زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی تفاوت هایی با یکدیگر داشته، ولی زبان فارسی همواره حفظ شده و به نسل های بعد انتقال یافته است. لازم به ذکر است که پرداختن به موضوع زبان در دوره های مختلف کار نسبتاً دشواری است و آنچه که تا امروز به ما در این باره کمک کرده، مدارک باقی مانده از زمان های تاریخی مختلف است.
زبان شیرین فارسی در اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح با ورود آریاییها در سرزمینهای ایران شکل گرفت، این زبان جزء زبانهای هندی و اروپایی نیز محسوب میشود.
با گذشت زمان در طول تاریخ به دلایل مختلفی مثل جنگ، مهاجرت افراد مختلف به ایران و … تغییرات جزئی و یا حتی وسیع در زبان فارسی به وجود آمد، گاه برخی از تغییرات تنها ناشی از سهولت استفاده از این زبان بوده است تا افراد مختلف راحتتر بتوانند این زبان را فرا بگیرند.
تمامی تغییرات به وجود آمده در زبان فارسی به منظور راحتتر کردن فهم و درک این زبان بوده است، همه اقوام ایرانی زبان فارسی را به عنوان یک زبان مشترک استفاده میکنند.

مراحل سه گانه زبان فارسی
آشنایی با مراحل سه گانه زبان فارسی اطلاعات بسیار خوب و سودمندی در مورد زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی به ما خواهد داد. گروهی به نام ایلامیان در زمانهای بسیار دور قبل از تشکیل سلسله آریایی هخامنشی در ایران فرمانروایی میکردند، این زبان تا مدتهای طولانی در داخل کشور رواج داشت و مردم آن را به کار میبرند، یک سری آجرهای مکتوب زیگورات و یا معبدهای های ایلامی بخصوص، مدارک مهمی هستند که نشان دهنده خط میخی و زبان ایلامی به کار گرفته شده در آن زمان است.
امپراتوری بزرگ هخامنشی در سال ۵۵۳ پیش از میلاد در ایران شکل گرفت، این امپراطوری بزرگ منجر به تنوع و افزایش اقوام در ایران شد، هر کدام از این اقوام یک سری آداب و رسوم مهم و خاص داشتند و حتی هر کدام از یک زبان مشخص استفاده میکردند.
با گسترده شدن مرزهای کشور نیاز به یادگیری زبانهای خارجی بجز زبان فارسی باستان نیز در کشور شکل گرفت که البته نحوه پرداختن به آموزش این زبانها چندان مشخص نیست.
در عصر هخامنشی، زبان بابلی بسیار پرطرفدار بود و افراد زیادی با این زبان سخن میگفتند و این گونه با یکدیگر در ارتباط بودند. شواهد زبان بابلی در کتیبه آرامگاه داریوش و یا حتی منشور کوروش قابل مشاهده است و این موضوع نشان دهنده اهمیت این زبان در دوره هخامنشی میباشد.
با گذشت زمان، زبانهای دیگری نیز به زبان فارسی باستان اضافه شد، ولی در نهایت هنگامی که دولت هخامنشی نابود شد، زبان فارسی باستان نیز تقریبا از میان رفت.

زبان اوستائی
اوستا یک کتاب مقدس مربوط به دین زرتشتی است که به عنوان یادگار از زبان اوستائی باقی مانده است، گاه یک سری از زبانهای تنها به صورت چند کلمه در برخی از نوشتهها یافت میشود که ممکن است در آن زمان، زبان گروهی خاصی از اقوام ساکن در ایران بوده باشد با این حال مشخص است که برای زرتشتیان زبان اوستائی اهمیت بسیار زیادی داشته است.
یک سری مدارک کتبی و واضح نشان دهنده زبانهای خوارزمی، سکائی، سغدی و … در آن زمان است که بیشتر به نواحی شرقی فلات ایران مربوط میشود.
برخی از زبانها طول عمر چندان زیادی در تاریخ ایران نداشته اند و تنها با مهاجرت برخی از اقوام در ایران شکل گرفته اند، ولی بعد از مدت کوتاهی از بین رفته اند و افرادی زیادی طرفدار آن زبان نشده اند. زبان اوستائی یک سری آواها و اصوات خاصی دارند به همین دلیل دسته بندی آن در زبان دسته شرغی و یا دسته غربی کار مشکلی است.

زبان ایرانی میانه
در واقع زبان ایران میانه به زبانهای بین دورههای گذشته و دوره کنونی گفته میشود که میتوان گفت زبان فارسی امروزه نوع تغییر یافته زبان ایران میانه است، نمیتوان به صورت دقیق یک بازه زمانی خاص برای شکل گیری زبان میانه در نظر گرفت باید توجه داشت که زبان به صورت یهویی و سریع تغییر نکرده است بلکه این اتفاق همواره در سالیان طولانی و به صورت تدریجی شکل گرفته است، بنابراین مشخص کردن زمان دقیق رایج شدن هر زبان کار بسیار دشوار و تقریباً غیر ممکن است.
در زمان هخامنشیان آثار و نوشتهها نشان میدهند که زبان فارسی باستان نسبتاً دشوارتر و نامفهومتر بوده است و قواعدی که برای زبان به کار میرفته بسیار نامطلوب و ناهنجار بوده است.
به مرور زمان با توجه به تاریخ کشف هر یک از آثار میتوان گفت که قواعد به کار گرفته شده در زبان آسانتر شده اند و این زمان بیشتر مربوط به دوره نابودی هخامنشیان است پس از همان زمان، زبان ایرانی میانه رواج پیدا کرده است.
زبان میانه پهلوی، زبان پارتی اشکانیان و زبان ساسانیان نمونههایی از زبان ایرانی میانه هستند، تغییرات زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی نشان میدهد که با روی کار آمدن هر امپراطوری زبان فارسی نیز تغییر بسیار زیادی کرده است.
گاه زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی با توجه به نوع صوت و آوای خاص آنها به دو گروه تقسیم بندی میکنند مثل زبان فارسی دسته غربی و زبان فارسی دسته شرغی که هر کدام ویژگی و یا حتی قواعد مشخصی دارند. امروزه نیز گاه برای لهجهها و گویشهای خاص تقسیم بندی زبانی انجام میشود برای مثال لهجه سواحل خزر، لهجه کردی، لری، بلوچی و … به دسته غربی تعلق میگیرند و با دسته شرقی متفاوت هستند.

زبان پارتی
زبان پارتی مربوط به اقوام، مخصوص شمال شرقی ایران است، این اقوام که قوم پارت نامیده میشدند، بسیار مورد توجه قرار گرفته بودند، کتیبههای شاهان ساسانی دارای زبان پارتی و زبان فارسی میانه است البته کتیبههای قدیمی تری مثل کالجنگال نیز حاوی نمونه از زبان پارتی است که کمک زیادی به کسب اطلاعات در مورد زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی کرده است.
زبان پارتی بیشتر مربوط به دوره فرمانروایی اشکانیان است، یکسری جزئیات خاصی در مورد این زبان وجود دارد که گاه اشتباه تعبیر میشود برای مثال بسیاری از افراد معتقدند که زبان پارتی با زبان پارسی متفاوت است و نباید آنها را یکی دانست در واقع زبان پارتی زبان مخصوص پهلوی است و با زبان پارسی متفاوت است. امروزه زبان فارسی که مینامیم نوع تغییر یافته زبان میانه است که آن را به عنوان زبان فارسی نو میشناسیم و از آن استفاده میکنید.

فارسی میانه و فارسی دری
بسیاری از افراد فارسی میانه و فارسی دری را با یکدیگر اشتباه میگیرند، اما در واقع واژگان متفاوتی که در این دو زبان به کار گرفته شده است نشان میدهند که این دو زبان با یکدیگر متمایزند و نمیتوان آنها را یکی در نظر گرفت.
فارسی یک زبان عام است و طبق تعریف زبان شناسی یک زبان عام باید حد میانی بین سایر زبانها باشد، تا از این طریق ارتباط در آن منطقه به درستی شکل بگیرد در غیر این صوت نمیتوان به درستی با دیگران ارتباط برقرار کرد. زبان فارسی دری یک نوع زبان متداول و رایج ایرانی بود، این زبان به تدریج تغییر یافت و زبان فارسی امروزی را شکل داد.

زبان فارسی
دوره مربوط به روی کار آمدن زبان فارسی از سال ۸۶۷ میلادی شناخته شده است، البته خود زبان فارسی را نیز امروزه به دستههای مختلفی میتوان تقسیم بندی کرد، یک سری از این زبانها تنها در داخل مرزهای کشور وجود دارند مثل گیلکی و یا مازندرانی، اما یکسری از زبانهای شناخته شده مثل کردی هم در داخل کشور و هم در خارج از آن مورد استفاده قرار میگیرند و علاوه بر این، زبانهایی مثل یغنابی مزاری تنها در مرزهای خارج از ایران دیده میشوند.
پشتو نیز یکی از زبانهای مربوط به دوره جدید است که جزء زبانهای رسمی کشور افغانستان مورد استفاده قرار میگیرد. زبان بلوچی به الفبای ایران نوشته میشود، این زبان را علاوه بر ایران در در پاکستان و حتی افغانستان نیز میتوان مشاهده کرد.
یک سری واژگان فارسی که در ایران و افغانستان و حتی پاکستان استفاده میشوند با یکدیگر تفاوت دارند و این موضوع از جهات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه بر این در تاجیکستان نیز یک سری واژگان فارسی وجود دارد که آنها نیز با زبان فارسی ایران متفاوت هستند، نکته مهمی که در مورد زبان تاجیکستان وجود دارد تاثیر زبان روسی بر آن است که همین موضوع سبب تغییر و تحول زبان تاجیکستان شده است.
ورود یک سری زبانهای کشورهای همسایه تاثیرات بسیار چشمگیر و قابل ملاحظهای در گویش زبان و حتی الفبای آن ایجاد کرده است، تمامی این تغییرات باعث شده است که دیگر واژگان فارسی این کشورها با یکدیگر مشابه نباشند و تغییر پیدا کنند.
زبان فارسی از گذشته تا به امروز برای سهولت در استفاده تغییر پیدا کرده است تا دیگران بتوانند به آسانی با آن ارتباط برقرار کنند و آن را فرا بگیرند، زبان مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی تغییرات بسیار زیادی داشته و اکنون به زبان فارسی امروز تبدیل شده است.





فعلاً که زبان فارسی پچیزی ارزش ندارد
جزو ۲۰ زبان بین المللی هم نیست و فقط شمال ایران به این زبان صحبت میکند
حتی جنوب ایران و شمال شرقی این کشور هم به زبان های عربی و ترکی صحبت دارند
جنوب ایران فقط بخش کوچکی عربی صحبت میکنن،شمال شرقی هم بخش هایی هست که دو زبان متفاوت تلاقی کردن و مردم برای ارتباط باهم دیگه فارسی صحبت میکنن.
اینقدر ارزش خود و کشورتان را پایین نیارید،فارسی یکی از غنی ترین زبان ها در دنیاست و آثاری داره که خیلی از زبان ها از آن بی بهره هستند.
کم چرت بگو مومن. خودم بچه خرم ابادم از اینا تا خود بندر عباس و زاهدان من رفتم دیدم فارسیه. تا سنندج رفتم فارسی خیلی دیدم صحبت کنن. اهواز رفتم دیدم نصف نصف عرب و فارسیه
بوشهر که کلا لهجه خاص و قشنگ خودشو داره. نصف نصف عربی فارسیه.
مشهد رفتم همه فارسی.
بچه های افغان میشناسم همه فارسی.
خود من لری ام ولی زبونمون لری هست. لری خودش فارسیه. درسته کلمات برا یکی دیگه شاید نامفهوم باشه ولی معنیش و مفهومش فارسیه. اونور اب میگن. اینور او میگن. والله
کم ..بگو مومن
کم چرت بگو نادان
حتی یک بازی یا فیلم در کشور های دنیا به زبان فارسی ساخته نشده است
مگر اینکه افتخار شما همین افغانستان باشه که همون هم پشتو و دَری هستش و ربطی به فارسی الان نداره
تمام آذربایجان غربی و شرقی حتی ۱۰ درصد هم فارسی زبان ندارد و مردمش تورک و ترک زبان هستن
اون تعداد شهر هم که اسم آوردی فقط اصفهان و شیراز کامل فارسی زبان هستش
بازی پرنس آو پرشیا جدید اومده فارسیه😂
اگه تا الان ساخته نشده چون بازی هایی که وارد میشن غیر قانونیه،اگه مثل بقیه دنیا آزاد بود،شرکت سازنده برای سود بیشتر دوبله فارسی هم اضافه میکرد.
در ضمن،دری ،لحجه ای از فارسی هست،مثل فارسی اصفهانی یا فارسی یزدی،اونم فارسی دری هست.
زبان فارسی زبان ملی تمام مردم ایران هست،از دیرباز تا کنون تمام سلاطین و شاهان ایران،حتی آنان که از جای دیگر کوچ کردند،این زبان را به عنوان زبان رسمی و درباری برگزیده اند.
