۸ نظر

هر گاه به یک کشور منزوی، با قوانین عجیب و غریب، سیستم دیکتاتوری غیر قابل تصور و دستگیری و شکنجه های هولناک فکر می کنیم اولین کشوری که به ذهنمان می رسد کره شمالی است. کره شمالی در طول بیش از ۶۰ سال شکل گیری خود همواره در عرصه جهانی جنجال آفرین بوده و با سیاست های تهاجمی و بی پروایانه خود علاوه بر حفظ تنش در شبه جزیره کره، بر آلام مردم خود نیز افزوده است. در این میان اما شرایط کسانی که به هر دلیلی توسط سرویس های امنیتی این کشور دستگیر شده و به زندان و یا کمپ های کار اجباری فرستاده می شوند بسیار وخیم تر از دیگران است.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

هر فرد اهل کره شمالی که بر اساس استانداردهای سیستم حاکم مرتکب خلافی شده و یا به بی ارتباط ترین شکل ممکن، توسط دولت به اهانت به رهبر یا حاکمان کشور متهم شود به زندان یا کمپ های کار اجباری فرستاده خواهد شد. این افراد مجبور به کار اجباری در بدترین شرایط بوده و علاوه بر گرسنگی کشیدن، در صورت کوچکترین اعتراض یا مخالفتی شکنجه خواهند شد. یکی از بازماندگان کمپ یهودیان آشوییتز ادعا کرده بود که کمپ های زندانیان در کره شمالی اگر از کمپ های گاز نازی ها بدتر نباشد، دستکم به اندازه آن ها هولناک است.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

با به قدرت رسیدن رهبر جوان کره شمالی، کیم جونگ اون، نه تنها شرایط بهتر نشده بلکه بر سختگیری ها و تسویه حساب های مرگبار، حتی با خانواده و نزدیکان رهبر و افراد بلندپایه نظامی و سیاسی کشور، نیز افزوده شده و قوانین سختگیرانه تری توسط حاکمان کره شمالی اعمال شده است که در این رسانه بارها به آن ها اشاره کرده ایم. این روزها خبر دیدار مجدد رهبر کره شمالی با دونالد ترامپ در ماه اسفند، خبرساز شده است و به همین بهانه قصد داریم شما را با برخی از اتفاقات واقعی که در مبحث شکنجه زندانیان در اردوگاه های زندانیان کره شمالی رخ داده آشنا کنیم.

۱۰- ماجرای جئونگ کوانگ ایل

شکنجه زندانیان در کره شمالی

جئونگ کوانگ ایل یک تاجر اهل کره شمالی بود که در کشور چین با همتایان همسایه جنوبی خود مراودات تجاری داشت، رابطه ای که از دید رهبران کره شمالی و قانون این کشور همکاری با دشمن محسوب می شود. جئونگ توسط مقامات کره شمالی به جاسوسی برای کره جنوبی متهم شده و به کمپ کار اجباری فرستاده شد. نیروهای اطلاعاتی کره شمالی سعی کردند با شکنجه کردن از او اعتراف بگیرند. او را چنان کتک زده و شکنجه کردند که تمامی دندان هایش شکست و پشت سر او چنان شکافته شد که جای زخم آن برای همیشه برجای ماند. جئونگ با یک تکنیک شکنجه خاص موسوم به «شکنجه کبوتر» مواجه شده بود.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

دست هایش را در پشت کمرش با استفاده از دستبند بسته و سپس از ارتفاع آویزان کردند به نحوی که پاهایش به زمین نرسد. وی روزها در این حالت به حال خود رها شده بود و به گفته خودش تحمل این وضع چنان برایش دردناک بود که مرگ را بر آن ترجیح می داد. در نهایت، جئونگ پس از ۱۰ ماه شکنجه به جاسوسی که نکرده بود اعتراف کرد. او را به زندان یودوک که یکی از بزرگ ترین زندان های کره شمالی است فرستادند، زندانی که بیش از ۵۰٫۰۰۰ زندانی دیگر در آن نگهداری می شوند. روی سر در این زندان با این جملات از تازه واردها استقبال می شود: «بیایید زندگیمان را فدای حفاظت از رهبری انقلابی رهبر عزیزمان کیم جونگ ایل کنیم». زندانیان بسیاری در اثر شکنجه های طاقت فرسا در این زندان جانشان را از دست می دهند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

زندانیان را هر روز ساعت ۵ صبح از خواب بیدار کرده و کاسه ای برنج، لوبیا و ذرت به آن ها داده می شود و در ادامه روز مجبور به کار کردن می شوند. در فصل بهار زندانیان را به زمین های زراعی می برند و هر نفر باید وظیفه رسیدگی به زمینی به مساحت ۱٫۱۷۰ متر مربع را بر عهده بگیرد. در صورتی که زندانی نتواند کار خواسته شده را انجام دهد سهمیه غذای او کاهش پیدا خواهد کرد. کار در زمستان بسیار دشوارتر است زیرا زندانیان باید تنه های درخت بزرگی را قطع کرده- طول برخی به ۴ متر می رسد_ و بیش از ۳ کیلومتر حمل کنند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

بسیاری از زندانیان در حین انجام این کارهای سخت در اثر سانحه جانشان را از دست می دهند و کسانی که مجروح می شوند نیز در نهایت از گرسنگی خواهند مرد زیرا توان کار نداشته و به آن ها غذایی تعلق نمی گیرد. جئونگ به مدت ۳ سال در زندان باقی ماند تا اینکه یکی از نگهبانان ارشد زندان به این نتیجه رسید که او بیگناه است. وقتی که جئونگ آزاد شد متوجه گردید که خانه اش غصب شده و خانواده اش ناپدید شده اند. جئونگ نیز یک ماه بعد از کره شمالی گریخته و به کره جنوبی رفت.

بیشتر بخوانید: سرگذشت کیم جونگ اون؛ رهبر کره شمالی تا به امروز چه مسیری را طی کرده است

۹- ماجرای جی هیون پارک

شکنجه زندانیان در کره شمالی

پدر جی هیون پارک بیمار بود و از خانواده اش می خواست که به هر شکل ممکن کره شمالی را ترک کنند. مادر پارک با پرداخت رشوه به یکی از نگهبانان مرزی کشور از او خواست که به آن ها اجازه دهد از طریق رودخانه مرزی خود را به چین برسانند. آن ها به چین رفتند اما پارک به عنوان همسر به یک کشاورز الکلی چینی در قبال ۵٫۰۰۰ یوآن (۷۵۰ دلار) فروخته شد. پارک به مدت ۶ سال به عنوان برده، روزی ۱۶ ساعت کار می کرد و تنها مایه شادی و امید او پسرش، چول، بود. چول ۵ ساله بود که مادرش دستگیر شده و به کره شمالی بازگردانده شد. او را به کمپ کار اجباری فرستادند، جایی که به گفته خودش شرایط زندگی در آن غیرقابل تصور بود و زندانیان مانند حیوان مجبور به کار می شدند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

پارک و دیگر زندانیان باید تپه ها را از درخت پاک می کردند تا این که قابلیت کشاورزی را داشته باشند. به زندانیان اجازه پوشیدن کفش داده نمی شد، به همین دلیل پوست پای پارک در تماس با سنگ ها بشدت زخمی و پینه بسته بود. زخم او عفونی شده و قانقاریا به دنبال آن آمد. پارک توسط نگهبانان آزاد شد تا بیرون از کمپ بمیرد. رفته رفته زخم های پارک بهبود یافت اما او همچنان هنگام راه رفتن می لنگد. او در نهایت موفق شد به چین فرار کرده و پسرش که به حال خود رها شده بود تا بمیرد را پیدا کرد. پارک عاشق یک فراری دیگر از کره شمالی شده و در نهایت توانستند به بریتانیا پناهنده شوند.

۸- ماجرای کانگ چئول هوآن

شکنجه زندانیان در کره شمالی

پدربزرگ کانگ چئول هوآن را به جرم خیانت به «خلق کره» دستگیر کرده و خانواده اش را نیز همراه او به کمپ کار اجباری فرستادند. وقتی که کانگ به زندان یودوک فرستاده شد تنها ۱۰ سال سن داشت و خیلی زود متوجه دیگر کودکانی شد که در کمپ نگهداری می شدند. کودکان کمپ از شدت گرسنگی و رنج تکه ای پوست و استخوان بودند و ظاهر آن ها «بدتر از گدایان» به نظر می رسید. کانگ بلافاصله به کار اجباری محکوم شد. او مجبور بود کنده های سنگین درخت را کیلومترها به دوش بکشد و به کمپ برساند. اگر یکی از زندانی ها به دلیل ضعف یا بیماری از انجام کارش باز می ماند، نگهبانان به دیگر زندانیان گروه کاری دستور می دانند که او را تا سر حد مرگ کتک بزنند. زندانیان نمی توانستند از دستور نگهبانان سرپیچی کنند زیرا اگر این کار را می کردند به سلول هایی خاص در داخل کمپ فرستاده می شدند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

در این سلول های کوچک، افراد را به مدت ۶ ماه نگه می داشتند، جایی که مجبور بودند روی زمین سرد و گل آلود بنشینند به نحوی که تنها افراد معدودی می توانستند پس از ۶ ماه، زنده از سلول ها بیرون بیایند. کانگ می گوید ک خود شاهد فرار دو سرباز نگهبان در این زندان بوده است اما هر دوی آن ها دستگیر شده و به دار آویخته شدند. هزاران زندانی را در زندان به خط کرده و آن ها را مجبور کردند که در کنار جنازه های آویزان شده رژه بروند. آن ها را مجبور کردند که به جنازه سربازان فراری سنگ زده و فریاد بزنند «مرگ بر خائنان به خلق». برخی که از انجام این کار سر باز می زدند توسط نگهبانان مورد شکنجه قرار می گرفتند. کانگ به مدت ۱۰ سال در این زندان باقی ماند تا اینکه خانواده او آزاد شدند. ۵ سال بعد او همراه با یک زندانی سابق دیگر در کره شمالی به چین فرار کرده و سپس از طریق کشتی خود را به کره جنوبی رساندند.

۷- ماجرای کیم یونگ سون

شکنجه زندانیان در کره شمالی

به عنوان یک زن جوان، کیم یونگ سون، برای کیم ایل سونگ (موسس و اولین رهبر کره شمالی) رقصیده بود. یک روز توسط پلیس مخفی کشور فرا خوانده شده و در یک اتاق حبس شد و پس از آن بود که به مدت ۲ ماه تمام در مورد اطلاعاتی که ظاهراً از مقامات ارشد حزب داشت از او بازجویی شد. او گفت که هیچ چیز در مورد این افراد نمی داند اما در نهایت او را همراه با ۴ بچه کوچک و والدینش به زندان یودوک فرستادند. در کمپ یودوک، غذا بسیار کم بود. به زندانیان تنها مقدار کمی ذرت و نمک داده می شد. اگر یک زندانی نمی توانست مقدار کار روزانه ای که برایش تعیین شده بود را انجام دهد، جیره غذایی او کاهش داده می شد. زندانیان مجبور بودند هر چیزی که گیرشان می آمد را بخورند، از موش و مارمولک گرفته تا مارهایی که پروتئین مورد نیاز آن ها را تامین می کردند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

هر گاه یک زندانی یکی از این موجودات را به چشم می دید، سریعاً آن را گرفته و به شکل خام می خورد زیرا فرصت یا ابزاری برای پختن گوشت آن نداشت. هیچ کس به غذای کافی دسترسی نداشت و همه به سوء تغذیه کشنده مبتلا شده بودند. او هر روز کسانی را می دید که در اثر گرسنگی می مردند که برخی از اعضای خانواده او را نیز شامل می شدند. او به سختی توانست در طی ۹ سال زندانی بودن در کمپ زنده بماند. بعد از اینکه یک افسر نظامی از کمپ دیدن کرده و به سبب آشنایی اش با برادر کیم او را شناخت، کیم از زندان آزاد شد. کیم با خرید مدارک شناسایی جعلی خود را به چین رساند و از آنجا به کره جنوبی گریخت.

وی بعدها دلیل زندانی شدنش را پیدا کرد. او روزگاری از دوستان نزدیک، سونگ های ری، اولین همسر کیم جونگ ایل بود. ازدواج این زن با رهبر وقت کره شمالی بسیار شنیع و سراسر رسوایی بود زیرا سونگ از قبل ازدواج کرده و یک فرزند داشت اما برای زندگی با کیم جونگ ایل، فرزند و شوهر خود را رها کرد. کیم جون ایل ۵ سال از زن اولش کوچکتر بود و از آنجایی که مقامات اطلاعاتی کشور می خواستند راز زندگی خیانت آمیز سونگ را مخفی نگه دارند، هر کسی که از گذشته او خبر داشته و او را می شناخت را دستگیر و زندانی کرده بودند.

بیشتر بخوانید: تغییرات در کره شمالی؛ آزاد شدن تماشای کارتون «تام و جری» و نشانه های نارضایتی مردمی

۶- ماجرای آن میونگ چول

شکنجه زندانیان در کره شمالی

آن میونگ چول به مدت بیش از یک دهه به عنوان نگهبان زندان در کره شمالی خدمت می کرد. به او آموزش داده شده بود که نباید مانند انسان با زندانیان رفتار کند زیرا آن ها انسان نیستند. به او گفته شده بود که هر زندانی که قصد فرار داشت را بی درنگ به قتل برساند. اگر یک نگهبان موفق به کشتن زندانی فراری می شد به او جایزه می دادند. بسیاری از نگهبانان، بی دلیل به زندانیان بی گناه شلیک می کردند تا بتوانند به عنوان پاداش به دانشگاه بروند. چول خود شاهد بود که یکی از همکارانش به یکی از زندانیان دستور داد که از سیم خاردار اطراف زندان بالا برود. سپس به جرم فرار به او شلیک کرده و با رفتن به دانشگاه از او تقدیر شد. نگهبانان برای تفریح نیز دست به کشتن زندانیان می زدند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

چول می گوید شاهد تلاش دو دختر زندانی در کمپ برای گرفتن یک دانه رشته خوراکی از داخل یک گودال پر از آب کثیف که آشغال ها را در کنار آن جمع می کردند بوده است. یکی از نگهبانان که از کنار این دو دختر می گذشت آن ها را به درون گودال انداخت و هر دو غرق شدند. اتفاقی که چول را تکان داد زمانی بود که ۳ سگ وحشی آموزش دیده در کمپ به تعدادی کودک حمله کردند. در نتیجه ۳ نفر از این کودکان توسط سگ های وحشی تکه پاره شدند و ۲ کودک دیگر هنوز زنده بوده و نفس می کشیدند که نگهبانان آن ها را دفن کردند. پدر چول در حالت مستی صحبت های منفی در مورد رهبر کشور کرده بود و بدین ترتیب بود که خانواده او را دستگیر کردند. چول که از دستگیر شدن می ترسید، خودرو دولتی که در اختیارش بود را به سمت ساحل برده و با شنا کردن خود را به چین رساند و بعدها به کره جنوبی پناهنده شد.

بیشتر بخوانید: ۲۴ واقعیت باورنکردنی و عجیب در مورد کیم جونگ اون؛ رهبر جنجالی کره شمالی [قسمت اول]

کیش تور
منبع: listverse
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۸ نظر

ورود

  • تارک بهمن ۲, ۱۳۹۷

    لعنت بر همه ی مخالفان آزادی انسان ها…

  • اکبر بهمن ۲, ۱۳۹۷

    یا خدا این دیگه چه وضعشه سران کشور کره شمالی یه مشت حیوانن
    حالا هی بگید چرا تو ایران زندگی می کنیم جا مردم کره شمالی بودید چی میگفتید

    • تارک بهمن ۲, ۱۳۹۷

      هر دو دارن به نحوه خودشون ظلم میکنن.
      انقدر کوتاه فکر نکنیم و خودمونو با بالا دستی ها مقایسه کنیم.

  • سامینا بهمن ۲, ۱۳۹۷

    چرا همیشه باید بدتر از خودمون رو الگوی خوب زندگی کردن قرار بدیم؟ یعنی واقعا باید شکر گزار باشیم که تجربه زندان یودوک رو نداشتیم؟؟؟؟؟

  • اریا بهمن ۵, ۱۳۹۷

    تصور کنین این جانی ها به دنیا مسلط بشن. برای همینه که باید قدر امریکا رو دونست که ترمز اینها رو کشیده

  • A بهمن ۵, ۱۳۹۷

    ایرانه خودمون بدتره ، مگه اسماعیل بخشی نبود
    تازه بیچاره رو واسه احقاق حقوق کارگری اینقدر بلا سرش آوردن

  • محمد بهمن ۵, ۱۳۹۷

    البته که ما تو ایران مشکلاتی داریم که در بعضی از اونها سهیم هستیم مثلا معیار ما برای انتخاب نماینده مجلس چیه!؟ در بعضی مناطق حزب و جناح در بعضی مناطق بر اساس ساختار قومی خب سوال اینجاست چطور کسایی که پشتوانه حزب و قومیت شون به مجلس میرن میتونن دغدغه حمایت از تمام مردم یه منطقه رو باشن فراموش نکنید مجلس خوب میتونه قوانین کار آمد تصویب کنه و مدافع حقوق مردم باشه
    چرا مردم ما تو هر چیزی از برخی سلبریتی ها نظر میگیرن که هیچ سابقه و تجربه تو اون امور ندارند! ؟
    چرا وقتی چیزی گرون میشه مردم به جای نخریدن چنتا چنتا می‌خرن!؟
    می‌بینید ما خودمونم تو وضعیت الان بی تاثیر نیستیم

    • Amir بهمن ۵, ۱۳۹۷

      با بعضی از حرفهاتون موافقم.
      ولی فکر کنم (سهوا یا عامدانه) به این نکته مهم توجه نکرده‌اید که چیزی به نام انتخابات تو ایران نداریم چون تمام کاندیداها صرفا از بین کسانی است که به شدت هر چه تمام تر گزینش شده‌اند و هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه که کدام کاندیدا رای بیاورد در نهایت نتیجه یکیست.