نقد دیدن این فیلم جرم است
۴۰ نظر

رضا زهتابچیان تاکنون یکی دو فیلم کوتاه ساخته و از سال ۱۳۸۵ تا به امروز درگیر دریافت مجوز و ساخت فیلم «دیدن این فیلم جرم است» بوده؛ فیلمی که فارغ از خوب یا بد بودن آن از منظر کیفی، باید دیده شود و درباره آن حرف زده شود. با فیلمی روبرو هستیم که می‌توان به آن لقب سیاسی‌ترین فیلم دهه نود شمسی را اطلاق کرد و از شنیدن برخی دیالوگ‌ها که توسط کاراکترهای فیلم ادا می‌شود، تعجب کرد. «دیدن این فیلم جرم است» واقعا حس وقوع جرم را به مخاطب می‌دهد و این موضوع ناشی از خفقان و آزادی نداشتن در سینما و هنر کشورمان است. حوزه هنری بعد از سالها دوندگی زهتابچیان، این خفقان را حس و درک کرده و به او اجازه داده که فیلمش را بدون کم و کاستی بسازد و حالا آن را به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر آورده است.

دست زهتابچیان آزاد گذاشته شده تا هرچه می‌خواهد در فیلم خود بگوید و انتقادات را به زمین و زمان روانه کند. بسیاری فکر می‌کنند که فیلم رنگ اکران به خود نمی‌بیند اما تصور می‌کنم که انتقادات سیاسی داخل فیلم اگرچه بسیار بسیار تند است اما با مضامینی که توسط رهبری مطرح شده منافاتی ندارد و فیلم احتمالا اکران خواهد شد. قهرمان فیلم یک ارزشی آتش به اختیار است که از آقازاده‌ها و مذاکره و… بیزار است و می‌خواهد هر جور که شده با گرفتن اسلحه حرفش را پیش ببرد و از گرفتن قلم به جای تفنگ، حذر می‌کند.

نقد دیدن این فیلم جرم است

فیلم داستان جوانی مومن و بسیجی است به نام امیر که همسر محجبه‌اش، ریحانه به خاطر چادری بودن مورد ضرب و شتم یک شهروند قرار می‌گیرد. این شهروند توسط پایگاه بسیجی که امیر فرماندهی آن را تازه به عهده گرفته دستگیر می‌شود و امیر متوجه می‌شود که جنین داخل شکم ریحانه به خاطر حملات این فرد سقط شده است. در همین گیر و دار نامه‌ای از نیروی انتظامی به پایگاه می‌رسد مبنی بر اینکه شهروند دستگیر شده باید سریعا آزاد شود و پلیس می‌گوید که این دستور از بالا آمده است.

نقد دیدن این فیلم جرم است

امیر به جای گوش دادن به دستور، آتش به اختیار می‌شود و تصمیم می‌گیرد که حقش را از این شهروند گرفته و نگذارد او (که مست بوده و به ناموسش دست درازی کرده) از پایگاه بیرون برود. فرمانده خود پایگاه که یک سردار سپاهی است هم نمی‌تواند با امیر وارد مذاکره شود و بعد از مدتی مردی برای آزادی این شهروند هم وارد پایگاه می‌شود؛ مردی که آقا زاده بوده و پسر آیت الله احتشام است (یک آیت الله فرضی در فیلم) امیر کوتاه نمی‌آید و به همراه چند تن از دوستانش که همراه او هستند آقازاده را هم دستگیر می‌کند و در همینجا پای نهادهای امنیتی گوناگون، از وزارت اطلاعات گرفته تا سرداران سپاه و مجلسی‌ها، به این ماجرا باز می‌شود.

نقد دیدن این فیلم جرم است

دیدن این فیلم جرم است نسخه آپدیت شده‌ای از فیلم آژانس شیشه‌ای به شمار می‌رود که در آن حاج کاظم کارکنان یک آژانس هواپیمایی را گروگان گرفته بود تا حقش را بگیرد و در اینجا یک جوان بسیجی آتش به اختیار، می‌خواهد حق ناموس وطنش را از یک شهروند انگلیسی-ایرانی بگیرد. تفاوت بین این دو فیلم در نگاه‌های دو کارگردان است (هرچند ناگفته نماند حاتمی کیای امروزی با حاتمی کیایی که آژانس شیشه‌ای را ساخت زمین تا اسمان فرق می‌کند) در فیلم آژانس شیشه‌ای مذاکرات منطقی‌تری را مشاهده بودیم و کارگردان دائما قهرمانش را به سمت تفنگ در دست داشتن پیش نمی‌برد، اما زهتابچیان در فیلمش طوری وانمود می‌کند که حلال همه مشکلات تفنگ برداشتن و اسلحه کشیدن روی مخالفین است.

زهتابچیان یک قهرمان ارزشی و بسیجی را کاراکتر اصلی فیلم خود کرده و دیالوگ‌هایی شعارگونه که بیشتر شبیه به پست‌های تلگرامی می‌مانند را از دهان او به تمامی نهادها و بدنه دولت و حاکمیت نثار می‌کند؛ حتی به قول کاراکتر اصلی فیلم به ولایتمدارهایی که زیر پرچم ولی به هر کثافتکاری و چپاولگری دست می‌زنند. شنیدن این دیالوگ‌ها در فیلمی که در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب ساخته شده، عجیب است و به نظر می‌رسد انقلاب و افکار سینمایی‌های انقلابی با چندسالی تاخیر وارد چرخه زحل خود می‌شود (سیاره زحل هر ۲۹ سال یکبار دور خود می‌چرخد و انگاری از نو متولد می‌شود)

نقد دیدن این فیلم جرم است

دیدن این فیلم جرم است با مطرح  کردن مضامین روز و به باد انتقاد گرفتن آنها، فیلمش را بیش از پیش در دل تماشاگر جا می‌دهد؛ مضامینی چون تجاوز به کودکان ایرانی در عربستان و یا چپاول کردن میلیاردها پول و ژن خوب و… که این روزها در هر جای ایران و در هر رسانه‌ای صراحتا از آنها صحبت می‌شود و کسی جوابگوی آنها نیست. امیر (قهرمان فیلم) به دنبال پاسخ است و بارها در طول فیلم ادعا می‌کند که از حق خود گذشته اما نمی‌تواند از حق دختران سرزمینش بگذرد و حتی راضی می‌شود که شهروند انگلیسی دستگیر شده از پایگاه برود، به شرط اینکه یک مقام دولتی به او سیلی بزند. خواسته‌های امیر همگی حول خشونت می‌چرخند و بسته به نوع نگاهی که تماشاگر به مسائل سیاسی دارد، می‌تواند به دل او بنشیند یا اینکه او را مخالف حرف‌های امیر کند.

نقد دیدن این فیلم جرم است

قهرمانان فیلم آنارشیست به تمام معنا هستند و حتی تصمیم می‌گیرند که اگر پلیس ضدشورش و امنیت خواست مقابل آنها بایستد، وارد کارزار جنگ شوند. فیلم به زیبایی ماجرای درافتادن چندین نهاد امنیتی و دفاعی مملکت را به تصویر می‌کشد و انتقاداتی که از وزارت اطلاعات و خودی‌ها می‌کند گرچه شعاری است اما حرف دل بسیاری از مردم بوده و برای همین برای دقایقی که مشغول تماشای فیلم هستید، تبدیل به اثری عامه پسند می‌شود.

باید اعتراف کرد که اصولگرایان و دلواپسان بعد از سالها ساخت فیلم و کلیپ و… که فقط خودشان از آنها استقبال می‌کردند، در چند سال اخیر رگ خواب مردم را پیدا کرده‌اند و آثاری می‌سازند که در آن هم حرف‌هایشان را می‌زنند و هم فیلمی هیجان انگیز و مردمی از دل آن بیرون می‌آید که با استقبال خوبی از سوی ملت مواجه می‌شود. این تفکر پشت ساخت این فیلم‌ها وجود دارد و متاسفانه در ورای فیلم «دیدن این فیلم جرم نیست» این تفکر اینجوری تعریف شده که همه نهادهای نظام دچار الودگی سیاسی شده‌اند و تنها بسیج است که خالص مانده و فقط در آنجا مردان خدا فعالیت می‌کنند.

بسیاری نظر بر این دارند که اگر به بهانه سانسور و خفقان در سینما، آثار سیاسی نساخت و کنج خانه نشست، عملا هیچ کاری نکرده‌ایم و باید هرطور که شده بتوان در این خفقان سیاسی هم حرف‌های خود را در قالب اثر هنری همچون سینما به مردم و مسئولین گفت. زهتابچیان این شهامت را داشته که سالها دنبال مجوز فیلمش برود و حرفش را با وجود ترس از ممیزی‌ها بزند؛ اگرچه بخت و اقبال با او همراه بوده و حوزه هنری پشت فیلم درآمده و بی‌شک اگر این سازمان در تولید فیلم نقشی نداشت به هیچ وجه فیلم ساخته نمی‌شد.

با دیدن این فیلم دلمان می‌خواهد که تمام جناح‌ها بتوانند با همین صراحت حرفشان را بزنند و وقتی که اجازه اکران به این فیلم داده می‌شود و بعد از گذشت سالیان سال همچنان آثاری مثل آشغال‌های دوست داشتنی اجازه اکران ندارند؛ می‌توان چه نتیجه‌ای گرفت؟ دیدن این فیلم جرم نیست نشان می‌دهد که اصولگرایان به ضعف‌های سیستم و حاکمیت اجحاف دارند و صدای اعتراض افراطی‌ترینشان هم بابت این موضوع درآمده و نگاه انتقادشان هم صرفا به دولت نیست (در اینجا شاهد جدال همیشگی دولت و حکومت نیستیم) بلکه نگاهی انتقادی و کلی به تمام سیستم وجود دارد.

نقد دیدن این فیلم جرم است

ساخت دیدن این فیلم جرم است و اکران شدن آن در جشنواره فیلم فجر، در نهایت حس خوبی دارد چرا که می‌توان امیدوار بود با تولید این اثر، راه برای ساخت موارد مشابه باز شود و فیلم‌های سیاسی از این دست از سوی تمام جناح‌ها و دیدگاه‌ها بیشتر و بیشتر ساخته شود؛ می‌توان امید داشت که دیگر نهادها هم بتوانند مانند حوزه هنری و یا سازمان اوج دستشان باز باشد و کارگردان فیلم مورد حمایتشان را پیش ببرند؛ امیدهایی که هرچند کمی واهی به نظر می‌رسد اما شاید در یک روز خوب عملی شوند.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۴۰ نظر

ورود

  • اریا بهمن 15, 1397

    خاک بر سر ملتی که پول میدن میرن سینما این خزعبلات تبلیغاتی رو میبینن

  • سام بهمن 15, 1397

    بله دیگه به قول معروف «آش آنقدر شور بود که خان هم فهمید» البته خان هیچ وقت مشکلش شور بودن آش نبوده و نیست بلکه می ترسه رعیت بدبخت دیگه نتونن شوری آش رو تحمل کنند و بزنند خان و همه عمله و اکره اش رو به فنا بدن. برای همین هم سناریوی تطهیر خان کلید می خوره و همه مشکلات از جمله شوری آش میوفته گردن آشپز و تعدادی از نوکران خان. برای خر کردن رعیت هم نمایش سیاه بازی راه می اندازند به نام «غلام سیاه در مقابل نوکران خائن» که توش غلام سیاه یک دلواپس آتش به اختیاره که انتقام خان با بصیرت رو از نوکران خائن می گیره.

    • اشتر مرداد 16, 1398

      عالی مثال زدی تمثیلت فوق العده بود

  • حامد بهمن 15, 1397

    انگار شما تعریف فیلم سیاسی رو نمیدونید؟؟
    فیلمی که درباره یه آتش به اختیار بسیجیه تعریف درستی از فیلم سیاسی نیست بلکه یه فیلم حکومتی محسوب میشه!!!
    نه تنها این فیلم به راحتی اکران میشه بلکه به شکل سفارشی ساخته میشن این فیلما!!
    خواهش میکنم کلمه فیلم سیاسی رو از رو این فیلما بردارین!

  • محمد بهمن 16, 1397

    واقعا باعث تأسفه که این آقای به اصطلاح نویسنده با عنوان نگاهی به فیلم دیدن این فیلم جرم است خط اصلی داستان فیلمی که هنوز اکران عمومی در سینما های کشور نشده رو لو میده آیا این کار اخلاقیه من کاری ندارم این فیلم خوبه یا بده ولی به نظرتون رفتار شما درسته
    بعدم این واژه دلواپس رو که میگید دلواپس واقعا کیه کسی که کشورش دوست داره یا کسی که نباید کاری کنه که ارباب هاش تو غرب ناراحت بشن جای که خودش مدرک گرفته بچه هاش اونجا هستن
    مشکلات مقصر اصلیش اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هستن دو حزبی که مرام نامه در ابتدا تعریف نکردن که اصلاح‌طلب باید چه ویژگی داشته باشه و اصولگرا باید چه ویژگی داشته باشه و همین باعث شده کسی که اعتقادات مردم رو به سخره میگیره خودشو اصلاح‌طلب جا بزنه یا کسی که فقد عقاید کور کورانه مذهبی داره بدون درک خودشو اصولگرا جا بزنه

    • آرش پارساپور بهمن 16, 1397

      دوست عزیز در تمامی نقدهای فیلم باید برای بررسی فیلمنامه و موشکافی آن که رکن اصلی فیلم است به خط داستانی فیلم اشاره کرد و این موضوع در نقد فیلم یک اصل است؛ کافیه به تمامی مجلات و جراید تخصصی در این زمینه نگاه کنید. درمورد واژه دلواپس هم حق با شماست اما این واژه در ادبیات سیاسی کشور ما تعبیر دیگری ازش شده و نامش کاملا عوض شده است.

      • آتش به اختیار بهمن 16, 1397

        ناراحت نشید فیلم رو ندیدم اما خط به خط این متن نشون می ده نویسنده مریض است

  • مجید بهمن 16, 1397

    یعنی این نویسنده های مریض روزیاتو بدجوری کلیک کردن روی اوج و …
    خدا شفاتون بده!

    • آرش پارساپور بهمن 16, 1397

      سلام خواننده گرامی، راستش ما کلیک نکردیم و این سازمان‌ها هستند که وارد عرصه هنر و سینما شدند و فیلم‌های گوناگونی تولید و عرضه می‌کنند. دست ما نیست که این دوستان هم فیلم می‌سازند و در جشنواره شرکتشون می‌دن!

      • هانیه بهمن 16, 1397

        تا چشمتون درآد که اوج فیلم میسازه. چطور فرهادی اسپانسر فیلمش دختر یه عرب خلیج نشینه اشکال نداره. شاهکار پایتخت ۵ کار چه سازمانی بود ؟ من که فیلمهای اوج رو به خزعبلات ذهن مریض بقیه فیلمسازا ترجیح میدم و میرم سینما. فیلمایی که پر از خیانت و فساده فقط مال شما باشه که اهلشین و درگیرش. ما دلواپسا ذهنمون و جسممون رو میزاریم واسه غیرت و شرف و کشور.

        • تارک بهمن 16, 1397

          شاهکار؟؟؟!!!
          ما که جز تبلیغات سیاسی و استفاده ابزاری از یه برنامه محبوب چیزی ندیدیم.
          اوج هم چیزی جز نوین ترین و هزینه بر ترین پروپاگاندای حکومت نیست.

        • یاشار بهمن 17, 1397

          دقیقا این اراجیف واسه ذهن و اقناع و تفریح تون ساخته میشه .

      • حسین بهمن 17, 1397

        منم یک سری جملات رو نمی پسندم و اینکه دیدگاه نویسنده وزن دار هستش که شکی توش نیست
        ولی راضی نباشید که چشم کسی در بیاد
        جملات معنی دارن… با احتیاط استفاده کنیم

      • محمد کیایی بهمن 17, 1397

        عزیزم از طرفداران جناح شما هم کم الکی الکی تو جشنواره ها جایزه نمی‌برند!
        بازم دم خروس زد بیرون!

  • سورنا بهمن 16, 1397

    سلام.
    از کلمات و نوع لحنت قشنگ معلومه داری می سوزی از ساخت این فیلم.
    بسوز عزیزم, نسل جدیدی در حال ورود به عرصه ی هنر(سینما) است که بوی سوختنش تا خود تل آویو به مشام خواهد رسید.
    بوس بوس.

    • تارک بهمن 17, 1397

      طبیعتا وقتی هزینه و بودجه برای این “نسل” باشه به سینما هم ورود میکنه.

  • Abi بهمن 17, 1397

    قاعدتا مخاطبین این یادداشت با دیدن فیلم بهتر می توانند راجع به موارد مطرح شده قضاوت کنند.
    اما روایت بخش زیادی از قصه فیلم از سوی کسی که پز نقادی و روشنفکری دارد، نشان از اوج عصبانیت و نوعی عقده گشایی علیه این اثر مهم سینمایی است.
    به نظرم حتی کسانیکه فیلم را ندیده باشند هم می توانند حس تنفر نویسنده متن از فیلم را برداشت کنند.
    در مجموع معتقدم این فیلم یک اتفاق مهم در سینمای ماست که برای موافق و مخالف پیام آن، حتما ارزش دیدن را دارد.

    • آرش پارساپور بهمن 17, 1397

      در اینکه با یک فیلم بد از منظر کیفی و فنی روبرو هستیم شکی نیست و این مساله چند جای فیلم گفته شده اما بازهم همانطور که قبلا گفتم تاکید می‌کنم فیلم داستان خاصی نداره که بخواد لو داده بشه و با خوانش دیگر نقدهای دوستان اهل سینمایی متوجه می شین که ما سعی کردیم فقط داستان اولیه فیلم رو بازگو کنیم، نه اتفاقات بعد از اون

  • MohFA بهمن 17, 1397

    اولا که شما به عنوان نقد تمام داستان رو لو دادی و این برای فروش فیلم خوب نیست!
    دوم این که شما اصلا درست نقد نکردی! شما نظر خودت رو درباره مملکت در قالب نقد بیان کردی!
    میدونی این رو از کجا میگم؟ از اینجا که دوست امیر، توی بسیج، با افراط و پافشاری در حرف خودش، به جای حمایت از امیر، میخواد جلوشو بگیره تا آزاد بشه! از اینجا که اون یکی بسیجی، میگه اینجا هم عین سفارته و من هستم، و امیر بهش میگه اگه نظرت اینه پس برو! از اینجا که امیر همه چیز رو در اسلحه نمیبینه، بلکه سعی میکنه با تهدید استفاده از اسلحه، بفهمه چرا نمیشه از قلم استفاده کرد، وگرنه خودش میگه که من معلمم و قلم رو ترجیح میدم! از اینجا که شما خودت رو جای امیر نمیذاری، که زنش رو کتک زدن، بچه‌ش رو کشتن، و بعد یکی میاد و میگه طرف رو آزاد کنین که بره!!! و در نهایت، شما چی نوشتی؟
    نوشتی: «متاسفانه در ورای فیلم «دیدن این فیلم جرم نیست» این تفکر اینجوری تعریف شده که همه نهادهای نظام دچار الودگی سیاسی شده‌اند و تنها بسیج است که خالص مانده و هنوز مردان خدا در آن فعالیت می‌کنند.»
    مردان خدا، در همه جا فعالیت میکنند، ولی زورشون به مردان بی‌خدا نمیرسه! حقی که باید گرفته بشه، باید با قلم گرفته بشه، ولی وقتی آدمایی هستن که قانون رو دور میزنن، باید سعی کرد مسأله رو برای مردم شرح داد تا بفهمن چی شده! امیر از ابتدای امر پافشاری میکرد روی این قضیه که آقای یصبحی که قاضی هستن رو بیارید، تا قضیه به خیر تموم شه! ولی این طرف مقابل بود که سعی میکرد همه چیز رو در اسلحه و شلیک ببینه و با همینا حلش کنه!!!
    به نظرم این فیلم اصلا تبلیغاتی نبود، بلکه میخواست نشون بده که حتی بسیج که به نظر خیلیا با خود این آدما دستش تو یه کاسه‌ست، اینجا که میرسه، براشون هیچی به حساب نمیاد! میخواست نشون بده که بسیجی هم مثل هر آدم دیگه‌ای زن و بچه داره و دل داره! میخواست نشون بده که حتی اونا هم با این اتفاقا، انقدر حالشون عوض میشه!
    ولی شما فقط با دید منفی بهش نگاه کردی! اگه یه آدم عادی این کار رو میکرد، فیلم با یه حمله ساده از طرف دو تا مأمور ویژه به اتمام میرسید! ولی طرف از بسیج استفاده کرده، چرا که اونا آموزش استفاده از اسلحه دیدن، و تمرین نظامی داشتن!
    اگه هم یه آدم کله‌گنده این کار رو میکرد، دیگه همدلی و همراهی با مردم عادی به حساب نمیومد! بیشتر یه جور گرفتن قدرت از دست یه جناح دیگه میشد!
    لطفا اگه میخواید یه نظر درست بدید، فقط داستان رو از اینجا نخونید! خود فیلم رو ببینید!
    البته خوندن داستان یه فیلم، اونم قبل از دیدنش، کار مسخره‌ایه به نظرم! چون باعث میشه با دیدی که شخص نویسنده نقد، مطلب، داستان و یا هر چی، داشته، فیلم رو ببینین، و برداشت خودتون رو نداشته باشید، بلکه برداشت تحریف شده‌ای از واقعیت بکنید!
    بیشتر از این فرصت توضیح ندارم، ولی من این فیلم رو امشب دیدم، و واقعا به نظرم فیلم خوبی بود و خیلی حرفا رو زد که خیلیا به بهانه‌های مختلف جرأت بیانشونو ندارن!!!