چرت رو تو میگی.اذربایجان غربی که بیشتر از نصف کرد هستن.کاری ندارم😂😂زبان فارسی زبان شعر دنیاست و دومین زبان کلاسیک دنیاست.هیچ زبانی به اندازه پارسی از نظر شعر و ادبیات غنی نیست.این چیزایی که گفتم حرف من نیست یک تحقیق کوچولو کافیع.زبان های رسمی دنیا شیش تاست که ترکی هم جزوش نیست اصلا ترکی زبان مستقلی نیست چون نصفش فارسی عربی و فرانسویه.و خود ترکیه تا صد سال پیش فارسی حرف میزدن و اگر برین موزه استانبول نامه های دربار عثمانی رو میبینید که فارسیع.😂فیلم به زبان فارسی ساخته نشده؟یعنی سطحت همینقدره؟ مثلا امریکا فیلم ترکی ساخته😁جدا از اینکه صنعت فیلمسازی در ایران محدوده ولی از نظر جوایز موفق بوده.فقط اصفهان و شیراز فارسی هستن😂من خودم بچه مشهدم پس ما کجایی حرف میزنیم😁نکنه ترکی😂بوشهر بندعباس(که لهجه پارسی خیلی قدیمی دارن) کرمان یزد تهران شهر همدان(نه کل استان) خراسان جنوبی و… اینا چی😁. انگار تا حالا مسافرت نرفتی مثلا شمال یا مثلا کردستان کرمانشاه . اکثر مردم ایران فارسی زبانن حالا تو فشاری بشی تغیر نمیکنه بقیه هم درسته زبان مادریشون فارسی نیست ولی زبان فارسی میراثشونه بجز عده کوچکی مثل شما که نمیدونم چطور نظراتتون ثبت میشه
سطحو.میگه کدوم کشور فیلم به زبان فارسی میسازه😂 همون بستون که نتفلیکس زد تو دهن فیلم اتاتورک 😂مرد حسابی هر کشور به زبون خودش فیلم میسازه.اینا هیچ مطمئن باش با همین محدودیت فیلم سازی فسلمای ایران صد ها برابر ارزشمند تر از فیلمای ترکی هستن که مادر و پدر خیانتکاران 😂جوایز بین المللی هم که واضحه. نمیدونم نظرم ثبت نشد انگار ولی فکر میکنی مثلا ما مشهدیا کجایی حرف میزنیم؟یا کرمانی ها یزدی ها اراکی ها قمی ها بندعباسی ها بوشهری ها تهرانی ها همدانی ها(شهر همدان نه کل استان چون استان همدان لر داره کرد داره ترک داره) خراسان جنوبی یا ما مشهدی ها.نکنه فکر میکنی ترکیم😂 آذربایجان غربی هم که اکثرا کرد هستن . برو موزه استانبول نامه های فارسی درباره عثمانی رو ببین و بخون.ترکیه تا همین صد سال پیش زبونش چی بود؟؟همین الان زبان ترکی استانبولی نصفش فارسی عربی فرانسویه.من نمیگم یه تحقیق کوچولو کافیه. جدا از اینکه تمامی زبان های ایرانی بسیار زیبا و دلنشین هستن زبان فارسی زبان شعر دنیا انتخاب شده دومین زبان کلاسیک .کل ترک زبون ها و عرب زبون های ایران سر جمع بیست میلیون هم نمیشه(امار سازمان سیا امریکا).حداقل دو تا مسافرت خارج استانی بکن😂بهت نخندن.نظراتتون هم که اصلا برام تعجب اوره که چرا تایید میشه
نه داشم.بوشهر نصف فارسی نصف عربی نیست. اکثرا فارسیه.یه چیزی جا افتاده فکر میکنن هر کی جنوبیه عربه.که کاملا غلطه نظر سنجیم بکنی نود درصد این استان میگن زبان اولشون فارسیه (که نظر سنجیشم شده)
😂😂جنوب عربی صحبت میکنن؟😂واقعا تصورت اینه کل مردم در خوزستان بوشهر بندرعباس عربن؟نه جانم.من بوشهریم خودم ما زبان اولمون فارسیع لهجمونم خیلی قدیمیه.ایران کلا دو سه میلیون عرب داره.جنوب ایران بیشتر فارس لر هست.این از این که تیرت به سنگ خورد .شمال شرق هم که آذربایجان غربی اصلا منطقه ای کرد نششینه.زبان فارسی ارزش نداره😂 زبان فارسی دومین زبان کلاسیک جهانه و به عنوان زبان شعر دنیا انتخاب شده.و یکی از تاثیر گذارترین زبان های دنیاست. و در فرستادن وویجر یک و دو که پیام فضایی بود شعر فارسی انتخاب کردن.همه اینا هیچ اکثر بازیگرای دنیا شعر های فارسی خالکوبی میکنن.ار ده شاعر برتر تاریخ فقط پنج تاش فارسی زبونه😂میفهمی یعنی چی؟.حالا اینا به کنار .فقط شمال ایران فارسی صحبت میکنن؟😂توی فضای مجازی چی؟.
تو غلط کردی
من عربم ساکن خوزستان و زبانم عربی
الان فارسی تایپ کردم حالم …
پان عرب طرفدار جمال عبدالناصر 🥴
کی میخواهید دست از حماقت های تکراری بردارید؟؟؟
داش حالا ناراحتی نداره که😂 پاشو یه بیلیط بخر برو باکو.برو سرود ملی باکو بخون(ولی اونم پره از واژه های فارسی ها😁).ایران دیگه خاک نمیده .شما ها دوست داشتید از ایران برید 😂
جدا از اینکه کل زبون های رسمی دنیا شیش تاست .اصلا زبان ترکی هم جزو زبان های بینالمللی نیست😂حداقل فارسی به عنوان زبانی که غنی ترین ادبیات رو داره شناخته شده .و همین که توسط اعراب نابود نشده (مثل خیلی از زبون ها مثلا مصری)خودش بزرگیشو نشون میده.در ایران زبان های مختلفی هست ولی زبان فارسی هویت ایرانه.اگه یغوب لیث نبود اگر فردوسی نبود اگر رودکی نبود.الان ایرانیا خودشونو عرب میدونستن درست مثل مصری ها.حالا شما هم خودتونو عذاب ندید شما ها در اقلیت هستید(ایران ستیزان).
