
هیچکس منکر اهمیت مشاغل خرد و خانگی بهعنوان یک منبع درآمد کمکی برای برخی خانوارها نیست. برای رونق این بخش هم قبل از هرچیز حاکمیت باید فیلتر شبکه های اجتماعی را بردارد تا محصولات خانگی امکان فروش داشته باشند.
اما مهمتر از آن مشکل از جایی آغاز میشود که مسئولان، این مشاغل محدود را بهعنوان «سیاست کلان صنعتی» و راهکار نجات اقتصاد یک کشور ۹۰ میلیونی جا میزنند. تولید اقتصادی نیازمند اصل سادهای به نام «صرفهجویی ناشی از مقیاس» است؛ یعنی تولید در حجم بالا تا قیمت تمامشده کاهش یابد و توان رقابت پیدا کند. تولید پراکنده، غیراستاندارد و خرد در خانهها، بدون زنجیره تامین، بدون صادرات و بدون بازاریابی مشخص، حاصلی جز اتلاف همان سرمایههای کوچک و اندک مردم ندارد.

تا زمانی که تفکر مسئولان از شعارها، توهمات و طرحهای پادگانی فاصله نگیرد و قوانین علمی بازار و دادههای واقعی را نپذیرد، زنجیره این راهکارهای عجیب قطع نخواهد شد. رویای تبدیل خانهها به کارگاه و بالکنها به مرغداری، تنها صورتمسئله ناکارآمدی در مدیریت کلان را پاک میکند و بار تمام کمبودها را به دوش مردم میاندازد؛ رویایی که شاید در سخنرانیها جلب توجه کند و از تماشاگران خودی تکبیر بگیرد، اما در دنیای واقعی هیچ گرهی از سفره خالی مردم و اقتصاد فروپاشیده کشور باز نخواهد کرد.





نسخه ای که ایشون میده بهتر از نسخه ی آمریکاست، ظاهرا خون بچه هایی که کشته شدن خیلی زود از یادتون رفته، همین ها آمریکا رو شکست دادن، اگر آمریکا تو گزینه ی نظامی پیروز شده بود که الان دست و پا نمی زد که فشار اقتصادی وارد کنه، شما اصلا موفقیت ها رو نمی بینید، فقط مسخره کردن داخلی ها و بزرگ کردن آمریکایی ها شده کارتون.
امثال تو …….با اون ممد گلابی و یه انسان بقیه سایبری ها ……تو این مملکت و اقتصاد
کی میمیرین از دستتون راحت شیم؟
یه مشت …….زبون نفهم
بدبخت چند ماه دیگه هوا سرد میشه زرت و زرت گاز قطع میکنن میخوای چه ……بخوری!؟
این.. .اگه آدم بود……. بعد افتادین دنبال این احمقا
دیدگاه علمی تو که نوشتی قبول کردم منتهی رند بازی در نیار قرار نیست وسط حرفات نگاه سیاسی اتو یواشکی به خورد مردم بدی مثلا تو جامع نگرانه داری واسه اقتصاد حرف میزنی چرا مورد رفع فیلترینگ را ساده لوحانه بیان میکنی به فیلترینگ و برخورد در رفع آن نقد دارم ولی خوب بود اینجا هم علمی چند بعدی بودن این تصمیم را بیان میکردی دلیل فیلترینگ اینجا جای بحثش نیست الا اینکه مخاطب قوب میفهمه داری مغلطه میکنی اون چند بعد داره لجن فضای ولنگار فرهنگی نبود جهت درست به محتوای شبکه ها اینا در کنار فیلترینگ مردم را حریص خوراک فکری نشخوار غرب کرده بعد تو فقط ساده از کنارش رد بشی و برا خودت شاهد بگیری غیر از جامعیت حرف زدن در این مقاله است. ثانیا حواسمان باشه تکبیر یک آداب مقدس در بیت امام شهید بود با بیسوادی اون را در سطح یاران رضایی و دیگران تنزل ندی
فقط در جواب به جاوید بگم. زیاد ….خوری نکن. امثال تو و این ادم متوهم ..گند زدید به مملکت ایران. مملکت رو به قهقرا بردید. ولی عیب نداره خوب کوش کنید قشنگ گپش بدید داره صدای اذان میاد. اندکی صبر
خدا وکیلی راستش رو بگو، اینی که داری می گی اینا مملکت رو بردن قهقرا، از یکی شنیدی یا خودت از خودت می گی؟ چند تا دلیل از مملکت داری و سیاست بگو، چند تا حرف از تاریخ این مملکت بگو، بگو چقدر اخبار داخل رو پیگیری می کنی، چقدر اخبار داخل رو از داخل پیگیری می کنی؟
چند بار تو زندگیت قبل حرف زدن فکر کردی؟
چند بار شده که کسی رو بشناسی و راجع بهش حرف بزنی؟
اینکه یه چیزی شنیدی و میای مثل طوطی می گی اینا مملکت رو فلان کردن سطح سواد اجتماعیت رو نشون میده.
در ضمن من طرفدار این آقا و سیاست مدارای داخلی نیستم، با طرز فکر فاشیستی و جهل شما مشکل دارم