یک نظر
کیش تور

کسانی که نقش قربانی را بازی می کنند معمولاً زیاد منفی بافی می کنند و علت مشکلات شان را دیگران می دانند نه خودشان. آن ها مطمئن هستند که خودشان هیچ نقشی در حل مشکلات شان ندارند و به همین خاطر احساس ناتوانی و بیچارگی می کنند. ممکن است هر روز با چنین آدم هایی سر و کار داشته باشیم، دلمان برایشان بسوزد و بخواهیم کمک شان کنیم، اما ممکن است بی آنکه حتی متوجه باشیم، بازیچه ی دست آن ها شویم.

در ادامه درباره ی نشانه هایی صحبت خواهیم کرد که به ما می کنند کسانی که نقش قربانی را بازی می کنند تشخیص دهیم و اجازه ندهیم ما را تحت تأثیر قرار دهند.

۱- به حال خود تأسف می خورند

کسانی که نقش قربانی را بازی می کنند

– چرا انقدر آدم ضعیفی ام؟

دنیا بی رحم است و آن ها ضعیف تر از آن هستند که بتوانند چیزی را در آن تغییر دهند. این همان چیزی است که خود قربانی پندارها در مورد خودشان فکر می کنند و سعی می کنند به بقیه ی دنیا هم القا کنند. اما حقیقت آن است که دنیای بیرون نامهربان است و روشی که خود قربانی پندارها برای برآمدن از عهده ی آن دارند این است که دائماً به حال خود تأسف خورند و سعی کنند کاری کنند که دیگران هم چنین احساسی نسبت به آن ها داشته باشند. هر چه افراد بیشتری به آن ها واکنش نشان دهند، آن ها بیشتر در نقش خود فرو می روند.

۲- دیگران را بازیچه ی دست خود می کنند

این افراد دوست دارند تظاهر به ضعیف بودن کنند تا ترحم و دلسوزی شما را جلب و همدردی و حمایت تان را کسب کنند. این مسأله به آن ها این امکان را می دهد که با احساسات شما بازی کنند و شما را ملعبه ی دست خود قرار دهند. به علاوه، می توانند کاری کنند که از هر کاری که با آن ها کرده اید احساس گناه کنید. آن ها همه ی این کارها را انجام می دهند تا توجه شما را به خود جلب کنند و به حرف شان گوش دهید.

۳- مثل خون آشام احساسات تان را می مکند

– باورم نمیشه انقدر کار ریختن رو سرمون! امکان نداره از پسش بربیایم. من خیلی خسته ام. اصلاً فکر ما رو میکنن؟ معلومه که نه. خیلی عصبانی ام. اَه!
– چقدر خسته کننده است این آدم…

وابستگی عاطفی یکی دیگر از خصوصیاتی است که می تواند در اینگونه افراد وجود داشته باشد، چون آن ها سعی می کنند دیگران را مجبور کنند به آن ها کمک کنند از پس مشکلات شان برآیند. آن ها از خود تصویر فردی محتاج در ذهن دیگران می سازند، مسئولیت هیچ چیزی را قبول نمی کنند و تنها و تنها به اطرافیان شان تکیه می کنند. اگر مدت زیادی با این افراد در ارتباط باشید، احساس خواهید کرد که همه ی صبر، انرژی و احساسات تان را از بین می برند.

۴- پیشرفتی ندارند و درجا می زنند

خود قربانی پندارها معمولاً از ناتوانی خود مطمئن هستند، به همین دلیل هیچ تلاشی برای پیشرفت زندگی شان و مهارت پیدا کردن در کاری نمی کنند. آن ها در یک مرحله از زندگی شان باقی می مانند و درجا می زنند. اما ماجرا به همینجا ختم نمی شود و آن ها همیشه می توانند صدها دلیل آورند که چه شد که به این روز درآمدند. هر گونه تلاشی از سمت شما برای کمک به آن ها در نطفه خفه خواهد شد.

