اندیشیدن به وقتِ خواب

درباره ترجمه کتابِ «خواب نوشته ها»یِ «تئودور آدورنو» به زبان فارسی

بدون نظر

«…تنها/ رؤیا از حصار می گذرد…»(شمس لنگرودی؛ سَطرِ آغازین شعرِ بلندِ «قصیده لبخندِ چاک چاک»)

۱

«خواب دیدن»، امرِ متداول انسانی است؛ امری که در عینِ بدیهی بودن اش، عجیب و به سختی قابلِ تبیین است. هر کدامِ ما، بارها در خواب، رویا و یا کابوس دیده ایم، کابوس ها و رویاهایی که بعضا پس از بیداری به کلی فراموش شان می کنیم و گاه، به دقت به یاد می آوریم شان. خواب هایی که برخی اوقات هیچ نسبتی با زندگی مان در عالم واقع ندارند و گاهی هم از واقعیت روزمره مان به راه باز می کنند. گاهی واقعیت زندگی مان در خواب دفرمه می شود و شکلی از آن را که دوست می داریم و می پسندیدم، در خواب اتفاق می افتد و گاهی هم برعکس، به شکلی وحشتناک تر حادث می شوند. اندیشیدن به خواب و تفسیر آن، یکی از کارویژه های روانکاوان جهان از فرویدِ کبیر به این سو بوده است، «زیگموند فروید» ایده کتاب اصلی اش را بر اساس خواب تنظیم می کند و عنوان «تفسیر خواب» را برایش برمی گزیند. «کارل گوستاو یونگ» و «ژاک لاکان» دو روانکاوِ بزرگ تاریخ نیز به خواب و مسئله تفسیر آن به دقت پرداخته اند، هرچند که شکلِ پرداخت این سه متفکر-روانکاو به مسئله خواب تفاوت هایی با هم دارد. خواب دیدن مسئله ای روانی است و از ناخودآگاه انسانی نشأت می گیرد، تفسیر آن نیز روشی علمی می طلبد، گرچه سوای روشِ علمی، از دیرباز بشر –و حتی هنوز هم- شیوه هایی خرافی و عامی برای تعبیر خواب داشته است و هر خوابی را به معنایی در عالم واقع تفسیر می کنند، که هیچ ربطی –شاید- به آن خواب ندارد. نشانه شناسی خواب های آدمی، کار ساده ای نیست، روشی تئوریک می طلبد و دقتی جزئی نگر. تخیل در وهله بعدی رابطه ای تنگاتنگ با خواب دارد، در هر خوابی، خُرده ای از تخیل نهفته است، تخیلی که آدمی شاید در عالم بیداری و در خودآگاهِ ذهنی اش به واقعیتِ جاری تزریق می کند و یکی از دست مایه های اصلی خلق اثر هنری محسوب می شود.

 

۲

مکتب فرانکفورت در قرن بیستم، یکی از مترقی ترین –و شاید مهم ترین- مکاتب فکری بود. مکتبی که اندیشمندانش در حوزه های مختلفی مداخله می کردند و تاثیرگذار بودند. از سیاست و امور اجتماعی تا روانشناسی. از موسیقی و ادبیات تا نقاشی. هر پدیده ای که نیازمند دگرگونی بود و ظرفیت هایی برای اندیشیدن را در خود فراهم می ساخت، به انضمام فکری و ایده پردازی این اندیشمندان درمی آمد. خط فکری، نگاه انتقادی و ادبیاتِ فرانکفورتی ها تاثیر عمیقی بر جریان های فکری پس از خودشان گذاشت. هرچند که در دوره خود، چندان هم مورد اعتنا قرار نگرفتند و تا حدودی طرد شدند. اندیشمندان اصلی این مکتب سرنوشت های تلخی داشتند، از آوارگی و تبعید تا مرگ زودهنگام و دشوار. جهانِ فلسفه و هنر پس از ظهور مکتب فرانکفورت تغییراتِ بسیاری را به خود دید و هنوز هم درباره شیوه و روش تفکر فرانکفورتی ها مباحث گسترده ای طرح می شود. اندیشمندانی که «نئومارکسیست» خطاب می شوند و کارویژه شان بازاندیشی در اصول مارکسیسم بود. مارکسیسم موردنظر فراکفورتی ها، تفاوتی ماهوی با مارکسیسمِ روسی و آنچه در ممالک شوروی و توسط تئوریسین ها روسی ترویج می شد، داشت و نگاهی مدرن به مارکسیسم را رواج می دادند، منابع شان نیز آثار شخص مارکس بود. از میان فرانکفورتی ها –مارکوزه، هورکهایمر، فروم و…- والتر بنیامین و تئودور آدورنو نقش مهمی ایفا می کردند و در گذشت زمان هم به اثبات رسید که نظریات این دو متفکر بیشتر از دیگران مورد استفاده و بحث اندیشمندان معاصر قرار می گیرد. این دو متفکر همچنین بیشترین تاثیر متقابل را بر یکدیگر داشتند و مکملِ اندیشه های انتقادی بودند. به یاد بیاوریم یادداشتِ انتقادی و درخشانِ آدورنو بر کتابِ مهمِ بنیامین، «خیابان یک طرفه» را که در ترجمه فارسی اش، به عنوان موخره کتاب آمده است. آدورنو مولف کتاب های دوران سازِ «دیالکتیک روشنگری» –همراه با هورکهایمر- و «اخلاق صغیر» بود که در قطعه نویسی های یگانه اش –قطعه نویسی یکی از ژانرهای مورد علاقه و یگانه فرانکفورتی ها، به ویژه آدورنو و بنیامین بود که توسط همین تکه ها مسائل مهم هنری-سیاسی را تبیین می کردند- به مسائل مختلفی می اندیشید و موضع انتقادی اش را گسترش می داد. آدورنو یکی از تئوریسین های هنر مدرن نیز محسوب می شود، نوشته هایش در باب موسیقی –به ویژه موسیقی پاپ- هنوز مورد رجوع پژوهشگران است و طرح مقوله «صنعت فرهنگ» توسط او ترمی مهم در هنر مدرن به حساب می آید. آدورنو با موضع انتقادی اش، توانست شکل دیدن انسان معاصر را گسترش دهد و شکل دیگری از اندیشیدن را به جهان تفکر ارائه کند. آدورنو برای ما فارسی زبانان متفکری نسبتا شناخته شده است، از دهه هفتادِ شمسی به این طرف کتاب ها و مقاله های مهم اش توسط شارحان حلقه انتقادی –در ایران- ترجمه شده و به کرات مورد بررسی و ارجاع قرار گرفته است.

 

۳

آخرین کتابِ ترجمه شده از آدورنو به زبان فارسی، کتابی عجیب با ایده ای بکر است؛ «خواب نوشته ها». این کتاب مجموعه ای از خواب های این متفکر آلمانی زبان را دربرمی گیرد. «یان فیلیپ ریمتسما» در موخره این کتاب آورده است: «آنچه از آن آگاهیم این است که آدورنو مایل بود کتابی مشتمل بر خواب نوشته هایش منتشر کند. تا سال ۱۹۴۲ وی تعدادی از آن ها را در Der Aufbau  با عنوان «خواب در آمریکا: سه یادداشت» به چاپ رسانده بود. این خواب ها مربوط به تاریخ های ۳۰ دسامبر ۱۹۴۰، ۲۲ می ۱۹۴۱ و ژانویه  ۱۹۴۲ هستند و رلف تیدمان در نشریه ۲/۲۰ «گشمالته شریفتن» به همراه شانزده خواب دیگر که آدورنو جهت انتشار در سال ۱۹۶۸ انتخاب کرده و عملا به چاپ نرسیده بود، منتشر کرد. مجموعه یادداشت های چاپی برای نخستین بار در اثر فعلی منتشر شده است. تا آن جا که می دانیم این نسخه های تایپی به این طریق پدیده آمده اند: آدورنو پس از بیدار شدن خواب هایش را مکتوب می کرد و سپس همسرش گرتل آدورنو، نسخه های اولیه را تهیه و سرانجام آدورنو خود تغییراتی در آن ها اعمال می کرد و چند یادداشت توضیحی به آن ها می افزود؛ اما این موارد اندک و معدود بودند. نسخه چاپی بر اساس نسخه های تایپی بدون هیچ گونه اصلاح و تغییری در پی می آمد.»(ص ۱۳۰). همچنین برخی از این خواب به صورت ایده هایی پراکنده در دیگر کتاب های آدورنو مورد استفاده قرار گرفته اند و دست مایه اندیشیدن به مسائلِ دیگر شده اند. هیجان انگیز است خواندن و سرک کشیدن در خواب های متفکری که توانست تاریخ تفکر را به قبل و بعد از حضور خودش تقسیم کند. ایده ی خواب نویسی شاید می تواند تنها به ذهنِ متفکری دوران ساز مانند آدورنو برسد. آدورنو با نوشتن این خواب ها به فکرِ روشی برای اندیشیدن به رویا بود، امری که در خواب حادث می شود و می تواند در عالمِ بیداری کارساز واقع شود. «خواب نوشته ها»یِ آدورنو، قطعا برای خواننده جذابیت آشکاری دارند، خواب هایی که می توان پروژه ها و دغدغه های فکری آدورنو را در آن ها پی گرفت و ایده های بدیعی از دل شان استخراج کرد. بر ترجمه فارسی این کتاب، علاوه بر موخره جامعی که پیشتر ذکرش رفت، «سیاوش جمادی» مترجم و متخصص فلسفه آلمان در ایران پیشگفتار و مقدمه ای مفصل نوشته است و در آن ها، انواع نگرش و تفسیر خواب ها را پیش کشیده و مورد بررسی قرار داده است. جمادی در ابتدای پیشگفتارش از تاثیر مستقیمی که زیگموند فروید، بر فرانکفورتی ها و به ویژه آدورنو گذاشته اشاره کرده و وجوه مختلف این تاثیر پرداخته است. جمادی در «تاریخِ خواب گذاری ها» -مقاله ای که پس از مقدمه و پیش از خواب نوشته ها آمده است- تشابه و تفاوت تفسیر خواب در اندیشه های متفکران مختلف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط شان با خواب نوشته های آدورنو را تبیین کرده است. «خواب نوشته ها» را «احسان لامع» به فارسی ترجمه کرده و نشر «بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه» در سال جاری آن را راهی بازار کتاب کرده است.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود