بدون نظر

آتش سوزی های در ایران ظرف چند سال اخیر به شدت افزایش یافته و این زنگ خطری برای مدیریت بحران در کشوری است که با بالاترین احتمال سوانح طبیعی را دارد و همچنین بسیاری از مناطقش روز خط  زلزله قراردارد.

1-w900-h600

(تصویر آتش سوزی اخیرا در پتروشیمی بوعلی ماهشهر که ۶۰ میلیون یورو خسارت و ۳۵ مصدوم بر جا گذاشت)

این زنگ خطر، مدت ها است که به صدا در آمده و همه باید نسبت به آن هوشیار باشند. زلزله و حتی برخی از سوانح غیر طبیعی مانند آتش سوزی ها، هدر دهنده حجم زیادی از منابع مادی و معنوی ایرانیان در چند دهه اخیر بوده اند و زمینه را برای فقیر تر شدن اقتصاد کشور فراهم می کنند.

آتش‌سوزی‌هایی که در شهرهای مختلف کشور رخ داده، با خسارات مالی بسیار و گاه تلفات جانی هم همراه بوده است؛ شعله‌هایی که در واقع زنگ خطر پایین‌بودن استاندارهای ساخت‌و‎ساز و اطفاء حریق را به صدا در آورده و تدوین استانداردهای دقیق برای ساختمان‏‌ها و اماکن تجاری و صنعتی را بیش از پیش مورد تاکید قرار داده است. رویکرد مدیریت ایمنی و بهداشتی (HSE Management) که در مقولات فنی و مهندسی دنیا جایگاه رفیعی دارد، باید در سطوح مختلف جامعه پیاده سازی شود و همه مردم با زبان ساده، این رویکرد مهم در دنیای امروزی را بشناسند و آگاهانه به الزامات آن در سبک زندگی مدرن، پایبند باشند.

مدیریت HSE به این مقوله اشاره دارد که برای حفظ بهداشت فردی، ایمنی جامعه، مردم و محیط زیست، چه کارهایی باید انجام شود و اقدامات پیشگیرانه برای قبل از بحران و بعد از بحران  چه گونه مدیریت شود. مدیریت HSE در واقع راهکاری است که به همه شهروندان از نانوا گرفته تا زن خانه دار تا فعالان صنعتی در نیروگاه ها و پالایشگاه ها، درباره خطرات حین کار و جلوگیری از سوانج غیر طبیعی، برنامه های حرفه ای، مستند و مستدل ارائه می کند تا از افزایش تلفات جلوگیری کند.

ما ایرانی ها به نظر می رسد که بیش از کشورهای دنیا باید به مقوله مدیریت HSE و مدیریت بحران بها بدهیم و ارزش آن را بدانیم. چرا؟

زلزله را جدی نمی گیریم!

رییس پژوهشگاه لرزه نگاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران چندی پیش اعلام کرد که ۹۰ درصد مساحت کشور، روی خط زلزله قرار دارد و باید نسبت به این موضوع به طور جدی اقدامات پیپشگیرانه و عملیاتی در سطوح مختلف مدیریتی و اجتماعی در دستور کار قرار گیرد. ظرف ۱۰۰ سال گذشته زلزله های وسیعی بخشی های مختلف سرزمین ایران را تحت تاثیر قرار داد و ده ها هزار تن از هموطنان را به کام مرگ کشید و میلیارد ها دلار خسارت به کشور وارد کرد. خسارت های معنوی و مادی که شاید جبران آن، دهه ها زمان ببرد.

قطعا با مدیریت HSE و مدیریت بحران، می توانستیم با آسیب شناسی بهتر در کشور، همانند کاری که ژاپنی ها در کشورشان انجام دادند و زلزله های بالای ۷ ریشتر، تلفات ۲-۳ نفری بعضا به همراه دارد نه چند ده هزار نفری، جلوی آسیب های شدید به اقتصاد و جان شهروندان را بگیریم.

اما با این حال که ایران روی خط زلزله قرار دارد و هر هفته، خبرهایی مبنی بر زلزله در مناطق مختلف ایران شنیده می شود، اما هم چنان شاهد اقدام راهبردی و فوق العاده اساسی برای ارتقای ضریب پیشگیری ایرانیان در برابر سوانج طبیعی از جمله زلزله نیستیم. هنوز در همین کلان شهر تهران بافت های فرسوده ای قرار دارد که فقط یک زلزله ۵ ریشتری برای وقوع فاجعه ای انسانی در برخی از نقاط پایتخت کفایت می کند. ما شاهد کوچه هایی هستیم در نقاط قدیمی شهر که ۳ آدم میان سال به زور از کنار هم گذر می کند، چه برسد به این که بخواهد ماشین آتش نشان یا آمبولانس در مواقع حادثه به این مناطق اعزام شود!

حال اگر شدت و وسعت حادثه  (چه طبیعی و چه غیر طبیعی) گسترده باشد، قطعا امداد رسانی به موقع با تاخیر صورت خواهد گرفت و بر شدت تلفات افزوده خواهد شد. بنابراین، مساله برخورد با سوانح طبیعی در وضعیت خاص فلات ایران، نیازمند عزم جدی مسئولان و اطلاع رسانی و فرهنگ سازی گسترده در میان عموم مردم است.

باید همه ایرانی ها در سراسر کشور، شیوه های اصولی و استاندارد برخورد با مقوله ای به نام زلزله که هر آن، مهمان ناخوانده ۸۰ میلیون ایرانی خواهد بود را بدانند و برای مقابله با آن و انجام اقدام پیشگیرانه، آموزش لازم را دریافت کنند و این آموزش، به طور مداوم و مستمر صورت بگیرد. این یعنی مدیریت HSE  را به دانش آموزان و دانشجویان و قشر فرهیخته به زبان صحیح و استاندارد،‌اموزش بدهیم.

آتش سوزی، بلای جان اقتصاد و مردم

شاید مهم تر از خطری که زلزله برای کشور به همراه خواهد داشت، سوانح غیر طبیعی باشد که سالانه میلیون ها دلار خسارت به کشور تحمیل کرده و جان هزاران ایرانی را می گیرد. میلیون ها دلاری که هر ساله به خاطر آتش سوزی های عمدی یا غیر عمدی در کشور به وقوع می پیوندد و بر باد می رود، اقتصاد ایران را تضعیف کرده و امکان سرمایه گذاری گسترده در بخش های مختلف صنعتی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را از دولت سلب می کند.

علاوه بر آسیب های مادی که سوانح غیر طبیعی مانند آتش سوزی بر کشور وارد می کند، تلفات انسانی نیز بخش غیر قابل جبران ماجرا خواهد بود که خاطره این چنین آسیب ها را بر کام مردم تلخ تر می کند. بنابراین، کشور همان اندازه که می بایست در برابر سوانح طبیعی، هوشیارانه، آگاهانه و موثر برنامه های عملیاتی و فرهنگ سازی خود را به پیش ببرد، در عرصه سوانح غیر طبیعی نیز می بایست از تجربه های روز دنیا استفاده کند تا آسیب پذیری مادی و معنوی کشور کاهش پیدا کند.

2-w900-h600

(بخشی از آتش سوزی ها در کشور به مدیریت ضعیف اصول HSE در بخش های مختلف مدیریتی و اجرایی واحد های صنعتی کشور مرتبط است)

همین چند وقت پیش بود که بخشی از پتروشیمی بوعلی ماهشهر در آتش سوخت و نقص فنی یکی از پمپ های سه گانه برج تقطیر موحب ایجاد بخار مواد اشتعال زا به صورت ابر شد که این موضوع، سبب آتش سوزی کوره مجاور به طور گسترده گردید و خاموش کردن آن  ساعت ها به طور انجامید. مدیر بیمه های آتش سوزی بیمه ایران، خسارت وارده را ۶۰ میلیون یورو اعلام کرد .

آتش سوزی در پتروشیمی ماهشهر، بزرگ ترین آتش سوزی صورت گرفته در صنعت نفت کشور بود که بی سابقه گزارش شد. ۴ روز بحرانی در ماهشهر در چند وقت اخیر، قطعا ضربات مالی سنگین تری از این رقم به اقتصاد کشور آن هم در منطقه اقتصادی و نفتی مهمی چون ماهشهر وارد کرده است که جای تامل دارد.

سوال مهم اینجاست که چرا صنعت نفت کشورمان آن هم در منطقه ویژه ای چون ماهشهر که نخبه ترین متخصصان فنی و مهندسی کشور و دقیق ترین ابزار های کنترلی و مدیریتی و اطفا حریق در آن جا در دسترس است، اقدامات پیشگیرانه ای برای جلوگیری از این نقض فنی و اقدام ضربتی برای کنترل آتش و مدیریت هوشمندانه اطفا حریق در دسترس نداشتند؟ چرا مدیریت HSE پتروشیمی بوعلی ماهشهر، بر اساس این همه استانداردهای فنی و مهندسی ایمنی و بهداشتی و دستگاه های کنترلی و هشدار سریع، از پیش بینی بروز این حادثه عاجز ماند؟

این فقط پتروشیمی ها و برج ها و مناطق مسکونی و صتعتی کشور نیستند که همواره در معرض آتش سوزی های گسترده قرار می گیرند. سال گذشته سازمان جنگل ها و مراتع کشور اعلام کرد که ۸۳ درصد از خاک کشور را مراتع، جنگل ها و بیشه تشکیل می دهد که ۵۰ درصد آتش سوزی در این مناطق به دلیل خطای انسانی است.

3-w900-h600

(آتش سوزی مهیب در برج سلماس مشهد که خسارت های فراوانی بر جای گذاشت)

بررسی های رسانه ای نشان می دهد که ظرف کم تر از ۲ ماه گذشته، بیش از ۲۵ مورد آتش سوزی گسترده در نقاط مختلف کشور از طاق بستان کرمانشاه تا شهران تهران و بندرعباس و لرستان صورت گرفته که صدها میلیون دلار خسارت به اقتصاد کشور وارد کرده است. حال اگر این رقم را در ماه های باقیمانده سال ضرب کنید و برای چند سال نیز حساب کنید، به رقم عجیب و غریبی می رسیم. یعنی در طول یک برنامه ۵ ساله توسعه، بخشی از منابع توسعه ای  برای اقتصاد و صنعت و فرهنگ کشور، در آتش سوزی ها بر باد می رود. منابع مادی که در آتش سوزی های کشور از بین می رود و منابعی که برای اصلاح و جبران خسارت صورت می گیرد، برای آباد کردن و نوسازی کل مدارس ایران کفایت می کند.

4-w900-h600

چرا باید این همه منابع کشور در آتش سوزی هایی که عمدتا نبود استانداردهای ایمنی و خطای انسانی و عدم آگاهی قشرهای مختلف مردم نسبت به مدیریت HSE عامل آن است، هدر رود؟ چند کشور در دنیای پیشرفته سراغ داریم که این اندازه منابع ان ها به خاطر آتش سوزی های صنعتی و حوادث حین کار  در چند سال اخیر تلف شده باشد؟

به نظر می رسد در کشور در حال توسعه ای مانند ایران که هنوز چند میلیون نفر سواد خواندن و نوشتن ندارند و کشوری با بافت های فرسوده و سرزمینی باستانی و تاریخی وسیع هستیم و با بیش ترین سطح سوانح طبیعی و غیر طبیعی مواجه هستیم، اطلاع رسانی عمومی برای اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی در سبک زندگی عموم مردم واجب باشد.

باید همه ایرانی ها در بخش های مختلف صنعتی، فرهنگی و اجتماعی، بر اساس رویکرد مدیریت HSE، شیوه های اصولی مقابله با آسیب های طبیعی و غیر طبیعی را اموزش ببینند. توجه به آموزش مداوم و مستمر اصول ایمنی و بهداشتی به جاهایی که در معرض تهدید هستند مانند نیروگاه ها و پالایشگاه ها و کارخانه ها و اماکن عمومی، مساله مهمی است که باید در دستور کار مسئولان و مدیران بحران کشور قرار بگیرد.

ناگفته پیداست که سازمان پدافند غیر عامل کشور بایستی به مقوله آتش سوزی های گسترده در کشور ورود کرده و برای نهادینه کردن مدیریت HSE در سبک زندگی ایرانیان در خانه و محل کار، با همکاری سازمان مدیریت بحران کشور و دیگر نهاد ها، عزمی جهادی و تخصصی را در دستور کار قرار دهد. شاید فردا، خیلی دیر باشد . . .

ایمن زندگی کردن، هنر است. …

بدون نظر

ورود