۲ نظر

هر گاه به یک کشور منزوی، با قوانین عجیب و غریب، سیستم دیکتاتوری غیر قابل تصور و دستگیری و شکنجه های هولناک فکر می کنیم اولین کشوری که به ذهنمان می رسد کره شمالی است. کره شمالی در طول بیش از ۶۰ سال شکل گیری خود همواره در عرصه جهانی جنجال آفرین بوده و با سیاست های تهاجمی و بی پروایانه خود علاوه بر حفظ تنش در شبه جزیره کره، بر آلام مردم خود نیز افزوده است. در این میان اما شرایط کسانی که به هر دلیلی توسط سرویس های امنیتی این کشور دستگیر شده و به زندان و یا کمپ های کار اجباری فرستاده می شوند بسیار وخیم تر از دیگران است.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

هر فرد اهل کره شمالی که بر اساس استانداردهای سیستم حاکم مرتکب خلافی شده و یا به بی ارتباط ترین شکل ممکن، توسط دولت به اهانت به رهبر یا حاکمان کشور متهم شود به زندان یا کمپ های کار اجباری فرستاده خواهد شد. این افراد مجبور به کار اجباری در بدترین شرایط بوده و علاوه بر گرسنگی کشیدن، در صورت کوچکترین اعتراض یا مخالفتی شکنجه خواهند شد. یکی از بازماندگان کمپ یهودیان آشوییتز ادعا کرده بود که کمپ های زندانیان در کره شمالی اگر از کمپ های گاز نازی ها بدتر نباشد، دستکم به اندازه آن ها هولناک است.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

با به قدرت رسیدن رهبر جوان کره شمالی، کیم جونگ اون، نه تنها شرایط بهتر نشده بلکه بر سختگیری ها و تسویه حساب های مرگبار، حتی با خانواده و نزدیکان رهبر و افراد بلندپایه نظامی و سیاسی کشور، نیز افزوده شده و قوانین سختگیرانه تری توسط حاکمان کره شمالی اعمال شده است که در این رسانه بارها به آن ها اشاره کرده ایم. این روزها خبر دیدار مجدد رهبر کره شمالی با دونالد ترامپ در ماه اسفند، خبرساز شده است و به همین بهانه قصد داریم شما را با برخی از اتفاقات واقعی که در مبحث شکنجه زندانیان در اردوگاه های زندانیان کره شمالی رخ داده آشنا کنیم.

۵- ماجرای کیم کوانگ ایل

شکنجه زندانیان در کره شمالی

کیم کوانگ ایل به شدت گرسنه بود و پول و غذای کافی برای زنده ماندن نداشت. او مقدار دانه کاج جمع آوری کرده و سعی کرد با فروش آن ها در چین مقداری غذا بخرد. اما در میانه راه توسط نیروهای مرزی کره شمالی دستگیر شد. مقامات اطلاعاتی کره شمالی او را به جرم نابخشودنی قاچاق از طریق مرز متهم کرده و سعی کردند با شکنجه از او اعتراف بگیرند. او مجبور می شد ساعت ها در یک حالت خاص سر پا بایستد. مجبورش کردند ساعت ها طوری وانمود کند که انگار روی موتور نشسته یا مانند هواپیما دست هایش را باز کرده و یک پایش را بالا نگه دارد. زندانیان باید آنقدر در این حالت می ایستادند که عرقشان بتواند یک لیوان را پر کند. کسانی که در حین شکنجه و بازجویی بیهوش می شدند نیز به تمارض متهم شده و باید همه ماجرا را از اول آغاز می کردند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

کوانگ نتوانست این شکنجه ها را برای مدت طولانی تحمل کند و در نهایت لب به اعتراف گشود. در نهایت او را به ۶ سال زندان محکوم کردند. وی در زندان مجبور بود سخت کار کند. او مجبور بود کنده های سنگین را از کوه پایین آورده و به کمپ بیاورد بدون این که از کمکی در این زمینه برخوردار باشد. کار بسیار سخت و خطرناکی بود زیرا در مواردی، این کنده های بزرگ باعث زخمی شدن و شکستگی استخوان های زندانیان می شد. کار اجباری سخت بسیاری از زندانیان را می کشت و دیگر زندانیان مجبور بودند که جنازه های آن ها را داخل یک گاری بیندازند. وقتی که این گاری پر می شد، زندانیان آن را به کوهستان های اطراف می بردند. سپس جنازه های را در داخل یک گودال ریخته و آتش می زدند. پس از سوختن کامل جنازه ها، خاکستر آن را جمع کرده و برای حاصلخیز کردن زمین های کشاورزی، به عنوان کود، مورد استفاده قرار می دادند. کوانگ پس از ۲۹ ماه زندانی بودن آزاد شده و توانست به کره جنوبی فرار کند.

۴- ماجرای لیم هایه جین

شکنجه زندانیان در کره شمالی

لیم هایه جین در طول دوران ۷ ساله خدمت خود به عنوان یک نگهبان زندان شاهد اتفاقات هولناکی بود که بدترین آن ها زمانی بود که لیم تنها ۲۰ سال سن داشت. دو برادر موفق شدند از کمپ فرار کنند، اما مقامات برای انتقام ۷ نفر از اعضای خانواده آن ها را دستگیر کرده و به قتل رساندند. دیگر زندانیان نیز به خاطر فرار این دو زندانی، شکنجه شدند. این دو برادر در نهایت در چین دستگیر شده و به کره شمالی بازگردانده شدند. آن ها را به طرز وحشیانه ای شکنجه کرده و در ادامه این دو را در برابر چشمان دیگر زندانیان گردن زدند. در ادامه زندانیان را وادار کردند که به سمت جنازه این دو برادر نگون بخت سنگ پرتاب کنند. لیم شاهد رفتارهای هولناکی از جانب نگهبانان زندان نسبت به زندانیان زن بود. نگهبان ها به هر یک از زندانیان زن که می خواستند تجاوز می کردند و در صورتی که زنی در نتیجه این تجاوزات باردار می شد او را وادار به سقط جنین می کردند.

بیشتر بخوانید: زندگی حیوانی: سرگذشت دردناک جوان اهل کره شمالی پس از بارها ناکامی در فرار از کشور

شکنجه زندانیان در کره شمالی

اگر بارداری در مراحل آخر خود بود، نگهبانان از طریق شکنجه، این نوزادان را از بین برده و جسد آنان را می سوزاندند. اما جنایات نگهبانان نسبت به زندانیان زن تنها منحصر به تجاوز نبود. لیم خود شاهد سبک اعتراف گیری و بازجویی از زندانیان زن بود. نگهبان یا بازپرس با عصبانیت شدید، زندانی را شکنجه کرده و او را وادار به لخت شدن می کرد و در ادامه با استفاده از آتش قسمت هایی از بدن او را می سوزاند. به آن ها گفته بودند که زندانیان انسان نیستند. لیم را به جرم خرید و فروش کالا در چین دستگیر کرده و برای مدت کوتاهی به زندان انداختند. این زن را وادار کردند که در برابر نگهبانان مرد برهنه شده و رژه برود. همانجا بود که لیم تصمیم گرفت پس از آزادی، از کشور فرار کند و در نهایت نیز موفق به این کار شد.

۳- ماجرای سون اوک لی

شکنجه زندانیان در کره شمالی

سون اوک لی به مدت ۱۴ سال در مقام رییس اداره تامین کالای کشور خدمت کرده بود و وظیفه او تامین کالا و غذا برای مردم بود. بعد از مدتی اقتصاد کشور دچار رکودی شدید شد و سون را به خاطر ناتوانی اش در تامین کالا مقصر دانستند. به او گفته شد که مسئول گرسنگی مردم کشور است و پس از ماه ها شکنجه او را وادار به اعتراف کردند. به او گفته شد که اگر به جرم خود اعتراف کند، همسر و فرزند پسرش در امان خواهند بود. بعد از این اعتراف اجباری بود که او را به همراه خانواده اش به کمپ کار اجباری فرستادند. او را به بخش آهنگری کمپ فرستادند. او مجبور بود در دمای بسیار بالای کارگاه آهنگری کار کند و رفته رفته کار سخت تاثیر خود را بر روی جسم ضعیف سون گذاشت به نحوی که کمر وی خم شده بود. در ادامه استخوان های شانه اش نیز بیرون زدند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

بعد از مدتی او را به جرم پنهان کردن لباس های ممنوعه به سلول های کوچک و تنگ انداختند. او در این سلول نه می توانست روی پا بایستد و نه دراز بکشد. وی بعد از آزاد شدن از سلول نیز تا هفته ها نمی توانست درست راه برود. سون را بارها در زندان شکنجه کردند. با شلاق کتک خورد و ضربات مشت و لگد زیادی به سر و صورت او زدند. تمام دندان هایش را شکستند و بخش چپ صورتش را فلج کردند. او به خاطر همین شکنجه ها، به سر دردهای دائمی دچار شد. در نهایت پس از ۷ سال او را آزاد کردند و چند سال بعد، سون همراه با پسرش موفق به فرار به چین و سپس کره جنوبی شد.

