بدون نظر

هیچ کس نمی تواند با ۱۰۰ درصد اطمینان بگوید که یک ازدواج بادوام بوده یا به طلاق می انجامد. با این وجود محققان حوزه های اجتماعی در پیش بینی روابطی که شانس زیادی برای طلاق دارد به مهارت بالایی دست یافته اند. زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ جدایی قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند. با این وجود حتی به طلاق انجامیدن یک ازدواج را نباید شکست مطلق یک رابطه دانست. در ادامه می خواهیم ۱۲ فاکتور پیش بینی کننده طلاق را به شما معرفی کنیم. همچنین برای درک عوامل و شرایط طلاق تماشای فیلم «داستان ازدواج» (Marriage Story) را نیز به شما توصیه می کنیم.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

ازدواج کردن در دوران نوجوانی یا بعد از ۳۲ سالگی

بهترین زمان برای ازدواج کردن زمانی است که کاملاً احساس آمادگی آن را داشته باشید. همچنین زمانی باید به فکر ازدواج افتاد که فکر کنید کسی را پیدا کرده اید که می توانید باقی عمرتان را در کنارش بگذرانید. اجبار، عجله و اضطرار را در تصمیم برای ازدواج با یک نفر یا منصرف شدن از آن کنار بگذارید زیرا تحقیقات علمی و میدانی بر مهم بودن این موضوع تاکید دارند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته، افرادی که در نوجوانی یا در اواسط ۳۰ سالگی و دیرتر ازدواج می کنند در معرض خطر طلاق بیشتری نسبت به افرادی قرار دارند که در اواخر دهه ۲۰ یا اوایل دهه ۳۰ زندگی شان ازدواج می کنند. خطر جدایی برای زوجین نوجوان بسیار بیشتر است.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، شانس طلاق پس از ۳۲ سالگی، هر ساله ۵ درصد بیشتر خواهد شد. همچنین این تحقیقات نشان می دهد که به طور کلی و برای همگان، بهترین زمان ازدواج سال های پایانی دهه سوم زندگی (۲۵ سالگی به بالا تا ۳۰ سالگی) است. همچنین مطالعات دیگر نشان می دهد که با افزایش تفاوت سنی بین زوجین، احتمال جدایی آن ها نیز افزایش می یابد. بر اساس این مطالعات، یک سال تفاوت سنی بین زوجین، در مقایسه با زوجینی که هم سن و سال هستند، امکان طلاق ۳ درصد افزایش می یابد و ۵ سال تفاوت سنی باعث می شود که امکان جدایی به ۱۸ درصد افزایش پیدا کند. این عدد در مورد زوجینی که ۱۰ سال اختلاف سنی دارند نیز ۳۹ درصد عنوان شده است.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

داشتن شوهری که کار تمام وقت ندارد

مطالعه ای که در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه هاروارد انجام شده نشان می دهد که این شرایط مالی زوجین نیست که شانس طلاق را افزایش می دهد بلکه نوع شغل و تفاوت کاری است که مهم ترین نقش را در جدایی زوجین در مسائل مالی دارد. وقتی که محققان زوجینی که بعد از سال ۱۹۷۵ ازدواج کرده بودند را مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که احتمال طلاق زوجینی که در آن ها شوهر فاقد یک شغل تمام وقت بود، در سال بعد از ازدواج ۳.۳ درصد بیشتر بود در حالی که این احتمال برای روابطی که در آن ها شوهر یک شغل تمام وقت داشت تنها ۲.۵ درصد برآورد شده بود. با این وجود، وضعیت شغلی زنان تاثیر زیادی بر احتمال جدایی نداشت. محققان در نهایت به این نتیجه رسیدند که هنوز هم نان آور بودن مرد خانواده یک کلیشه و باور عمومی است و می تواند بر ثبات ازدواج تاثیر گذار باشد.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

نداشتن تحصیلات عالیه

شاید عادلانه به نظر نرسد اما زوجینی که دوره دبیرستان خود را به پایان نرسانده اند از شانس کمتری برای بقای ازدواجشان برخوردارند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز آمار شغلی در ایالات متحده، شانس پایان یافتن رابطه زناشویی برای زوجینی که تحصیلات بالاتری دارند کمتر است. بر اساس نتایج این مطالعات، شانس به طلاق انجامیدن ازدواج هایی که در آن زوجین دوره دبیرستان را به پایان نرسانده بودند ۵۰ درصد بود در حالی که این عدد برای فارغ التحصیلان دانشگاهی حدود ۳۰ درصد است.

شاید این تفاوت بدین دلیل باشد که نداشتن تحصیلات عالیه به معنای درآمد کمتر است که باعث استرس زاتر بودن زندگی و در نتیجه افزایش نارضایتی و در نهایت طلاق خواهد شد. در شرایطی که زندگی پر استرس بوده و برای کاهش هزینه ها مجبور باشید شرایط دشوارتری را در زندگی روزمره بپذیرید (برای مثال برای رفتن سرکار با اتوبوس و تعویض چندین خط به جای تاکسی های مستقیم که هزینه بیشتری دارند) دستیابی به یک رابطه زناشویی شاد و کارآمد دشوارتر خواهد بود.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

تحقیر شریک زندگی

جان گاتمن که یک روانشناس در دانشگاه واشنگتن است، برخی رفتارهای خاص در روابط زناشویی را «چهار اسب سوار آخرالزمان» نامیده است زیرا این رفتارها با دقتی بسیار بالا، قریب الوقوع بودن طلاق را پیش بینی می کنند. اولین رفتار تحقیر شریک زندگی و پایین تر و پست تر دانستن وی است. گاتمن این رفتار را «بوسه مرگ» یک رابطه زناشویی می خواند. انتقاد نیز می تواند به سقوط ازدواج منتهی شود. استفاده از یک رفتار کوچک برای نتیجه گیری کلی در مورد شخصیت شریک زندگی نیز می تواند به افزایش بی ثباتی در رابطه منتهی شود. حالت دفاعی داشتن و بازی کردن در نقش قربانی در شرایط دشوار و پرتنش رابطه نیز به بروز مشکلات عمیق منجر خواهد شد. آ

خر از همه اینکه ساختن دیوار سنگی یا جلوگیری و فرار از هر گونه بحث نیز می تواند دستورالعملی برای رسیدن به فاجعه باشد. این ۴ فاکتور پیش بینی کننده طلاق بر اساس ۱۴ سال تحقیق در مورد ۷۹ زوج در غرب ایالات متحده بدست آمده که توسط گاتمن و همکارانش انجام شده و تحقیقات متعدد دیگر نیز این نتایج را تایید کرده است.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

بیش از حد عاشقانه بودن در ماه های اول ازدواج

اگر تازه ازدواج کرده اید و تمایل زیادی به بوسیدن و بغل کردن شریک زندگی خود ندارید، این موضوع ممکن است مشکل ساز شود اما اگر به سختی از شریک زندگی خود جدا می شوید نیز این مسئله ممکن است برایتان دردسرساز شود. تاد هیوستون محقق است که به مدت ۱۳ سال بیش از ۱۶۸ زوج را از روز عروسی شان مورد بررسی قرار داده و در طی ۱۳ سال مصاحبه های متعددی با آن ها انجام داده اند. در نتایج این تحقیق که در سال ۲۰۰۱ منتشر شده چنین آمده است: «زوجینی که بعد از ۷ سال یا بیشتر از هم جدا شدند، به عنوان تازه ازدواج کرده به شکل غیرقابل کنترلی به هم عشق می ورزیدند، و حدود یک سوم عشق بیشتری نسبت به زوجینی که بعد از این مدت نیز رابطه زناشویی شادی داشتند به هم ابراز احساسات می کردند».

سوزان وینتر، کارشناس ازدواج، در این باره چنین می گوید: « تداوم احساسات بیش از حد (و اظهارات فیزیکی آن ها) بسیار دشوار است. این نوع از رفتار به طور ویژه در دوران ماه عسل دیده می شود که یک فاز کوتاه عمر از سه تا نه ماه است».