    • آرش پارساپور بهمن 17, 1397

      فکر نمی‌کنم یک فیلم که جز پیام سیاسی خودش حرفی برای گفتن یادداشت باشه رو نشه از منظر سیاسی نقد کرد؟ ضمن اینکه در اینجا صرفا داستان اولیه فیلم گفته شده و با دیدن فیلم و یا خوانش دیگر نقدها توسط سایت‌های سینمایی که کل داستان را لو دادند متوجه می‌شین که اصلا داستان فیلم کامل بازگو نشده .

    • ناشناس بهمن 17, 1397

      این چه حرف مسخره ایه؟
      بدون اینکه تا حدودی داستان فیلم رو توضیح نده ک نمیتونهنقد کنه
      شما مثل اینکه اصن نمیدونی نقد چیه
      اون ک حرص و عصبانیت از محتوای متنش میچکه شمایید نه نویسنده نقد بالا

      درضمن خیلیا مثل من ترجیح میدن نقد یه فیلم رو بخونن بعد برن سینما تا اینکه برن یه فیلم بی سر و ته ببینن و پول حروم کنن

  • محمد بهمن 17, 1397

    سلام. منو ببخشید ولی باید حقیقت رو گفت حتی اگه مخالف نظرت باشه! این مقاله کاملا جانبدارانه و با مرض نوشته شده.برادر من اگه انتقادی به بسیج و سپاه و دیگر نهادها داری حداقل جوری اینارو بنویس که معلوم نشه ریگی به کفش داری….. اصلا علمی نبود مقالتون.مغرضانه بود.
    پ.ن: اینکه میگم علمی نبود چون رشته تحصیلیمه!

    • آرش پارساپور بهمن 17, 1397

      در فیلم علمی به نام سینما وجود نداره که بخوایم در موردش صحبت کنیم و صرفا باید به محتوای اثر نگاه کنیم تا بتونیم اون رو واکاوی کنیم.

      • واااای!!!!! بهمن 17, 1397

        یا خدا… با چه عقب مونده هایی باید سر و کله بزنی !!!!!

        • آرش پارساپور بهمن 18, 1397

          گفتمان باید کنیم دیگه. ایشالا جواب میده

        • حسین بهمن 18, 1397

          ممطئن کسی که اولین جمله اش توهین به هستش اهل گفتمان نیست، کسی که برچسب میزنه و توهین می‌کنه عقب مونده است

  • حسین بهمن 17, 1397

    آقای آرش پارساپور عزیز، خیلی به نبود بی طرفی و جانبداری و وزن دار بودن متن هات ایراد گرفته میشه، خوب شاید واقعا باید یک فکری براشون بکنی، من چند تا متن دیگه ات رو هم خوندم، خیلی مشخصه که نگاه شخصی ات زیادی اثر گذاشته رو متن هات و از بی طرفی خارج می‌کنه ات، راستش شبیه این روزنامه های سیاسی که تحلیل فیلمشون هم تلاش می‌کنه نگاهشون رو القا کنه مطلب میزنی، منی که میام اینجا از اون سایتها و روزنامه ها خسته ام، می‌خوام متن بخونم که بدونم طرف نمی‌خواد یک فکر رو الکی بکنه تو مغزم، نه با بسیج مشکل دارم نه با سپاه، با این وضع مملکت مشکل دارم ،

  • سامان بهمن 17, 1397

    چه خبره! آتش به اختیارها حمله کردن. امیدوارم که اکثرشون از این هفت تومنی ها باشند وگرنه باید فاتحه این مملکت رو با وجود کسانی که تا این حد شستشوی مغزی داده شدن خوند.

    • مجتبی بهمن 18, 1397

      فعلا که همین آتش بخ اختیار ها امنیت رو برای امثال شما بدبختا فراهم کردن تا اینطوری راحت تو خونه بشینی و از فرط بی خاصیتی حرف مفت بزنی

      • سامان بهمن 18, 1397

        کدوم امنیت؟! شما جاعشی ها که از داعش هم بدترید. خودتون ایران و کشورهای اطراف رو به آشوب کشیدین بعد میگین ما براتون امنیت ایجاد کردیم. نه وجود نحستون رو می خوایم نه امنیت پوشالیتون رو. این شعارها فقط برای دلواپسهای بیمغزی مثل خودتون کاربرد داره. برو خدا روزیت رو جای دیگه بده.

  • newton بهمن 17, 1397

    آدم احساس میکنه نویسنده های ستون “پیام های مردمی” روزنامه کیهان همه اومدن اینجا

    • Abi بهمن 17, 1397

      خخخخخخخ…. با مزه بود.
      ولی بهتره دوستان فیلم رو ببینند و بعد در مورد اون و نقدش قضاوت کنند.

    • آرش پارساپور بهمن 18, 1397

      ارتش سایبری همین سازمانهای تهیه کننده فیلم هم در فضای نت دیده میشن دوست عزیز

  • رضا نوری بهمن 18, 1397

    والا اصولگرایان حداقل به اصولی معتقد هستند هر چند ان اصول را خیلی ها دوست ندارند ولی استمرار طلبان به شدت بی پرنسیب هستند و به مراتب شیاد و دروغگو تر از طرف مقابل شان ! همین استمرار طلبان به قول کسینجر تندروهای دهه ۶۰ بودند که الان فشنگ شان تمام شده است.

  • میلاد بهمن 18, 1397

    کاری به هیچی این فیلم ندارم فقط نمیدونم چرا نویسنده اینقدر افتضاح نقد کرده کل فیلم رو که لو داده هیچی نظر شخصی و جناحیش رو هم وارد نقد کرده ، التماس اندکی حرفه ای بودن

  • مجتبي بهمن 18, 1397

    خاک تو اون سرت با این تحلیلت
    بی سواد

    • حسین بهمن 18, 1397

      بهتر نیست به جای اینکه به نویسنده توهین کنید نقدش رو ایراد بگیرید

  • رسول بهمن 19, 1397

    اینا دیگه پروپاگاندا رو خوردن پس انداختن

  • رسول بهمن 19, 1397

    طرز تفکر جماعتی که این فیلمو ساختن فقط از کامنت های طرفداراشون ببینید
    با طرز تفکرشونن مملکتو به گو.. کشیدن منت هم دارن میزارن

  • محمد بهمن 19, 1397

    من این فیلم رو ندیدم ولی نقد و نظرات رو خوندم
    طرز تفکر کارگردان هرچی باشه یه واقعیت وجود داره اونم اینه که عده ای فکر میکنن ما بسیجی ها درد و مشکلی نداریم و همه داریم تو ناز و نعمت رشد می کنیم و خودشون رو ته فداکاری و بدبختی میدونن در صورتیکه با دیدن حقایق زندگی ما تازه میفهمن چی میگیم و فکر کنم منظور ایشون هم همین بوده ولی تصویر سازی از افکار بسیجی ها به دلیل دوری کارگردان یا فیلم نامه نویس با اینجور افراد صحیح نیست
    لفظ آتش به اختیار یک اصطلاحه نه به معنای اسلحه دست گرفتن ولی من نمیدونم چرا در این متن ازین لفظ برای فردی که از اسلحه استفاده میکنه استفاده شده است
    آقای نویسنده هم فرمودن که این فیلم از طرف اصولگرا و این چیزا است و عده ای هم میگن فیلم سفارشیه من موندم پس چرا این همه تو مجوز گرفتن مشکل داشته اگر فرد در این حد تایید شده بود باید مثل اخراجی ها راحت مجوز میگرفت