۲- ماجرای هیوک کیم

شکنجه زندانیان در کره شمالی

هیوک کیم یک پسر نوجوان بی خانمان و گرسنه بود که برای بدست آوردن کمی پول و غذا خود را به چین رساند. او را دستگیر کرده و به ۳ سال زندان محکوم کردند. او خیلی زود تمامی احساسات انسانی اش را از دست داد  و به گفته خودش مانند یک حیوان نه فکر می کرد و نه تلاشی برای آزادی داشت، او فقط ترس را حس می کرد. هیوک به یک ربات تبدیل شده بود که ساعت ۷ صبح صبحانه اش که از مقداری دانه ذرت و ۵۰ تا ۹۰ دانه لوبیا تشکیل می شد را دریافت کرده و تا ظهر کار می کرد. سپس بار دیگر مقدار کمی غذا به او داده شده و هیوک بار دیگر به سر کارش باز می گشت. شام رأس ساعت ۷:۳۰ غروب سرو می شد. پس از آن به آن ها دستور داده می شد که قوانین کمپ را خوانده و حفظ کنند.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

اگر یک زندانی یک کلمه از قوانین نوشته شده را نادرست می گفت یا به خاطر نسپرده بود، همه زندانیان بیدار نگه داشته می شدند تا زمانی که همه بدون کوچکترین اشتباهی این قوانین را بازگو کنند. معمولاً زندانیان رأس ساعت ۱۰ شب به خواب می رفتند. مانند دیگر زندانیان، هیوک نیز تنها به غذا فکر می کرد. او گاهی موفق می شد موش شکار کند و پس از کندن پوستش، گوشت آن را خشک کرده و به صورت خام می خورد. اگر سعی می کرد گوشت موش را بپزد، نگهبانان متوجه بوی سوختن گوشت شده و او را شکنجه می کردند. برخی زندانیان وسایلشان را با غذا معاوضه می کردند. حتی زندانیان با جمع کردن ته سیگارهای نگهبانان، تنباکوی آن ها را جمع کرده و رفته رفته به یک سیگار کامل تبدیل می کردند. این کار بسیار خطرناک بود زیرا در صورت دستگیر شدن به شدت شکنجه می شدند. هیوک بعد از ۸ ماه آزاد شده و به کره جنوبی فرار کرد.

۱- ماجرای جی هیون ای

شکنجه زندانیان در کره شمالی

جی هیون ای سه بار تلاش کرد خود را به چین برساند اما هر سه بار او را دستگیر کرده و به کره شمالی بازگرداندند. سومین باری که هیون را دستگیر کردند وی باردار بود. مقامات کره شمالی داشتن نوزدانی که از مردان غیر کره ای بودند را تحمل نکرده و این زنان را وادار به سقط جنین می کردند. هیون را بلافاصله پس از دستگیری وادار به سقط جنین کردند، بدون هیچ دارو یا دستورالعمل پزشکی. سپس او را به کمپ کار اجباری فرستادند، جایی که او شاهد شکنجه و بدرفتاری با زنان باردار بود.

شکنجه زندانیان در کره شمالی

این زنان مجبور بودند سخت کار کنند و صدای زجه های شبانه آن ها که ناشی از سقط جنین بود شنیده می شد. وی شاهد وضع حمل یک زن پس از یک روز کاری سخت و در ماه هشتم بارداری بود. او فرزندش را در آغوش گرفت اما یکی از نگهبانان او را وادار کرد که نوزادش را خفه کند. او سعی کرد با خواهش از نگهبان، بچه اش را نجات دهد اما در نهایت مجبور شد نوزادش را خفه کند. هیون در نهایت از کره شمالی فرار کرده و به خانواده اش در کره جنوبی پیوست.

بیشتر بخوانید: داستان هایی هولناک از تجاوز و سوء استفاده جنسی مقامات کره شمالی نسبت به زنان این کشور

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 0 / 5. تعداد رای: 0

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۲ نظر

ورود

  • بی نام بهمن 3, 1397

    و خدایی که انسان را آفرید و به این خلقت خود احسنت گفت

  • ابوریحان داخلی دی 16, 1399

    واقعا من نمیدنم پس این خدا کجاست؟؟؟چرا گوشه ناچیزی از عدالت خودشو نشون ظالمین نمیده…ایا واقعا هستی؟؟؟خودت هم جای ما باشی بادیدن وشنیدن اینچیزا بیشتر از ما شک خاهی کرد..اونها و دیگره بندگان تو در سراسر این کره که روزانه هزاران ظلم و شکنجه بهشون میشه چه گناهی مرتکب شدن که لایق این زندگی ؟؟؟شدن..