۵- راه ارتباط را می بندند

– دیگه هیچوقت ازت کمک نمیخوام!

آن ها دوست ندارند چیزی در مورد رفتار یا طرز فکرشان به آن ها بگویید و با این واقعیت که آدم های سمی ای هستند رو به رو شوند. اگر هم کسی چیزی در این مورد به آن ها بگوید، او را کنار می گذارند و رابطه ی خود را با او به طور کامل قطع می کنند. این طرز فکر فوق احساسی و غیر منطقی مشکلات زیادی در روابط آن ها با دیگران به وجود می آورد و متأسفانه این افراد همیشه اشتباهات خودشان را نمی بینند.

۶- اعتماد کردن به دیگران برایشان سخت است

علت این مسأله مشکل روانی عمیقی است که در این افراد وجود دارد؛ آن ها از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند و خودشان را باور ندارند. این افراد احساس شان را به بقیه ی دنیا هم بسط می دهند و واقعاً اعتقاد دارند که دیگران هم مثل آن ها غیر قابل اعتماد هستند. هیچ تضمینی وجود ندارد که کسی بتواند آن ها را متقاعد کند.

۷- نمی توانند دست از مقایسه کردن خود با دیگران بردارند

– چرا نمیتونم مثل اون آدم جالبی باشم؟

این افراد کمبود اعتماد به نفس دارند به همین دلیل دائماً به این فکر می کنند که از دیگران بهترند یا بدتر. آن ها معمولاً خودشان را به شکلی منفی با دیگران مقایسه می کنند و این مقایسه آن ها را افسرده می کند. این خود انتقادی ها هم برای افراد خود قربانی پندار ضرر دارد هم برای اطرافیان شان، چون این افراد سعی می کنند خود را به دیگران وابسته کنند تا ترحم شان را جلب کنند. اما حقیقت آن است که هیچ کدام ما کامل نیستیم و همه نقص هایی داریم، مسأله ای که کاملاً هم طبیعی است.

۸- از زندگی شان راضی نیستند

هر اتفاق مثبتی هم که در زندگی شان بیفتد، افراد خود قربانی پندار آن را جدی نمی گیرند؛ هیچ اتفاق مثبتی برای آن ها کافی و راضی کننده نیست. آن ها همیشه بیشتر و بیشتر می خواهند. این افراد درگیر دور بی پایان و باطلی از ناله و شکایت می شوند. چنین افرادی معمولاً خوش بین نیستند و قدر زندگی و لحظات خوبش را نمی دانند.

۹- برای هر چیزی دعوا راه می اندازند

– موهای کوتاهت رو خیلی نپسندیدم.
– کسی ازت نظر نخواست.

خود قربانی پندارها هر کسی که نظر متفاوت یا مخالفی با آن ها یا انتقادی از آن ها داشته باشد را واقعاً جدی می گیرند. چنین افرادی هر گونه اختلاف نظری را توهین شخصی تلقی می کنند و به فرد مخالف حمله می برند. این افراد فکر می کنند اطرافیان شان می خواهند آن ها را اذیت کنند، به همین دلیل همیشه آماده ی جنگ هستند.

۱۰- هیچ مسئولیتی قبول نمی کنند

مشکل همیشه از دیگران است. خود قربانی پندارها همیشه دیگران را مقصر شکست ها و مشکلات خود می دانند. آن ها هیچوقت به هیچ چیزی اطمینان کافی ندارند و از اینکه مسئولیت کارهایشان را قبول کنند می ترسند و ترجیح می دهند همه ی مسئولیت را به گردن دیگران بیندازند. آن ها با این روش از احساسات و افکار خود فرار می کنند.

کیش تور
منبع: brightside
مطالب مرتبط
یک نظر

ورود

  • حسین اسفند ۴, ۱۳۹۸

    واقعا همینطوره. متاسفانه