۳ نظر

می دانید ۸۶۹،۴۶۳،۸۵۳ ضرب در ۷۳ چقدر می شود؟

قبل از اینکه دست به ماشین حساب ببرید نیلاکانتا بانو پراکاش، پسر ۲۰ ساله ی هندی جواب را پیدا کرده است.

جواب می شود ۶۳،۴۷۰،۸۶۱،۲۶۹ و برای بانو که در هند به او «سریع ترین ماشین حساب انسانی دنیا» می گویند فقط ۲۶ ثانیه طول می کشد تا آن را در ذهنش محاسبه کند.

طبق کتاب رکوردهای لیمکا – که همان کتاب گینس هند است – ذهن بانو اعداد را با سرعت به طور متوسط ۱۲ ثانیه پردازش می کند که تقریباً ۱۰ برابر بیشتر از یک ذهن معمولی است.

سریع ترین ماشین حساب انسانی دنیا

بانو می گوید چیزی که او را قادر می سازد چنین محاسبات پیچیده ای را با سرعت بسیار بالایی انجام دهد استفاده از یک «شیوه ی ساخت یافته» است.

او می گوید روش هایی که از آن ها برای محاسبه استفاده می کند شباهت زیادی به روش های معمول دارد، با این تفاوت که او روش های خود را بهینه سازی می کند و گرچه فرآیند مشخصی او را به این روش ها می رساند اما از آنجایی که ذهن خود را تربیت کرده این اتفاق خود به خود رخ می دهد.

بانو چندی قبل مدال طلای مسابقه بین المللی محاسبه ذهنی در المپیاد ورزش های ذهنی لندن را دریافت کرد. او اولین فرد آسیایی است که موفق به دریافت این مدال می شود. بانو همچنین اولین برنده ی غیر اروپایی این مسابقه طی تاریخ ۲۳ ساله ی آن است.

با این حال بانو دوست ندارد او را «نابغه» خطاب کنند چون معتقد است این کلمه تلاش و تجربه ای که در پشت دستاوردهای او وجود دارد را نشان نمی دهد. او می گوید مهارت ریاضی خارق العاده اش را به راحتی کسب نکرده است.

بانو در سال ۲۰۰۵، زمانی که ۵ سال داشت در جریان یک حادثه از ناحیه ی سر دچار آسیب شد. جمجمه ی بانو شکسته بود و بعد از زدن ۸۵ بخیه و انجام عمل های جراحی متعدد، پزشکان او را به یک کمای پزشکی فرو بردند.

حدود ۷ روز بعد وقتی بانو به هوش آمد، پزشکان به والدینش گفتند ممکن است به خاطر جراحت سرش بقیه ی عمرش را با نقص شناختی سپری کند.

بانو یک سال بعدی را در تخت سپری کرد و نمی توانست به مدرسه برود. این حادثه، به گفته ی خودش تعریف او از تفریح و سرگرمی را تغییر داد و او را به جایگاهی رساند که حالا در آن قرار دارد.

بانو در دوران نقاهتش به یادگیری شطرنج و حل معما پرداخت تا ذهنش را فعال نگه دارد.

از جراحت سر بانو زخم بدقواره ای باقی مانده بود. والدین بانو برای آنکه آسیبی به روان او وارد نشود یک سال همه ی آینه های خانه را جمع کردند. اما او مصمم بود اجازه ندهد این زخم به مشخصه ی او تبدیل شود. بانو می دانست او هم در کاری خوب است و تصمیم گرفت خود را در آن کار ثابت کند.

او در سن ۷ سالگی در یک رقابت محاسبه ی سرعتی کشوری مقام سوم را دریافت کرد.

بانو از آن زمان در مسابقات و رقابت های زیادی مقام کسب کرده است. او از سن ۱۳ سالگی نماینده ی هند در مسابقات بین المللی بوده و چهار رکورد شکنی جهانی داشته است.

او ۵۰ رکورد هم در کتاب رکوردهای لیمکای هند به نام خود ثبت کرده است.

بانو می گوید وقتی برای یک رکورد جهانی تلاش می کند دنیای اطرافش تقریباً مثل فیلم های ابرقهرمانی روی دور کند حرکت می کند.

او گفته آنچه در مغز رخ می دهد او را به این باور رسانده که ما توانایی انجام کارهایی را داریم که اصلاً در ذهن مان نمی گنجد و به همین خاطر حسی مانند یک ابرقهرمان بودن را پیدا می کند.

منبع: cnn
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۳ نظر

ورود

  • ناشناس شهریور 14, 1399

    حدودا سال ۱۳۸۰ تو شهر اراک هم چنین فردی بود. تو ترمینال اتوبوس ها میومد هرکه عددی را ضرب میگفت اون جوابشو میداد و پولی میگرفت.
    فکر کنم در گمنامی از دنیا رفت.
    از اراکی ها اگه کسی خاطرش هست گفته های منو تصحیح کنه

  • ناشناس۲ شهریور 14, 1399

    یه کشور مزخرف و مردمان بیخود و گرسنه. اصلا معلوم نیست خدا چرا هندیا رو افرید..

    • mr.V شهریور 15, 1399

      یه سوال ترک هستی؟ چون ترکیه و پاکستان یه اتحاد تشکیل دادن و چند وقته بعضیا هی از هند و یوانان و غرب بد میگن.
      بعدم از قدیم گفتن یه نگاه به خودت بکن بعد درباره بقیه حرف بزن. تو تهران چندتا دانشجوی هندی داشتیم و خیلیا برا زبان فارسی میان تهران. صادقانه میتونم بگم چندتا از بهترین دانشجوهایی که باهاشون دوست بودم بودن. مشکل ما اینه که میگیم عه هند مثل المان نیست بنابراین مسخره شون کنیم بهشون توهین کنیم. جالب اینه اگه دانشگاه تهران باشی میبینی به جز یه عده دانشجوی غربی به بقیه بد میگذره. یا مسخرشون میکنیم یا ادمایی مثل شما بهشون توهین میکنن. این دوستای هندیم بارها بهم گفته بودن. حتی توربانشو از سرش در اوردن. مثل اینه یه خانوم ایرانی بره هند و اونجا روسری رو از سرش در بیارن. توربان براشون خیلی خیلی مهمه. حتی تو خونه باید سر کنن.
      مشکل ما اینه که اعتقاد داریم عه یه کشوری مثل المانه پس بهشون احترام بزاریم تا کمر خم بشیم. عه توریست اروپاییه تحویلش بگیریم. عه توریسته موهاش سیاهه یا هندیه پس محل نزاریم بهش. به غیر این نمیتونیم چیز دیگه ایی رو قبول کنیم. اما خودمون چی؟ حداقل نصف جمعیت تهران وضعشون شبیه هنده. یا بدتر. امارها رو ببین چقدر فقیر داریم. ایا دیدی یه کشور دیگه چنین رفتاری رو با ما داشته باشه؟ چون از هرمزگانم حداقل نصف همشهریام ساکن کشورای عربی خلیج فارسن. دوتا از برادرام اماراتن. تو این ۲۰ سال هیچوقت ندیدم باهاشون رفتار بدی داشته باشن.