بدون نظر

حدیث دختر ۱۱ ساله ای است که بیست و هشتم اسفند ماه سال ۱۳۹۸ توسط پدرش در خیابان بیست متری جانبازان نبش کوی گلستان سوم در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی به قتل رسیده است. چند ماه قبل از قتل رومینا، دختر ۱۴ ساله اهل تالش که بخاطر مسائل ناموسی توسط پدرش در اتاق خواب با یک عدد داس تیز سربریده شد و یکی از فجیع ترین قتل های بهار ۹۹ را رقم زد.

حدیث ، از دیگر هموطنانی است که در ماه های اخیر، پرونده قتل او بازتاب گسترده ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی داشته است. پدر حدیث در اعترافاتش گفته بود که او، صدای تلویزیون را بلند کرده بود و به همین خاطر عصبانی شده است و با کمربندش، او را خفه کرده است.

مادر حدیث خواستار اشد مجازات برای پدر خانواده شده است. او گفته بود که پدر حدیث، از همسایه درباره مجازات کارش سوال کرده و می دانسته که بخاطر قتل دخترش، مجازات سنگینی برایش رقم نخواهد خورد. او احتمالا میدانسته که با قتل دخترش، بر اساس قوانین قضایی و جزایی فعلی ایران، فقط چند سال روانه زندان خواهد شد. مادر حدیث گفته بود که پدر قاتل، او را نیز چندین بار به قتل تهدید کرده بود.

قتل ناموسی رومینا اشرفی، ریحانه و حالا حدیث، پرونده قتل های ناموسی ایران را در سال های پایانی قرن چهاردهم هجری شمسی وارد فاز تازه ای کرده است. پدر رومینا جوان است و پدر حدیث نیز ۳۴ سال دارد. این که پدری جوان تا این اندازه کم تحمل باشد و آستانه تحملش به قدری باشد که با مانتو و کمربند فرزند خود را خفه کند و به قتل برساند، موضوعی است که در باب جامعه شناسی نیز باید به این ناهنجاری امروز فرهنگ عامه، ورود کرد.

طبق قوانین قضایی کشور، در صورتی که پدر مرتکب قتل فرزند شود، به ۱۰ سال حبس محکوم می شود اما اگر قاتل، مادر باشد، به اعدام محکوم می شود. ماده قانونی ۳۰۱ مصوبه سال ۱۳۹۲، برای پدری که فرزند خود را به قتل می‌رساند، مجازات اسلامی را مقرر را داشته است. در صورتی که پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشند و این امر برای دادگاه به اثبات برسد، قاتل باید به قصاص محکوم خواهد شد.

چنانچه پدر و مادر با هم مرتکب قتل عمدی فرزند شوند براساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، مادر محکوم به قصاص است و در صورت قصاص او ، پدر موظف است نصف دیه را به اولیاء دم مادر بدهد.

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی  مصوب ۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی می‌گوید: “پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.

توییتر دفتر رهبر انقلاب پس از قتل رومینا، به دستور قاطع رهبری به اشد مجازات تعدی جسمانی به زنان اشاره کرد. موضوعی که امیدواریم در پرونده قتل حدیث ۱۱ ساله نیز در دستور کار مقامات قضایی کشورمان قرار بگیرد.

۲ روز مانده به نوروز باستانی ۹۹، مادر حدیث در حالی که وی را در آغوش گرفته بود، سراسیمه به سمت بیمارستان حرکت میکند. پلیس از ابتدا به پدر خانواده مشکوک میشود تا اینکه اعتراف می کند که او را به قتل رسانده است. پزشکی قانونی تایید کرده که حدیث، خفه شده است. وکیل پرونده گفته که با توجه به اعترافات پدر قاتل مشهور به حسین الف، او دخترش را با مانتو و کمربند، خفه کرده است.

او تنها فرزند یک خانواده را بخاطر اینکه عصبانی می شود و کنترل خودش را از دست می دهد، خفه می کند. رحیمه فیضی، مادر مقتول گفته بود که شوهرش در سال ۱۳۹۵ با دختری در ارتباط بوده است و ارتباطشان پس از مدتی قطع شد. اما پس از ۲ سال دوباره این رابطه برقرار می شود. پدر قاتل خواستار ازدواج با این دختر شده بود و همسرش را تهدید به قتل کرده بود.

مادر حدیث گفته بود که فردای شب چهارشنبه‌سوری بود. تمام جزئیات را به خوبی در خاطر دارم. از صبح دلشوره داشتم. شوهرم شب‌کار بود. صبح که به خانه آمد ابتدا یکسری تعمیرات در خانه انجام داد. صبحانه‌اش را خورد و لیست خرید به من داد. گفت که قسط وام را هم پرداخت کنم. من هم رفتم سراغ کارها. خریدها را انجام دادم و موقع انجام کار بانکی متوجه شدم که شماره‌حساب را برنداشته‌ام.

دوباره به خانه برگشتم که دفترچه را بگیرم، اما از برادر شوهرم خواستم که کار را انجام دهد و در آن مدت در خانه مادرشوهرم نشستم. خانه‌هایمان نزدیک است. وقتی به خانه برگشتم، بند کفشم را باز نکرده بودم که گفت برو برایم سیاه‌دانه بخر. در تمام این مدت دلشوره‌ام بیشتر شده بود. بالاخره به خانه رسیدم و فضای خانه اضطرابم را بیشتر کرد. روفرشی به هم ریخته بود، وسیله‌های خانه روی زمین ولو شده بودند. همه چیز نامرتب بود. گوشه‌ای از خانه هم دختر بیچاره‌ام با صورتی کبود افتاده بود . . . .

حدیث ۱۱ ساله قربانی جدید فرزند کشی در ایران است. پرونده حمایت از حقوق کودکان در ایران در قوه قضاییه و مجلس و دولت باید به صورت جدی دنبال شود تا حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان در ۳۱ استان کشور به صورت هوشمندانه و جدی در دستور کار نهادهای مسئول قرار بگیرد.

آستانه تحمل ایرانیان در چند دهه اخیر به طور شگفت انگیزی کاهش یافته است و قتل های ناموسی و فرزند کشی و دعواهای خیابانی و زد و خوردهای مکرر ایرانیان در خیابان و حتی صحن علنی مجلس شورای اسلامی و زمین فوتبال!، نشان می دهد که باید دولت و ملت روی این قضیه بیشتر تمرکز کنند. ایرانیان نسل امروز، به هر دلیلی، کم تحمل تر از نسل قبل هستند. نمودهایش را در قتل های ناموسی و زد و خوردهای فوتبالی و غیر فوتبالی در طول روز شاهد هستیم.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود