بازار کاری که کم سوادان درآن پیشتازند

تراژدی رفتگرهای فوق لیسانس

بازار کاری که کم سوادان درآن پیشتازند
یک نظر

با نگاهی به لشگر عظیم فارغ التحصیلان بیکاری دانشگاهی در کشورمان، می توان متوجه شد بسیاری از این افراد  مهارت لازم را برای ورود به بازارکار ندارند . براساس آمار رسمی  ۷۶ درصد بیکاران درایران ،‌ مدرک لیسانس به بالا دارند. یعنی به زبان ساده تر، کسانی که مدرک دانشگاهی ندارند، راحت تر جذب بازار کار می شوند.

شاید سنخیت نداشتن نیاز های بازار کار با فرصت های آموزشی و تحصیلی در دانشگاه ها، عدم برنامه ریزی برای مهارت آموزی موثر به  دانش آموزان و دانشجویان متناسب با نیاز بازار کار از علل اصلی بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران باشد .

وقتی قرار باشد اولویت تحصیل ایرانیان معطوف به رشته های حقوق، فنی و مهندسی و علوم پزشکی، آن هم در رشته های خاصی باشد، بی شک، شاهد پرورش معلمان خوب، آشپزهای خوب، هنرمندان خوب و حتی تکنسین فنی خوب در رشته های گوناگون که بخشی از تولید و اقتصاد ملی را به دوش می کشند نخواهیم بود.

به عبارتی توزیع متوزان تلاشی برای گسترش عدالت اجتماعی و توجه به نیازهای راهبردی آینده در ساختارهای فعلی کشور است که زمینه بالندگی و استفاده بهتر از داشته ها و مدیریت بهینه منابع را به دنبال می آورد. نیاز سنجی حرفه ای، برگ برنده برنامه ریزی های توسعه اقتصادی و اجتماعی در بازه های  کوتاه مدت و بلند مدت است .

درحقیقت باید گفت، توان افزایی آینده منابع در کشورء پر ظرفیتی چون ایران که دومین دارنده ذخایز انرژی جهان است ، باید دقیق تر و اصولی تر  بسیاری از کشورهای دیگر باشد . ما در حالی با معضل بیکاری رو به رو هستیم، که هم چنان از فقدان نظام عملکردی توزیع متوازن منابع در بخش های صنعتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، رنج می بریم . بیشتر تسهیلات بانگی به تهران و شهر های توسعه یافته اختصاص می یابد.

توزیع نا متوزان منابع  اعم از مادی و معنوی  همچنین باعث می شود شاهد مهاجرت روستاییان به پایتخت و البته دیگر کلان شهرها باشیم . پایتختی  که ساکنان آن همواره از جمعیت زیاد ، آلودگی هوا ، ترافیک دیوانه کننده و تقابلات فرهنگی افراد، شکایت می کنند .

بنابراین با نگاهی به این مسائل بیش از پیش متوجه می شویم که  توزیع متوازن منابع تا چقدر می تواند از بسیاری از مشکلات و معضلات ازجمله بیکاری  بکاهد .

۱۳ سال پیش، رییس هیات مدیره جامعه پزشکان عمومی کشور اعلام کرده بود که هزینه تربیت یک پزشک در طول ۷ سال، به پول آن موقع (سال ۱۳۸۲)، چیزی قریب به ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود. او در آن زمان از حدود ۱۰ هزار پزشک بیکار در کشور خبر داد  که برخی از آن ها برای امرار معاش به کار مشغول هستند که در شان جامعه پزشکی نیست. اوضاع در نیمه دوم دهه نود شمسی، قطعا بد تر از اوایل دهه هشتاد شمسی به نظر می رسد. هزینه تربیت و آموزش پزشک به شدت افزایش یافته است و بر شمار پزشکان بیکار افزوده شده است.

و غم انگیز تر اینکه بسیاری از پزشکان به کارهایی غیر از طبابت مشغولند و استناد آن  هم صحبت های معاون وزیر بهداشت بود که چند روز پیش اعلام کرد بیش از ۵۰ درصد پزشکان عمومی در حرفه خود فعالیت نمی کنند.

و البته  معضل بیکاری  یا به صرفه نبودن فعالیت در حرفه ای که افراد در  آن دانش آموخته  شده اند فقط مختص پزشکان نیست  چه بسیار لیسانسیه های که در آزانس کار می کنند و یا به دیگر مشاغل غیر مرتبط مشغولند !

دراین اواخر هم شاهد پدیده ای به نام رفتگرهای فوق لیسانس هستیم.

چندی پیش  شهرداری خرم آباد آگهی استخدام رفته گر منتشر کرد آنهم بدون پیش شرط مدرک تحصیلی ، که همین موضوع باعث جذب شمار زیادی کارشناس و کارشناس ارشد به این حرفه شد   یکی از این رفتگرها با مدرک فوق لیسانس شیمی در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها گفته بود ،اکنون تعدادی رفتگر با مدرک کارشناسی به بالا در این مجموعه مشغول به فعالیت هستند و برخی از دارنده گان مدرک کارشناسی ارشد که حاضر به فعالیت در شیفت صبح نیستند، برای کار در شیفت شب اعلام آمادگی کردند.

خوب! این که رفتگر های شهر های مختلف کشور دانش آموخته دانشگاه باشند، اصلا موضوع بدی نیست و خلاق شرع و قانون هم تشخیص داده نمی شود. اما سوال اینجاست که

در کشوری که با  ۳۰ میلیون کم سواد و بی سواد روبروست و هنوز کلاس درس ها بدون معلم درآن وجود دارد، چرا باید یک دانش اموخته رشته مهندسی شیمی، برای ۱ میلیون تومان حقوق!، به جای فعالیت در عرصه آموزش و تحقیقات ، به امر نظافت مشغول باشد ؟!  آیا این  موضوع را نمی توان  پای سوء مدیریت در نهاد های آموزشی کشور اعم از آموزش و پرورش  ، نظام آموزش عالی گذاشت . که البته مسئولان سیاسی و اقتصادی کشورهم دراین خصوص بی تقصیر نیستند به واسطه همان توزیع نامتوازن منابع که پیشتر گفته شد.

به نظر می رسد در کشوری که ۷۰ درصد جامعه دانشگاهیش ،‌مهارت های لازم را برای ورود به بازار کار مرتبط با تحصیلشان را  ندارند، باید به طور جدی در شیوه های آموزش و ارتباط دانشگاه و صنایع و بازار کسب و کار  بازنگری شود.  درواقع باید گفت نیازمند انقلابی در آموزش نیروی دانشگاهی در کشور بر اساس نیازهای امروز و آینده بازار کار هستیم .

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 0 / 5. تعداد رای: 0

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

مطالب مرتبط
یک نظر

ورود

  • مرتضی آبان 24, 1399

    اتفاقاً به تعداد کافی تکنسین فنی داریم ولی سیستم بازار کار جذبشون نمی‌کنه .