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

داشتن استرس روزانه

تاثیر ناخوشایند و فرسایشی که استرس بر ازدواج دارد را دستکم نگیرید. بر اساس مطالعه ای که در سال ۲۰۰۷ در مورد فاکتورهای دخیل در طلاق در میان زوجین اروپایی صورت گرفته مشخص شد که استرس روزانه مهم ترین دلیل برای تصمیم به جدایی در میان بسیاری از زوجین بوده است. تجربیات ظاهراً ساده و کم اهمیتی مانند فراموش کردن یک قرار ملاقات یا از دست دادن اتوبوس می تواند باعث ایجاد تنش در روابط زوجین شود. محققان در نهایت به این نتیجه رسیدند که استرس هر روزه تاثیر بسیار بیشتری در جدایی زوجین نسبت به برقرار رابطه عاشقانه خارج از فضای ازدواج، خشونت شریک زندگی یا حتی اتفاقات و حوادث ناخوشایند بزرگ داشته است.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

عقب نشینی در جریان بحث و درگیری لفظی

وقتی که شریک زندگی تان سعی دارد در مورد یک مشکل جدی با شما صحبت کند، آیا شما ترجیح می دهید ساکت بمانید و از بحث خودداری کنید؟ اگر چنین است و شریک زندگی تان به خاطر رفتاری که انجام داده مقصر است، ساکت شدن شما اصلاً نشانه خوبی نیست. بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ صورت گرفته، شوهرانی که رفتارهای «عقب نشینانه» دارند از شانس بیشتری برای جدایی از همسر خود برخوردارند. این نتیجه گیری بر اساس مصاحبه با بیش از ۳۵۰ زوج تازه ازدواج کرده در میشیگان بدست آمد.

بر اساس تحقیقی دیگر که در سال ۲۰۱۴ انجام شد، محققان دریافتند زوجینی که الگوی بحث «درخواست/عقب نشینی»- یک طرف بر طرف دیگر برای صحبت، بحث و پاسخگویی فشار وارد و در مقابل تنها با سکوت طرف مقابل مواجه می شود- دارند در رابطه زناشویی خود کمتر شاد هستند. شکستن این الگوی ناخوشایند بسیار دشوار است زیرا در چنین صورتی هر یک از زوجین دیگری را مقصر و منشأ مشکل می داند. بهترین گزینه در چنین شرایطی بررسی میزان و شیوه مشارکت رفتار دو طرف در شکل گیری مسئله و مشکل و همچنین استفاده از استراتژی های متفاوت و بسیار محترمانه برای مدیریت درگیری است.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

توصیف رابطه زناشویی به شکل منفی

در سال ۱۹۹۲، گاتمن و دیگر محققان دانشگاه واشنگتن یک روش تحقیقی به نام «مصاحبه تاریخ شفاهی» را تدوین کردند که در آن از زوجین خواسته می شد در مورد جنبه های مختلف رابطه زناشویی خود صحبت کنند. با تحلیل صحبت های آنان، محققان توانستند زوجینی که به سمت طلاق پیش می رفتند را شناسایی نمایند. در مطالعه ای دیگر که نتایج آن در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، گاتمن و همکارانش از همین روش برای ۹۵ زوجی که به تازگی ازدواج کرده بودند استفاده کردند.

نتایج نشان داد که نمرات زوجین در مورد مسائل و برآوردهای خاص می توانست قدرت یا ضعف رابطه آن ها را پیش بینی نماید. این برآوردها عبارت بودند از: عشق و علاقه به یکدیگر، ما بودن و میزان تاکید هر یک از زوجین بر اتحاد در ازدواج، وسعت یا میزان آشنایی و درک هر یک از زوجین از تفکر و صحبت های دیگری، منفی گرایی، ناامیدی در ازدواج و میزان پرآشوب بودن و تنش در ازدواج از نگاه هر یک از زوجین.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

داشتن والدینی که از هم طلاق گرفته اند

مطالعات نشان داده که اگر والدین شما از هم جدا شده باشند خطر طلاق برای شما نیز افزایش خواهد یافت. آمار در مورد این فرضیه متفاوت است اما تحقیقی که توسط پل آماتو و دانیل دبور انجام شده نشان می دهد که اگر والدین زن از یکدیگر جدا شده باشند، شانس طلاق گرفتن خود وی نیز ۶۹ درصد افزایش خواهد یافت. این تحقیق همچنین نتیجه گیری کرده که اگر والدین زن و شوهر (هر دو)، طلاق را تجربه کرده باشند، خطر جدایی ۱۸۹ درصد برای این زوج افزایش خواهد یافت.

این بدان معنا نیست که اگر ازدواج والدین شما به طلاق انجامیده، رابطه شما با همسرتان نیز بی سرانجام خواهد بود. بسیار مهم است که فرزندان طلاق، خودشان و رابطه شان را از رابطه والدینشان جدا کنند و سعی کنند رابطه سالم تر و متعادل تری داشته و نسبت به درگیری های محتمل با شریک زندگی شان واکنش های مناسب تر و عاقلانه تری داشته باشند.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

کار در کافه ها یا به عنوان مهماندار

برخی شغل ها با میزان طلاق بیشتری همراه هستند. شغل های مرتبط با بیشترین میزان طلاق شامل گارسن بودن، مدیران بازی و قمار در کازینوها و البته مهمانداران هواپیما هستند. شغل هایی که با کمترین میزان طلاق مواجه می شوند نیز شغل های مربوط به حوزه بیمه، آمارگیری و مشاوره خطر تجاری، محققان علوم فیزیکی، فعالان حوزه سلامت و پزشکی هستند.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

درآمدی که دارید

پول یکی از معمول ترین عوامل استرس زا در میان زوج هاست. در واقع، پول عموماً به عنوان یک عامل کلیدی در تصمیم زوجین برای طلاق در نظر گرفته می شود. بر اساس مطالعه ای که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، پول اصلی ترین فاکتور پیش بینی در مورد طلاق در مورد مردان و زنان است. اما در شرایطی که بسیاری فکر می کنند نداشتن پول کافی به طلاق منجر خواهد شد اما مطالعات نشان داده که شانس جدایی در زوجین با درآمد بالا بسیار محتمل تر است. به گفته زوجین، عامل اصلی در جدایی زوجین با درآمد بالا این است که معمولاً یکی نان آور بوده و دیگری کار و درآمدی نداشته و صرفاً خرج کننده است. کسانی که درآمد بالایی دارند نیز معمولاً سفرهای کاری زیادی داشته و زمان زیادی از روز را در دفتر کار گذرانده و فرصت کمتری برای حضور در خانه دارند که همین موضوع احتمال جدایی آن ها از شریک زندگی شان را افزایش می دهد.

زوجینی که رابطه آن ها در معرض ریسک بیشتری از لحاظ طلاق قرار دارد، در زمینه جایگاه اجتماعی، تحصیلات و شرایط کاری از ویژگی های خاصی برخوردارند.

داشتن یا نداشتن فرزند

بر اساس تحقیقی که توسط آنلی روفوس صورت گرفته، داشتن یا نداشتن فرزند تاثیر زیادی بر احتمال جدایی زوجین دارد. در سال ۲۰۱۰، دستکم ۶۶ درصد از زوجین طلاق گرفته در ایالات متحده فرزند نداشتند در حالی که کمتر از ۴۰ درصد آن ها اعلام کرده بودند که فرزند ندارند. غیبت فرزند در شرایطی که یکی از زوجین خواستار فرزندآوری بوده و دیگری مشتاق داشتن فرزند نباشد می تواند عامل مهمی در طلاق زوجین باشد. در زوجینی که در مورد بچه دار شدن توافق ندارند، شانس طلاق دو برابر بیشتر است.

بیشتر بخوانید: افزایش آمار طلاق در روزگار کنونی؛ دلایل علمی پشت وقوع یک هنجار ناخوشایند اجتماعی

منبع: businessinsider
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود