یک نظر

در دوره ی صفاریان، شیراز، یکی از کهن ترین شهرهای ایران، پایتخت این سرزمین بود. این شهر که هزار سال قبل یک شاهراه تجاری بود، حالا به شهر باغ ها مشهور است.

گفته می شود نزدیک به ۵۰۰ سال قبل مسافرانی از شیراز برای فروش اسب به هند رفتند اما هرگز به سرزمین خود بازنگشتند. در آن زمان هند تحت سلطه ی مغول ها بود. امپراتوری های ایران و مغول مرز مشترک و روابط دوستانه ای با یکدیگر داشتند. در آن زمان – همانطور که حالا نیز تا حدودی به همین گونه است – قدرت نظامی یک سرزمین به قدرت سواره نظامش بستگی داشت. اسب های ایرانی خواهان زیادی داشتند. هر دو امپراتوری مردمانی داشتند که به زبان فارسی صحبت می کردند و به همین دلیل فروش اسب در بازارها و جشنواره ها، به زمین داران ثروتمند و حاکمان، برای بازرگانان ایرانی راحت تر بود.

این طایفه ها به هر کجا که سفر می کردند یک ایران ِ کوچک برپا می کردند و گاهی در نهایت در هند ماندگار می شدند و منطقه ی کوچکی در ایالت های مختلف این سرزمین برای خود می ساختند.

منطقه ی کوچک بیهار در شهر کیشانگانج یکی از این ایران های کوچک ِ هند است. ساکنان این منطقه که در کلبه هایی از گیاه بامبو زندگی می کنند، نسل ها قبل به اینجا آمدند. در حال حاضر حدود یکصد عدد از این کلبه ها در شهر کیشانگانج وجود دارد.

مردم این منطقه به هندی و فارسی سلیس صحبت می کند، غذاهای ایرانی می خورند و تا ۱۵ سال قبل در چادر زندگی می کردند، یعنی به همان شیوه ای که وقتی به هند آمدند در اینجا زندگی می کردند. نیاکان آن ها چادر را خانه ی خود می دانستند و این بخشی از هویت آن ها در هند بود. اما از زمانی که هزینه ی حفظ و نگهداری از چادرها بیشتر شد، آن ها به ساخت کلبه هایی از گیاه بامبو روی آوردند.

یکی از دلایل اصلی ماندگار شدن این مردم در کیشانگانج بازار خاگرا ملا است که به دست نواب خاگرا، محمد فخرالدین پایه گذاری شد. خاگرا ملا مدت های مدید بزرگ ترین بازار هند بود و خرید و فروش اسب کسب و کار پررونقی برای ایرانیان محسوب می شد. همین بازار بود که آن ها را صاحب پول زیادی کرد که توانستند با آن در هند ماندگار شوند و کیشانگانج را خانه ی خود سازند.

این بازرگان ها در گذشته تنها اسب خرید و فروش می کردند اما با تغییر زمانه، برای امرار معاش به فروش قفل و کلید، قاب عکس، عینک آفتابی و سنگ های قیمتی هم روی آوردند.

این مردمان هنوز هم اجازه ی ازدواج با غیر خود را ندارند چون ترجیح این است که با خود وصلت کنند.

آن ها از همه ی مدارک هویتی لازم در هند برخوردارند اما هنوز هم گاهی برای رأی دادن دچار مشکل هستند و اغلب از سمت دولت محلی منفور شمرده می شوند.

ایرانی های کیشانگانج همه ی آداب و رسوم و سنت های سرزمین اصلی شان، ایران را به جای می آورند، چه از جهت زبان و چه از جهت لباس یا غذا، اما خانه ی خود را هند می دانند. آن ها خود را در وهله ی اول هندی می دانند و معتقدند می بایست مانند شهروندان هندی با آن ها رفتار شود.

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 3.7 / 5. تعداد رای: 7

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

منبع: homegrown
یک نظر

ورود

  • amini اردیبهشت 13, 1400

    “اغلب از سمت دولت محلی منفور شمرده می شوند”
    لعنت به تبعیض
    فرقی نداره کی و کجا