بدون نظر

رودریگو دوترته- رئیس جمهور جنجالی فیلیپین- سال گذشته در مبارزات انتخاباتی خود صراحتا اعلام کرده بود: ” زندگی ده یا حتی صد قاچاقچی مواد مخدر هیچ اهمیتی برایم ندارد؛ همه آنها باید به شدید ترین شکل ممکن مجازات شوند”. بسیاری پس از به قدرت رسیدن دوترته نگران آغاز جنگی خونین در این کشور بودند؛ اتفاقی که بنظر می رسد افتاده است و تنها طی چند هفته ۲۰۰۰ خورده فروش و ساقی مواد مخدر در فلیپین کشته شده اند.

آنچه در پی می آید گزارش جاناتان هِد- خبرنگار سرویس جهانی BBC از پشت پرده این قتل های فراقانونی در مانیل است؛ داستان زندگی زنی که در مخمصه ای هولناک گرفتار شده است، “او می کُشد تا زنده بماند”

ماریا (اسم مستعار) یکی از قاتلان قراردادی است که بعنوان نیروی مخفی در مبارزه (بخوانید جنگ) سفت و سخت دولت فیلیپین علیه جنایتکاران و قاچاق چیان مواد مخدر، آدم کشی می کند. او عضو یک گروه ضربت متشکل از سه زن است که بدلیل جنسیتشان خیلی راحت و بدون ایجاد سوءظن به قاچاق چیان نزدیک می شوند و آنها را به قتل می رسانند.

maria

از زمانی که دوترته از پلیس و مردم فیلیپین خواست تا در صورت مقاومت قاچاق چیان بدون نگرانی آنها را بکشند؛ ماریا پنج نفر را به قتل رسانده است. تمامی قتل ها هم با شلیک به سر بوده. ماریا در پاسخ به این پرسش که دستور این قتل ها از طرف چه کسی صادر می شود، گفت: رئیسمان؛ یک افسر پلیس.

در بعد از ظهری که با ماریا ملاقات کردم، او و همسرش در حال ترک خانه امنی بودند که به همراه چند نفر برای انجام ماموریت های خود در آنجا مستقر می شدند. همسر ماریا به من گفت خانه لو رفته است و باید هر چه سریعتر اینجا را ترک کنیم. اگرچه این طرح دولتی شغل و درآمد بیشتری را برای ماریا و همسرش به همراه داشته است اما پای خطرات به مراتب بزرگتر و جدی تر را به زندگی آنها باز کرده است.

ماریا در تشریح نخستین ماموریت خود برای آدم کشی با اشاره به این نکته که ابتدا قرار بود همسرش یک خورده فروش موارد مخدر که مبلغی به یکی از افسران پلیس بدهکار بود را بکشد، گفت: همسرم عموما از سوی پلیس برای کشتن افرادی که بدهی هایشان را نمی پرداختند، اجیر می شد. اما برای برخی اهداف نیاز بود یک زن وارد عمل شود. شوهرم از من خواست کار را قبول کنم. به هدف نزدیک شدم و شلیک کردم، همین.

جاناتان هد در ادامه گزارش خود ضمن تاکید بر این نکته که ماریا و همسرش از محله ای فقیر در نزدیکی مانیل می آیند که عموما درآمد ثابتی هم برای ساکنان آن منطقه وجود ندراد، نوشت: برای هر قتل ۲۰ هزار پزوی فیلیپین (۴۳۰ دلار) پرداخت می شود که این مبلغ بین سه تا چهار نفر تقسیم می شود. برای افرادی که درآمد ثابت ندارند، شاید مبلغ کمی نباشد.

اگرچه قتل های سازمای یافته پدیده جدیدی در فیلیپین محسوب نمی شود اما پس از سخنان تند و تیز رئیس جمهوری این کشور که در واقع نوعی اعلان جنگ علیه جنایتکاران و بویژه قاچاق چیان مواد مخدر محسوب می شود، افرادی همچون ماریا و همسرش بسیار پرکار تر شده اند.

408448_190

دوترته بلافاصله پس به قدرت رسیدن در پیامی آشکار خطاب به قاچاق چیان مواد مخدر گفت: کشور مرا نابود نکنید چون شما را خواهم کشت.  هفته پیش نیز وی با حمایت از قتل های فراقانونی باردیگر بر موضع خود تاکید کرد. اما آنچه رئیس جمهوری جدید فیلیپین را برآن داشته است تا چنین رویکردی را در مواجهه با قاچاق چیان و بطور کل مواد مخدر در کشور در دستور کار قرار دهد؛ شیوع و گسترش نوعی ماده مخدر کریستال است که در فیلیپین به آن “شابو” می گویند. مخدری ارزان، با روش تهیه بسیار ساده همراه با نشئه گی بسیار بالا.

دوترته در موضع گیری اخیر خود نسبت به این موضوع با انتقاد شدید از شیوع فزاینده این ماده مخدر در بین جوانان و دیگر اقشار فیلیپین، نام ۱۵۰ مقام ارشد، مامور پلیس و قاضی مرتبط با تجارت پرسود این نوع ماده مخدر در کشور منتشر کرد. به گفته وی ۵ سرهنگ پلیس فیلیپین، شاه مهره های این تجارت کثیف هستند.

اما در حال حاضر تنها خورده فروشان هستند که هدف قتل های زنجیره ای قرار می گیرند. از زمان به قدرت رسیدن دوترته در ۳۰ ژوئن، بیش از ۱۹۰۰ نفر در فیلیپین بدلیل ارتباط با قاچاق مواد مخدر کشته شده اند که ۷۵۶ نفر از این قتل ها توسط پلیس صورت گرفته است.

408455_568

اگرچه پلیس می گوید برای تمامی این قتل ها پرونده تشکیل می دهد؛ اما در قالب موارد این جنایت ها بدون پاسخ و توضیح باقی می مانند. در کنار اجسادی که هر شب در مانیل و اطراف آن یافت می شود، پلاکارد هایی گذاشته شده است که به دیگران هشدار می دهد درگیر خرید و فروش مواد مخدر نشوند تا سرنوشت مشابهی نداشته باشند.

خبرنگار بی بی سی در ادامه گزارش خود از پایتخت مانیل ضمن تاکید بر این نکته که “مبارزه با قاچاق چیان مواد مخدر”جنگی است که  استقبال و حمایت مردم فیلیپین را پشت سر خود دارد، اضافه کرد: برای مثال در شهر توندو در نزدیکی مانیل، مردم عادی در هنگام موضع گیری های تند و بعضا بحث برانگیز رئیس جمهور کشورشان درخصوص جنگ با قاچاق چیان، با کف و سوت از او و سیاست هایش حمایت کردند. آنها معتقدند “شابو” عامل اصلی افزایش جرم و جنایت در کشور و نابودی خانواده ها و زندگی جوانان است.

drug war

البته عده  ای نیز بر این باورند این شکل برخور می تواند کنترل امور را از دست پلیس خارج کرده و به کشته و بازداشت افرادی بیگناه منجر شود.

هنگامی که جاناتان هد به سراغ یکی از خرده فروشان مواد مخدر در مانیل با نام مستعار راجر رفت تا از تجربیات وی درمورد این جنگ بپرسد به این نتیجه رسید که بسیاری از این ساقیان خرده پا اگرچه تهدید رئیس جمهور را جدی قلمداد می کردند اما انتظار داشتند پیش از آنها با کارتل ها و دانه درشت های این تجارت برخورد شود.

راجر در این باره معتقد است: من موارد فروش هستم. مانند بسیاری از معتادان برای تامین هزینه اعتیاد مجبور به خرید و فروش شدم اما این بدان معنی نیست که دزد باشم و یا آدم بکشم. چند هفته است از مانیل فرار کرده ام و هر لحظه نگران هستم مورد حمله قرار بگیرم. فرزندانم را به خارج از شهر نزد والدینم فرستادم تا هم از خطر در امان باشند و هم در معرض مواد مخدر قرار نگیرند.

_90918162_cag-3-resized

این قاچاق چی خرده فروش با بیان اینکه بین ۳۰ تا ۳۵ درصد همسایگانش معتاد به مواد مخدر هستند گفت: وقتی ریس حمهور کشور علیه ما اعلام جنگ می کند، چرا نباید نگران باشم و فرار کنم؟ من از گذشته خود پشیمانم. می دانم در نابودی زندگی بسیاری نقش داشتم ولی فکر نمی کنم مستحق مرگ باشم.

این در حالی است که ماریا هم از آنچه انجام می دهد، احساس گناه می کند: “اینکه برای پول آدم بکشید اصلا جالب نیست، تا همین جا هم پسرم از من و پدرش می پرسد این مقدار پول را از کجا بدست می آوردید و من اصلا مایل نیستم او بداند والدینش آدم کش هستند.  یک ماموریت دیگر باقی مانده است و امیدوارم این آخرین بار باشد”.

واقعیت اما اینگونه نیست! رئیس گروه آنها را تهدید کرده است که اگر قصد ترک گروه را دارند حتما کشته خواهند شد. ماریا به واقع خود را گرفتار می بیند. او از کشیش خود در کلیسا می خواهد که برایش طلب آمرزش کند اما شرم دارد درباره شغل خود با کشیش حرف بزند.

ماریا در پاسخ به این پرسش که مبارزه رئیس جمهور با قاچاق چیان توجیه مناسبی برای اقدامات او محسوب می شود یا خیر، گفت: ما فقط درباره نحوه اجرای ماموریت ها حرف می زنیم. بعد از قتل دیگر هیچ صحبتی در موردش نمی شود. اما واقعیت این است که افکاری او را احاطه کرده است، که نمی خواهد درموردشان با ما صحبت کند.

نوعی حس شرم، ترس و گناه.

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 0 / 5. تعداد رای: 0

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود