بدون نظر

فیلم سازی یک حرفه مشارکتی است که به همکاری تمام عوامل پروژه وابسته است. به همین دلیل در ساخت یک فیلم خوب، همه عوامل، از بازیگر و کارگردان گرفته تا تهیه کننده و فیلم بردار و غیره باید خلاق بوده و همکاری خوبی داشته باشند. نکته مهم این است که رسیدن به مهارت و استادی در هر یک از این زمینه ها بسیار دشوار و زمان بر است و نمی توان براحتی نقش خود را در سینما در مدت زمانی اندک عوض کرده و برای مثال از جلوی دوربین به پشت دوربین نقل مکان کرد. کارگردان بودن یکی از سخت ترین کارها در عرصه فیلم سازی است که هر کسی توان ایفای نقش آن را ندارد. در این میان، بوده اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

قسمت اول این مطلب را در این لینک مطالعه کنید.

در این میان بوده‌اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته‌اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

۵- جان فاورو

جان فاورو از زمان بازی در نفش مایک در «ولگردها» (Swingers) تا نقش کوتاه پیت در سریال «دوستان» (Friends) راه درازی را آمده است. او حرفه بازیگری خود را در اوایل دهه ۹۰ آغاز کرده و برخی کارهای او با استقبال رو شد که اکثراً نقش های فاورو در آن ها چندان مورد توجه قرار نمی گرفت. او در ادامه در سال ۲۰۰۱ با فیلم «ساخته شده» (Made) که یک کمدی جنایی بود یک اولین تجربه اش به عنوان کارگردان را کسب کرد و بعد از آن نیز فیلم های کلاسیک کریسمسی «الف» (Elf) و «زاتورا: یک ماجراجویی فضایی» (Zathura: A Space Adventure) را کارگردانی کرد، قبل از اینکه وارد دنیای سینمایی مارول شده و سری فیلم های «مرد آهنی» (Iron Man) را بسازد.

با ساخت اولین فیلم در این فرانچایز، مشخص شد که فاورو یک استعداد خلاقانه در این دنیای سینمایی داشته و پس از کارگردانی قسمت دوم، تهیه کنندگی اجرایی تمامی فیلم های «انتقام جویان» (Avengers) را نیز عهده دار شد. بدنبال این موفقیت ها، فاورو کارگردانی و تهیه کنندگی بازسازی های لایو اکشن موفق دیزنی، «کتاب جنگل» (The Jungle Book) و «شیر شاه» ( Lion King)، را بر عهده داشته و اخیراً نیز در چندین پروژه تلویزیونی موفق، از جمله «ماندالورین» (The Mandalorian) نیز مشارکت داشته است.

در این میان بوده‌اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته‌اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

۴- سوفیا کوپولا

سوفیا کوپولا که روزگاری به عنوان بدترین عنصر حاضر در قسمت سوم «پدر خوانده» (Godfather: Part 3) شناخته می شد، هیچگاه به عنوان یک بازیگر نتوانست به شهرت و اعتباری که می خواست دست یابد. بدین ترتیب وی خیلی زود از دنیای بازیگری کناره گیری کرده و پس از حضور در چندین فیلم از پدرش، فرانسیس فورد کوپولا، دریافت که نمی تواند در دنیای بازیگری به جایی برسد. بدین ترتیب در سال ۱۹۹۸ بود که به کارگردانی روی آورده و فیلم کوتاه «ستاره را لیس بزن» (Lick The Star) را نوشته و کارگردانی کرد.

سال بعد، کوپولا با ساخت فیلم «خودکشی باکره ها» (Virgin Suicides) نامی برای خود دست و پا کرد. بعد از این فیلم، سوفیا کوپولا «گمشده در ترجمه» (Lost In Translation) را ساخت که جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اورجینال و نامزدی بهترین کارگردانی را برای وی در پی داشت. از آن زمان به بعد، کوپولا کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم های شناخته شده و تحسین شده ای را بر عهده داشته و همچنان به عنوان یکی از قدرت های مونث صنعت فیلم سازی شناخته می شود. موفقیت کوپولا در عرصه کارگردانی نشان می دهد که ژن کارگردان بودن در خون خانواده کوپولا نهفته است.

در این میان بوده‌اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته‌اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

۳- جین کلی

جین کلی یک بازیگر بسیار بزرگ و با استعداد بود که به خاطر بازی در فیلم «لنگرها را بکشید» (Anchors Aweigh) برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اول نیز شد. کلی به خاطر ظاهر جذاب و دلربایش شناخته می شد که در نقش های مثبت و دوست داشتنی ظاهر شده و بیشتر در فیلم های موزیکالی بازی می کرد که اکثر سکانس های رقص و آوازش را خودش برنامه ریزی می کرد. او خالق ژانر موزیکال در هالیوود بوده و تقریباً یک تنه صنعت رقص باله را به دنیای سینما آورد.

جین کلی اولین تجربه اش به عنوان کارگردان را در فیلم موزیکال «در شهر» (On the Town) کسب کرد و بعد از آن نیز علاوه بر بازی و طراحی صحنه های رقص، کارگردانی شناخته شده ترین فیلم موزیکال تاریخ سینما یعنی «ترانه در باران» (Singin’ In The Rain) را بر عهده گرفت. این فیلم در دوران خود یک فیلم موفق اما معمولی انگاشته می شد اما با گذشت زمان به یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما تبدیل شد.

در این میان بوده‌اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته‌اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

۲- رابرت ردفورد

در مورد مردی که یک بار به خاطر یک عمر فعالیت سینمایی و بار دیگر در نقش کارگردان برنده جایز اسکار شده، مردی که فستیوال فیلم ساندنس را تاسیس کرده و بسیاری او را پدرخوانده سینمای مستقل می نامند، چیز زیادی نمی توان گفت. نام او با نهایت احترام و شکوه در عالم سینما برده می شود و از او با عنوان یکی از افسانه های تاریخ هالیوود یاد می شود و او کسی نیز جز رابرت ردفورد. ردفورد کارش را در اوایل دهه ۶۰ میلادی آغاز کرد تا اینکه در نقش ساندنس کید در کلاسیک وسترن تحسین شده «بوچ کسیدی و ساندنس کید» (Butch Cassidy and the Sundance Kid) در کنار پل نیومن درخشید و به شهرتی بزرگ دست یافت.

او که در عرصه بازیگری به شهرت و اعتباری رشک برانگیز دست یافته بود تصمیم گرفت که استعداد خود را در پشت دوربین نیز آزمایش کرده و بدین ترتیب به کارگردانی و تهیه کنندگی روی آورد. ردفورد شاهکار «مردم معمولی» (Ordinary People) را در سال ۱۹۸۰ ساخت که جایزه اسکار بهترین کارگردان را برای وی در پی داشت، فیلمی که اولین تجربه او به عنوان کارگردان نیز به شمار می رفت.

در این میان بوده‌اند بازیگران بزرگی که پس از مدت ها کسب تجربه به عنوان بازیگر، توانسته‌اند در پشت دوربین و در مقام کارگردان نیز برای خود نامی دست و پا کنند.

۱- کلینت ایستوود

مردی بی نام. هری کثیف. کسی که ژانر وسترن را از نو تعریف کرد. کلینت ایستوود را می گوییم که دهه هاست در اوج هالیوود قرار دارد و همچنان می درخشد. این بازیگر نام آشنا با یک سری فیلم های وسترن و در طی سال های متوالی که طولانی تر از دوران حرفه ای بسیاری از بازیگران دیگر بود به نماد سرسختی در فیلم های وسترن تبدیل شد. بعد از ۱۶ سال بازیگری در بسیاری از بهترین و به یاد ماندنی ترین فیلم های وسترن تاریخ سینما و یک دوره بازیگری تحسین برانگیز، ایستوود توجه خود را به سمت کارگردانی و تهیه کنندگی تغییر داده و به سرعت در این عرصه نیز به نام بزرگ هالیوود تبدیل شد.

بعد از سال ها ساخت فیلم های خوب در ژانرهای مختلف، ایستوود یکی از بهترین فیلم های وسترن مدرن را در سال ۱۹۹۲ با عنوان «نابخشوده» (Unforgiven) ساخت، فیلمی که به عنوان بهترین فیلم شصت و پنجمین مراسم اسکار انتخاب شده و جایزه بهترین کارگردانی این مراسم را نیز برای ایستوود به ارمغان آورد. ایستوود ۸ سال بعد با فیلم «دختر میلیون دلاری» (Million Dollar Baby) این موفقیت را تکرار کرد، در حالی که برای فیلم های «رودخانه میستیک» (Mystic River) و «نامه هایی از آیوجیما» (Letters from Iwo Jima) نیز در چند بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شد. ایستوود اگر چه نماد سینمای وسترن بود اما خود را از این قالب کلیشه ای آزاد کرده و به یکی از بهترین کارگردانان جهان در ژانرهای مختلف سینمایی تبدیل شد. با ۸۹ سال سن، به نظر می رسد که هنوز هم چیزی جلودار ایستوود نیست.

بیشتر بخوانید: کارگردانان هالیوودی که در فیلم های خود از فرزندانشان استفاده می کنند

کیش تور
منبع: whatculture
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود