۸ اشتباه آموزش و پرورش در برابر میلیون‌ها دانش آموز ایرانی

تاکید بر حفظیات و رواج مونولوگ تا پرهیز از مهارت آموزی

۸ نظر
کیش تور

آموزش و پرورش در ایران، مهم ترین رکن توسعه در کشور بوده و به نظر می رسد که وزارت خانه مهم تر از آموزش وپرورش در ایران نداشته باشیم و کارخانه آدم سازی و کادر سازی و پرورش نیروی انسانی برای آینده کشور است بهترین و طلایی ترین سال های عمر شهروندان در آن طی می شود و از طریق نیروهای این وزارت خانه (دبیران و آموزگاران و استادکاران) هدایت می شود. اما متاسفانه بیش از نیم قرن است که آموزش و پرورش ما، وضعیت خوبی ندارد. با این حال، جزییات طرح تربیت جنسی دانش اموزان ایران، می تواند نوعی تابو شکنی در روش اموزش در مدارس  ایران باشد. .

اموزش و پرورش امروز ایران با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که شاید دورانش در کشورهای توسعه یافته، خیلی وقت است تمام شده و تنبیه بدنی دانش اموزان که گاها به نقص عضو هم منجر می شود، مشتی نمونه خروار از این اوضاع بل بشو می‌باشد.

اکنون که در سال تحصیلی ۹۸-۹۹ قرار داریم، همچنان با معضل معلم ناکافی در مدارس ایران روبرو هستیم و آزمون استخدام معلم، آبان ۹۸ برگزار می شود! ما چندین ها نوع مدرسه داریم  در حالی که در دنیا، معنی مدرسه مشخص است! آموزش وپرورش اکثر بودجه خود را صرف حقوق معلمان می کند و پولی برای پرورش نمی ماند. اموزش و پرورش با معضل مدارس لاکچری و این چیزها مواجه است که اساس آموزش رایگان با کیفیت را زیر سوال می برد.

وضعیت بسیاری از کلاس های درس به خصوص در مناطق محروم و کمتر برخوردار خوب نیست و اعتیاد هم که بی داد میکند. به گونه ای که وزیر قبلی آموزش وپرورش گفته بود که مخصوصا آمارش را اعلام نمی کند . . . به همه این ها باید روند سنتی نامطلوب و غیر حرفه ای اموزش در مدارس ایران را نیز اضافه کرد که مافیای کنکور به خوبی از این ضعف بزرگ، درآمد میلیاردی دارد.

ما ۱۲ سال در آموزش و پرورش ایران درس می خوانیم. در روزی که دیپلم دبیرستان در دست ما قرار می‌گیرد،‌ حتی قادر به معرفی خود به زبان عربی نیستیم. بلد نیستیم یک مقاله ۵ پاراگرافی به زبان انگلیسی بنویسیم و اگر دکمه پیراهن ما کنده شد، آن را بدوزیم یا غذایی در حد نیازهای روزانه برای خود دست و پا کنیم و مسائل اقتصادی روزمره را بدانیم. تقریبا هیچ مهارتی نداریم! آفرین به ما و اونا!

بچه های ۱۸ ساله، چیز زیادی از سبک زندگی درست و اخلاقی با نیازهای عصر مدرن نمی دانند اما جدول مندلیف را حفظ بوده و انتگرال دو گانه را گاها ذهنی برای شما محاسبه می کنند و معادل فارسی هزاران کلمه انگلیسی و عربی و تاریخ تولد و مرگ صدها شاعر و نویسنده و سیاستمدار و کتاب های معروف را می دانند! حتی اگر یک بار هم ورق نزده باشند!

امروزه با معظل حفظیات روبرو هستیم. در مدارس به دانش اموز کلاس اولی یاد میدهیم که بنویسد: بابا آب داد، در حالی که اولین جمله‌ای که انگلیسی‌ها در دبستان یاد می‌گیرند « من میتوانم بخوانم و بنویسم » و اولین جمله‌ای که دانش آموزان ژاپنی‌ یاد می‌گیرند: «من باید بدانم» است.

آموزش و پرورش

آموزش و پرورش سنتی ایران، معلم محور است

سلام بر حفظیات!

یکی از اشتباهات سنتی اموزش و پرورش از عصر پهلوی تا عصر حاضر، تمرکز و اصرار روی حفظیات است. آن هم اطلاعاتی که به هیچ دردی نه در زمان تحصیل در مدرسه و نه تحصیل در دانشگاه و نه در زندگی عادی نمی خورد و خیلی زود فراموش می شود. گاها هم نقض غرض می شود. عصر اصرار بر حفظیات گذشت. عصر مهارت آموزی فرا رسید. آموزش و پرورش ما باید راه فنلاندی ها را در سیستم های نوین آموزشی با توجه به آرمان های سند تحول در آموزش و پرورش، دنبال کند.

سکوت کنید!

دومین اشتباه تاریخی آموزش و پرورش این است که به دانش اموزان یاد می دهد که سکوت کنند! در مقابل معلم، ساکت باشند. به معلم می گویند که تو باید فقط بگویی. مونولوگ هایی که در کلاس های ایران جاری است،‌ ماحصلش، لشکر بیکارها، غیر ماهر ها و افسرده ها می شود که نقشی در فرآیند آموزش نداشتند.

ماحصلش مدیرانی می شود که فرهنگ کار مشارکتی و خرد جمعی را از مدرسه یاد نگرفته اند و در محل کار، قانونی، دیکتاتوری می کنند و چیزی که در استارت آپ ها و شرکت ها و سازمان های خصوصی و دولتی ایران معنی ندارد، فرهنگ کار مشارکتی و کارهای تیمی مبتنی بر تصمیم گیری گروهی است.

ما این چیزها را در مدرسه یاد نمیگیریم، به زندگی و کار می بریم و حاصلش همین اقتصاد و فرهنگ می شود که می بینید!

آن ها فقط یادگرفتند که سکوت کنند و حفظ کنند و جواب دهند و تمام! فضای سنگینی در مدارس حاکم است که بر خلاف حوزه های علمیه و مدرسه های سنتی قدیمی که جای مباحثه بود نه مونولوگ، میوه ترس و سکوت را پرورش می دهند. اولین کاری که آموزش و پرورش باید بکند ان است که روش تدریس را در نظام آموزشی کشور، تغییر اساسی دهد.

معلم می‌گوید و دانش‌آموز صرفا مجاز است که سخنان مربی‌اش را تکرار و تصدیق کند. در این شیوه‌ی آموزش، معلم، تماما زبان است و دانش‌آموز، تماما گوش. معلم، کارساز است و دانش‌آموز، کارپذیر. معلم، به منزله‌ی مراد است و دانش‌آموز به منزله‌ی مرید.

در آموزش تقلیدی، پرسش و نقد ممنوع است. روحیه‌ی پرسشگری از آن آموزش آزاد مبتنی بر تعامل است. در حالی که در پیروی، انفعال و خمودگی رشد می‌کند. اموزش و پرورش سنتی ما باید خود را از این خمودگی سنتی، رها کند.

مدارا یاد دهیم

یکی دیگر از ایراداتی که می توان به سمت آموزش و پرورش نشانه گرفت، تربیت دانش آموزانی است که کم تحمل، غیر صبور و کینه توز هستند. ایران عصر ۱۴۰۰، نیازمند حافظان جدول مندلیف نیست. نیازی به کسانی که محاسبات پیچیده ذهنی می کنند ندارد. نیازی به دائره المعارف های کم تحمل کینه توز پرخاشگر ندارد. نیازمند افراد ماهر صبور و مدارا جو است. آموزش وپرورش، دنبال این مسیر باشد تا ایران عصر ۱۴۰۰، سرمایه انسانی پر تحمل تری از هموطنان سده سیزدهم هجری شمسی داشته باشد.

 جای خالی هنر را پر کنیم! 

هنر، صرفا گذران وقت و سپری کردن ساعاتی از روز نیست. هنر، بیهوده زیستن نیست. هنر، شیوه‌ای موثر در تربیت احساسات و توسعه ی زیبایی‌های درون و پرورش حس زیبا دیدن و زیبا زندگی کردن است. تفسیر معنا بخش به جهان و هستی است. هنر، آدمی را به خویشتن نزدیک می‌کند و راه‌هایی برای تحمل رنج ها در اختیار آدمی می‌نهد.

جای خالی هنر در روند آموزش و پروش، عمیقا احساس می‌شود. از میان هنرهای مختلف، جای خالی موسیقی، دل‌آزار است. روح‌های زمخت، نشان می‌دهد که از ظرافت‌های هنر و زیبایی موسیقی، بی بهره‌اند و در سرزمین رازآلود هنر گام نزده‌اند.

تربیت برای دنیایی نامعلوم!

اموزش و پرورش ما،‌دانش اموزان را برای زندگی در عصر امروز و زندگی کنونی پرورش نمی دهد. ان ها را برای زندگی در ساختار دموکراتیک، پرورش و اموزش نمی دهد. رابطه دانش اموز با معلم،‌ دموکراتیک نیست. مبتنی بر اخلاق و مدارا نیست. تربیتی که برای امروز باشد، باید مهارت های همین امروز را یاد بدهد و مدارا بودن را بیاموزد. ما این را در نیاز داریم.

 جای خالی شاد زیستن 

تلخ زیستن و تلخ کامی بر آموزش و پرورش ایران سایه گسترده است و لذت زیستن را از شاگردان مضایقه می‌کند. شادابی و شادخواری، به نحو ضمنی و نانوشته جایی در مدارس ندارد. مناسک و شعایر تاریخی سوگ و برخی برنامه‌های حزین، به آسانی و در طول سال، در تمامی مقاطع و به انحا مختلف به اجرا در می‌آید، اما چندان خبری از جشن‌های شادی‌بخش در میان نیست.

اگر آرمان ما ایران خوب است، چاره ای جز سرمایه گذاری گسترده روی اموزش و پرورش نداریم.

کیش تور
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۸ نظر

ورود

  • مهدی مهر ۱۶, ۱۳۹۸

    بسیار مقاله ی خوبی بود درود به شما آقای زمانی برای این مقاله فقط ای کاش درباره ی تبعیض در بین رشته ها در آموزش و پرورش هم مینوشتید در دوران تحصیل من در مدرسه ای که من درس میخواندم مدیر و عوامل مدرسه دانش آموزان کلاس ما را فقط به خاطر رشته تحصیلیشان مورد تبعیض و تحقیر شدید قرار میدادند و هرنوع اعتراضی رو با نهایت خشونت سرکوب میکردند و به خاطر دوستی مدیر مدرسه با مدیر آموزش و پرورش حتی نمیشد ازشون شکایت کرد چون کسی حرفهای مارا باور نمیکرد مدیر و عوامل مدرسه هم چون ظاهر مذهبی داشتند کسی بهشون شک نمیکرد

    • گودرزی مهر ۱۶, ۱۳۹۸

      دقیقا. توی دبیرستان یه جوری با افرادی که رشته انسانی بودند رفتار می شد که انگار با یک مشت آدم تنبل و درس نخون و کند ذهن رو به رو هستند. وقتی که به خواست خودم رفتم رشته انسانی یه نفر که خیلی عزیر بود برام بهم گفت: هرچی نخاله هست میرن رشته انسانی

      • علی زمانی مهر ۱۶, ۱۳۹۸

        بله.
        یه زمانی هم می گفتند پول و پرستیژ و اعتبار و شانس، پشت در پذیرفته شدگان کنکور ریاضی و فنی است. اما ورق برگشت و ۶۲۰ هزار نفر امسال، در کنکور تجربی شرکت کردند و سال به سال از تعداد جماعتی که سودای مهندس شدن داشتن کم شد. هر چقدر شاهد افزایش سطح آگاهی جامعه هستیم، داده های ذهن فریبکار جامعه هم کاهش پیدا میکنه. داستان human science دست کمی از engineering science نداره.

    • علی زمانی مهر ۱۶, ۱۳۹۸

      از نظر شما جناب مهدی عزیز سپاسگزاریم. انشاله سطح سواد و درک جامعه روستایی و استبداد زده ایران در قرن ۲۱،ارتقا پیدا کنه.

  • محمد مهر ۱۶, ۱۳۹۸

    سلام، بنده دانشجوی ارشد کامپیوتر هستم و بیکار، جالب تر از همه در کل دوره های تحصیلی بین ۳ نفر اول بودم، اما الان بیکارم….
    یادمه روزی سال ۸۴ که کارنامه ام رو گرفتم، ناظم پرسید چی می خوای بخونی و من گفتم علوم انسانی (یادش بخیر اون زمان این رشته فحش بود) جواب داد با این معدلت حیف نیست و با مشورت دیگران عاقبت ما شد این…
    بله کاملا حق با شماست، آموزش و پرورش کشور ما هیچ کارایی نداره و عملا به هیچ دردی نمی خوره، جالبه که بدونید کلاس درسی در ژاپن ساعت ۸ تا ۱۵ است و تنها ۷۰ رو در سال تعطیلیات رسمی دارند، ۹ سال اول اجباری و ۳ سال آخر اختیاری، انتخاب رشته هم وجود ندارد و در ۳ سال آخر درس های اختیاری وجود دارد، در ۹ سال اول هم درس های مد نظر شما تدریس می شوند، در سال آخر، یک فرم انتخاب شغلی به دانش آموز داده می شود که در آن کار و دانشگاه مورد نظرش رو می نویسد (۳ اولویت می توانند داشته باشند)، بعد خود مدرسه بقیه کارها رو می کند و خبری از بنگاه کنکوری نیست، با چنین آموزشی نرخ بیکاری ژاپن ۳.۲ می شود و کشور ما ۱۰.۸ (وا… به این رقمی که دولت اعلام کرده شک دارم) می شود، خلاصه مطلب، بنده ترجیح می دم که خودم به بچه ام در خانه درس بدم تا بفرستمش مدرسه (البته با ۲۹ سال سن، مجرد و بیکار، بچه ؟؟؟؟؟؟؟) و عمرا به دانشگاه بفرستمش.
    با تسکر از مطلب زیباتون (البته تلخه، اما این مزه حقیقته).

  • پویا مهر ۱۸, ۱۳۹۸

    این حرفا غیر از اینکه مصرف داخل وبسایت داشته باشه (بازدید بیشتر و درآمد بیشتر) هیچ فایده ای نداره
    اگه خیلییی نگران هستید! همینا رو به صورت یک نامه رسمی به آقای حاجی‌میرزایی ارسال کنید؛ ولی نه.. شما دنبال حل کردن نیستید
    وقتی همچین چیزایی حل بشن برای امثال شما ها بده چون مطلب کم میارید که بزارید رو سایت

    • علی زمانی مهر ۱۸, ۱۳۹۸

      این هم میگذاریم به حساب ذهن فریبکار شما
      مراتب هم به اطلاع دفتر وزیر اموزش وپرورش هم رسیده است. برای درآمدبیشتر، نیازی به نقد وزارت آموزش و پرورش نداریم. مطالب گوگل پسندزیاد داریم. این مطالب، دغدغه سایت روزیاتو را در برابر فرهنگ عامه نشان می دهد که با استقبال کاربران عزیز سایت هم قرار گرفته است. به امید ایرانی سربلند

  • unknow مهر ۲۰, ۱۳۹۸

    سلام

    من درسم تموم شده تا دیپلم خواندم و ول کردم بچه درس خوانی نبودم ولی از راهنمایی به همه می گفتم سیستم آموزشی مشکل داره ولی می ذاشتن به پای درس نخواندن خودم از وقتی هم اینُ فهمیدم که با پرداخت پول زیادی رفتم سره کلاس تقویتی شیمی توی کلاس تقویتی معلم به شیوه ی خودش درس داد اینجور که مبنی بر یادگیری و هرچیز اضافی و بی استفاده و بدون کاربردُ حذف کرد ۱ ساعت سره کلاس درس فرمولای جدول مندلیفُ توضیح داد هیچی نفمیدم توی این ۱ ساعت به جایی رسید که دیگه تخته جای نوشتن نداشت ولی سره کلاس تقویتی توی ۱۰ دقیقه جوری توضیح داد که هم خیلی کم نوشت و هم کله جدول مندلیفُ رو فهمیدم و یاد گرفتم فقط توی ۱۰ دقیقه همونجا پیش خودم گفتم سیستم آموزشی ایراد داره و مبنی بر یادگیری مهارتی نیست و فقط برای نمره ی توی برگه هست
    یا مثلا طرف میره دانشگاه رشته کامپیوتر زبان برنامه نویسی مثلا بعد ۱۰ سال آخرش که میره برای استخدامی بزور می تونه کدنویسی کنه
    اما یکی میره یک آموزش مثلا ۹۰ ساعته از آموزش های آزاد می خره مثلا زبان سی و بعد از ۳ ماه دیدن آموزش و ۱ سال تمرین با استفاده از اینترنت تبدیل میشه به یک برنامه نویس حرفه ای درحالی که اون شخص بعد از ۱۰ سال درس کامپیوتر و برنامه نویس خواندن توی دانشگاه تازه در سطح مبتدی قرار میگیره
    داستان هم شنیدم که طرف مثلا در زبان سی توی دانشگاه کلی کتاب خوانده و همینطور کلی کتاب کمک درسی ولی آخرش افتاده ولی یکی با خرید آموزش های آزاد اموزش هایی که افراد متخصص واسه کسب درآمد بیشتر بصورت شخصی میسازن خریده و توی چند ماه با دیدن آموزش تونسته توی امتحان قبول بشه

    من خودم هرچی یاد گرفتم از اینترنت بوده و خرید آموزش های آزاد و تا دیپلم هرچی خواندم هیچیش یادم نمیاد و علاوه بر اینکه یادم نمیاد بلکه هیچ مهارتی هم توی یه کار در ذهنم شکل نگرفت
    مثلا مهارت در برنامه نویسی به دانستن دستورات و توابعش نیست و کلا هرکسی مهارت برنامه نویسیُ یاد بگیره یاد گیری هر زبان برنامه نویسی واسش آسون میشه و طریقه استفاده از دستورات دیگه به هوش خوده طرف بستگی داره
    مثلا خودم همینجوری واسه تمرین داشتم روی یک الگوریتمی کار می کردم که چطوری تعداد مقدارهای ملتی آرایه چند لایرو گرفت ه هر راهی که به ذهنم رسید امتحان کردم ولی نشد تقریبا ۳ روز روش فکر کردم و نزدیک به ۱۰ ساعت وقت گذاشتم اما نتونستم چون هوش کافی نداشتم تا اینکه توی نت سرچ کردم و پیداش کردم دیدم بهش نزدیک شده بودم اگر یکمی بیشتر تلاش می کردم خودم حلش می کردم
    درس خواندن فایده نداره هیچی یاد نمیگیریم با درس خواندن بلکه باید یاد بگیریم چطور استفاده کنیم
    مثلا وقتی ماشین حساب های فوق پیشرفته هست که میشه توشون مدار رسم کرد و با کله فرمول جوابُ بهت میدن چه لزومی که سال ها وقت بذاریم که همه محاسباتُ ذهنی انجام بدیم درحالی که می تونیم تفریح کنیم و خوش بگذرونیم و فقط وقت می ذاریم برای اینکه چطوری استفاده کنیم و محاسباتُ بسپاریم به کامپیوترها یا ماشین حساب ها چون ما فقط در نهایت می تونیم استفاده کنیم و تکنولوژی ُ توسعه بدیم و بهتر نیست انجام کارهای علمیُ بذاریم به عهده افراد نابغه
    سیستم آموزشی باید اینطوری باشه