نزنید این حرفا رو به ضررتونه بخدا .من گفتم که.الان ملی گرا های ایرانی عاشق هیتلرناا دیگه خود دانید😂 نگید نگفت
هیتلر هم چپ بود،مثل تمام تجزیه طلب ها و کمونیست ها .
یچیزی که کمونیست ها خوب جا انداختن این بود که گفتن هیتلر و موسولینی راست گرا بودن،در صورتی که هر دو سوسیالیست و چپ بودن.
لعنت خدا به هرچی جهان وطنیه
نمیگم هیتلر خوب بود میگم با این حرفاشون باعث تحریک عده ای میشن باعث ایجاد انگیزه ای هیتلر گونه در بعضیا میشن.البته منظور شما رو نفهمسدم .ولی وطن پرستی در دنیایی که همه مردم وطن پرست هستن اجباریه وطن پرست نباشی.کشورتو ویران میکنن.مثل نظرات این دوستمون که دیدی.متسفانه ایران کم دشمن نداره
چی میگی مغولی اجنبی شما بی هویت تر و حقیرتر از این حرفایی که بخوای در مورد عزمت زبان و تاریخ فرهنگ ایران زمین حرف بزنی الان هر چی دارین به خاطر زبان و فرهنگ این سرزمینه وگرنه تو بیگانه الان هنوز داشتین تو بیابونای مغول همدیگرو میخوردین
دبیره ی میخی درست است وگرنه زبان میخی نداریم،زبان پارسی همان است که بوده
شاهنامه ی فردوسی اشعارش همان است که بوده
بسمه تعالی
عنوان مطلب :
آیا زبان فارسی دری از بین خواهد رفت ؟!
.
نویسنده :
رضا مهریزی
( کارشناس ارشد ایرانشناسی )
خاکم به سر ز غصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم
میرزاده عشقی
زبان فارسی در خطر است ؛ این خطر را همه آگاهان دلسوز با بند بند وجودشان احساس می کنند ؛ خطری که زبان فارسی را تهدید می کند از دو سوی و دو جانب است . یکی از برون مرز و دیگر از درون مرز . تهدید برون مرزی ؛ خطر زبان های بزرگ متخاصم جهانی و در راس آن زبان انگلیسی است و تهدید درون مرزی ، خطر قومیت گرایان و قبیله پرستان بومی و محلی است . پرداختن به خطر برون مرزی موضوع بحث ما در این موضع نیست ( چه بسا اگر عمر و توفیقی یابیم بعدا بدان بپردازیم ) آنچه در این جستار سر و برگ مطرح کردن آن را داریم ، مساله خطر درون مرزی است . همه می دانیم زبان فارسی که زمانی از غرب چین و تا شمال هند گرفته و تا ماوراءالنهر و بین النهرین و … رواج داشت و تقریبا زبانی جهانی بود ( شاید بهترین شاهد این دعوی ، نامه گیوک خان مغول به پاپ اینو سنت چهارم باشد که به زبان فارسی ، نگاشته شده است ). امروزه شوربختانه به زبانی زبون و نگون ، بدل شده است و دریغ و درد که انسان مسوول و دلسوز و کارای چندان زیادی ، هم در کار نیست . امروزه باید باور کنیم ، هر چند بسی سخت است ، که زبان فارسی به زبانی دست چندم ، کم اهمیت ، غیر علمی و فرعی ، تبدیل شده است ، که از ترس پان قومیت ها و قبیله پرستهای داخلی نمی توان زبان به حمایت و پشتیبانی از آن ، حتی در درون مرزهای ایران ، گشود و پیش از زوال و اضمحلال این زبان ، که یکتا زبان رسمی تمدن ما و یگانه پیوند دهنده ما با پیشینیان و گذشتگان مان است ، به داد و فریادش رسید ؛ چرا که می ترسیم پان قومیت ها و قبیله پرستان ، بهشان بر بخورد !!! و حقیقتا چه تیره بختی و سیه روزی بیش از این ، که زبان فارسی در خانه خویش مغضوب و مظلوم است !!! متاسفانه پان قومیت ها دستاویزشان روز ۲۱ فوریه ، روز موسوم به روز زبان مادری است . واقعا جای تاسف و تاثر دارد که اروپایی ها که دستشان تا مرفق به خون بومیان ملل مختلف آلوده است ، حالا دایه دلسوزتر از مادر شده اند و روزی را برای زبان مادری ساخته و پرداخته اند . باید توجه داشت که این اروپایی های جنایتکار ، می دانم که این حرف به مذاق و مزاج روشنفکران بی رگ و ریشه مان خوش نمی آید ، اما باید دانست که همین اروپاییان ریاکار و بدکردار ، قاره آفریقا را تاراج کردند و منابع آن را به یغما بردند و بسیاری از زبان های مردم آفریقا را نابود نمودند و زبان خود را جا انداختند و بجای زبان مردم بومی آن مناطق گذاردند ؛ ولی همین منافقان مزور ، آن زمان از حقوق اقلیت ها دم نزدند و هرگز نگران زبان مادری آن افراد نبودند ولی حالا که ، به قول قدیمی ها ، چارپای آنها از پل مراد گذشته ، برای دیگر کشورها دایه دلسوزتر از مادر شده اند و برایشان نسخه شفا بخش می پیچند . امروزه کشورهای آفریقایی به استثنای کشورهای شمال آفریقا که زبانشان بر اثر قهر و غلبه ی قدیمی اعراب شبه جزیره عربستان ، عربی است ، اکثرا زبانشان یا انگلیسی است یا پرتغالی یا فرانسوی . جالب است که همین فرانسه متمدن ، مبادی آداب و مدافع حقوق انسان ، که معبد و ملجأ ، برخی روشنفکران بی خویش و بی دودمان ماست تا همین الآن نه تنها اجازه تغییر زبان بدیشان نداده است ( البته آنها دیگر زبانی هم برایشان نمانده ) بلکه اجازه تغییر واحد پول ملی به ۱۴ کشور آفریقایی را هم نداده و واحد پول ۱۴ کشور آفریقایی « فرانک سی اف ای » است و این ۱۴ کشور آفریقایی ملزم هستند که ۵۰ درصد ذخایر ارزی خود را در بانک مرکزی فرانسه ذخیره کنند . شوربختانه حالا روشنفکران ما ، که اگر با حسن ظن بگوییم ، ابله و ساده لوح اند ؛ مدام سنگ آموزش به زبان های قومی را به سینه می زنند ( توجه کنید آموزش به زبان قومی و نه آموزشِ زبان قومی !!! جا دارد بگوییم حتی آموزش زبان قومی به علت پراکندگی اقوام در سراسر ایران ، امکان پذیر نیست براستی وقتی ترک زبانان ما علاوه بر چهار استان اصلی شان ، در همه جای ایران حضور دارند ، چگونه می توان به همه آنها آموزش زبان قومی و اولی داد؟! علاوه بر ترک زبانان ؛ لر زبان ها و کرد زبان ها و حتی تا حدودی گویشوران اقوام دیگر ؛ مثل : مازندرانی زبان ها یا بلوچ ها و عرب زبانها و یا گیلکی ها و ترکمن زبانها و… نیز تقریبا در سراسر کشور پراکنده اند و در داخل دیگر اقوام تنیده ؛ حال چگونه می توان به همه آنها ، آموزش زبان اولی شان داد ؟! آیا این کار به افزایش تنش و چالش در کشور نخواهد انجامید ؟!؟!؟! ) در هر حال ؛ روشنفکران استحاله و الینه و آسیمیله شده ما در فرهنگ منحط غرب ، کجایند تا ببینند که قبله گاه هایشان وقتی نوبت به خودشان می رسد چه می کنند و اندیشمندان شان هم پشتوانه و مدافع منافع ملی کشور شان می باشند ( که اگر غیر این بود این کشورها به این عزت و عظمت و جلالت و شوکت نایل نمی شدند ). واقعا فکر کنید چطور جزیره کوچک ۲۵۰ هزار کیلومتری بریتانیای صغیر ، زبانش را بر همه عالم تحمیل کرده و فرانسه نیز همین جور و اسپانیا هم همین طور و… اروپاییان متمدن ، علاوه بر آفریقا ، در استرالیا و تمامی قاره بزرگ امریکا نیز میلیونها بومی را با شیوه های گوناگون غیر انسانی ؛ مثل : جنگ و ستیز خونین ، رواج بیماری های واگیر و… نابود کردند و تمدن و فرهنگ و زبان خود را جایگزین آن کردند ! ( امروز زبان حدود ۵۰ کشور انگلیسی و نیز ۲۹ کشور فرانسوی و ۲۰ کشور اسپانیایی است ) غربی ها به ویژه انگلیسی ها در درازنای تاریخ سخت ترین ضربات را بر فرهنگ ایران و زبان ایرانی وارد کردند ؛ آنها علاوه بر تکه پاره کردن پیکر پاک سرزمین عزیزمان ؛ زبان فارسی که روح و روان ایران است را از شبه قاره هند ریشه کن کردند ( در اینجا آرزویی می کنیم و آن اینکه ایکاش می شد و عُرضه آن را داشتیم تا زبان فارسی را در بخشی از شبه قاره ، یعنی پاکستان امروزی ، زنده و احیا کنیم چرا که تا پیش از انقلاب اسلامی ما ، زبان فارسی در مدارس این کشور آموزش داده می شد ولی بعد از انقلاب از ترس تسری انقلاب اسلامی ایران در پاکستان ، تدریس آن تعطیل شد . مشابه چنین اتفاقی در تاجیکستان هم افتاده است ؛ یعنی تاجیکستان فارسی زبان ، حاضر نیست رسم الخطش را از سیریلیک به رسم الخط فارسی برگرداند ( به همین علت روز به روز فاصله زبان فارسی تاجیکی با فارسی ایرانی بیشتر و بیشتر می شود ) آنهم به این دلیل که از رسوخ اندیشه های به قول خودشان افراط گرایانه می ترسند ولی ما باید این دو کشور را ، به ویژه پاکستان را که بیش از ۲۴۰ میلیون جمعیت دارد و پنجمین کشور پر جمعیت جهان نیز محسوب می شود ، به هر شیوه ای شده مجاب کنیم تا زبان فارسی را که زبان عرفان و اعتدال و دوستی است و نیز فرهنگ ایران را ، رفیق و شفیق و یار و یاور خود بدانند و البته در این راه نباید با آنها از موضع برادر بزرگتر برخورد کرد بلکه با کمال نجابت و صمیمیت آنها را به زبان فارسی و رسم الخط فارسی دعوت کرد و با زبان ایرانی صلح و آشتی داد ) به هر حال اروپاییان و خصوصا انگلیسی ها حالا هم در رسانه هایشان دم از حقوق زبانی قومیت ها می زنند . با این وضعیت بیم آن می رود که آنها بتوانند زبان فارسی را در میان مدت ، در ایران هم ، نابود یا دست کم بسیار محدود کنند . ( متاسفانه تنها دو تا کشور و نصفی زبان شان فارسی است ؛ یعنی ایران و تاجیکستان و افغانستان ، که این سومی زبان دومش فارسی دری است ، ولی در همین افغانستان هم پس از روی کارآمدن طالبان پشتو زبان ، آنان شمشیر کینه و دشمنی را علیه زبان فارسی که زبان اکثریت نسبی ملت خودشان نیز هست و البته علیه سایر مظاهر تمدن ایرانی _ خراسانی ، از رو بستند و دست به سرکوب کردن و محدود کردن این زبان زدند ( زبانی که زاده خراسان بزرگ است که افغانستان امروزی هم بخشی از آن بوده است ). در هر حال ؛ کشورهای اروپایی حالا که با انواع رذالت و جنایت و یا اقسام ترفند و حیلت ، زبان و فرهنگ و تمدن خود را جهانی و حتی می توان گفت جاودانه و همیشگی کردند و خیالشان راحت و آسوده شده است ، نقابی انسان دوستانه به چهره خود زده اند و مدافع و طرفدار سینه چاک قومیت های دیگر کشورها شده اند . باید همه مواظب باشیم که فرهنگ و هویت و زبان ایرانی بیشتر از این تضعیف و تحقیر نشود و مبادا در معرض نابودی سریع تر قرار گیرد. شاید همه ایرانیان ، همداستان باشند که زبان همه قومیت ها و قبیله های ایران ، محترم و مغتنم است . اما باید بدین وفاق نیز برسیم که نباید گذاشت زبان ملی و رسمی مان ، که یگانه زبان هویت و تاریخ و تمدن و فرهنگ ماست ، بیش از این نحیف و ضعیف شود . وقتی مقام معظم رهبری ابراز می کند که نگران زبان فارسی است . آیا نباید همگان فکری برای نگهداری و پاسداشت این زبان کنند ؟! باید توجه داشت زبان فارسی متعلق به همه ایرانیان است و اساسا بیان اینکه این زبان ، زبان مادری قوم فارس است حیله ای است مزورانه و نیرنگی است منافقانه ؛ چرا که اصلا قومی به نام قوم فارس وجود خارجی ندارد . پژوهشگری می گفت زبان مادری ( به معنای زبان مادر نسبی ) سعدی و حافظ هم فارسی نبوده است بلکه آنان به خاطر عشق وافرشان بدین زبان و نیز توانایی و ظرفیتهای ذاتی آن ، بدان ، که یکتا سخنگوی فرهنگ ایرانی است ، شعر می سرودند. برای این مدعا البته شاهدی در گلستان هست ؛ این بیت به شیرازی که می گوید : امروز دو مرده بیش گیرد مر کن / فردا گوید تربی از اینجا بر کن .( که هیچ فارسی زبانی متوجه منظور آن نمی شود ) به هر حال شاید علیه این مدعا بتوان ، دلایل و شواهدی دیگر آورد . اما برای مثال : در اینکه زبان مادر نسبی پدر شعر نو فارسی ، فارسی نبوده بلکه زبان طبری مازندرانی ، بوده که شک و شبهه ای نیست ولی باز نیما خدمت به زبان سرزمین پدری را ترجیح داد یا مرحوم شهریار که زبان مادر نسبی اش فارسی نبوده ولی زبان سرزمین پدری را برای بیان عواطف و احساساتش در کنار زبان مادر نسبی اش ، به کار می بست ( اساسا همه اقوام و قبایل ایرانی چه مهاجر و چه بومی تا روزگار کنونی و اگر دشمن بگذارد تا آینده ، همه و همه به زبان فارسی به عنوان محور پیوند دهنده و مایه همدل کننده و زبان ِهمزبانی می نگریستند ) چرا که اگر این زبان متصل کننده اقوام و قبایل ایرانی بیش از این تضعیف و تحقیر و زار و زبون شود پس ما دیگر چه ملت واحد و کشور متحد خواهیم بود ؟! ملتی که افراد و اعضای آن زبان هم را درست نفهمند و رسا درک نکنند ، اساسا چگونه یک ملت خواهند بود ؟! آیا این امر خود مقدمه تجزیه و تکه پاره شدن بیشتر و یا دست کم استحاله شدن و از هویت تاریخی خود جدا شدن ایران مظلوم ما نیست ؟! آیا این به معنای حذف همیشگی ایران از صفحه روزگار نیست ؟! باز با تاکید و پافشاری بیان می کنم که باید به شدت ترسید و به جدیت نگران و مراقب زبان فارسی بود و از پان قومیت های و قبیله پرست های داخلی ( که البته تا حال زیاد نبودند ولی به دلایلی متعدد ، متاسفانه رو به فزونی اند ) و پشتیبانان و حامیان دروغگو و پر رنگ و نیرنگ خارجی شان نهراسید . باید دانست که وظیفه حکومت و دولت و نخبگان با احساس مسوولیت ، این است که به رواج و گسترش زبان رسمی ملت ایران ( که عامل پیوست و پیوند و ابزار ارتباط و اتصال و وسیله فهم و درک متقابل ، تمام اقوام و اقشار جامعه و ملت ایران است ) دامن بزنند ؛ و مواظب و مراقب باشند که مبادا ترویج زبان های قومی و قبیلگی موجب از هم گسیختگی و افتراق ملت گردد . جا دارد این جا این نکته را بگوییم که اصطلاح زبان مادری در کشور ما بد فهمیده می شود و غالبا برای تحریک عواطف و احساسات و برانگیختن تعصبات ناموس پرستانه به کار می رود ، باید دانست که زبان مادری فقط یک اصطلاح است ؛ چرا که اساسا تا آنجا که ما آگاهی داریم و می دانیم ؛ هر فردی هر زبانی را که پیش از سن بحران بلوغ فراگیرد و بتواند بدآن تفکر و تکلم کند این اصطلاحا زبان مادری او می شود ( خواه مادر نسبی اش به آن زبان تکلم کند یا نکند ، خواه یک زبان باشد و خواه چندین زبان ) و اساسا دلبستگی ما به زبان فارسی باید به عنوان علاقه به زبان ملی مان و زبان رسمی مام میهن مان باشد نه زبان مادر یا پدر یا هر کس و کار نسبی یا سببی مان اساسا حفظ زبان ملی مام میهن و سرزمین پدری ، که زیر بنای هویت تاریخی و نیز از مبانی میراث فرهنگی ماست و ستون فقرات فرهنگ و تمدن ما را نیز می سازد مهمتر از ترویج و اشاعه زبان های قومی و قبیلگی است .( همانطور که گفتیم ترویج و تدریس زبان های قومی به دلیل پراکندگی و در هم تنیدگی اقوام ایرانی با یکدیگر اصلا امکان پذیر نیست و خود تولید کننده تنش و چالش تازه برای کشور خواهد بود ) اگر چه زبان مادری ما ممکن است هر زبانی باشد ولی زبان سرزمین پدری همه ما ایرانیان ، فقط فارسی است و بس . شایان توجه است آنچه ما ایرانیان را ایرانی نگه داشته تنها زبان فارسی است . چرا که ما در طول تاریخ دیرین خود ، دین خود را و مذهب خود را و بسیاری از باورها و نگرش های خود را دگرگون کردیم ولی یگانه چیزی که کمابیش ، البته کمابیش ، حفظ کردیم همین زبان فارسی است که رشته پیوست ما به پدران و نیاکان باستانی مان است که اگر همین رشته نیز گسسته شود ما نیز به سرنوشت ملتهای استحاله شده و از درون تهی شده و یا نیست و نابود شده ی تاریخ ، دچار خواهیم شد و دیگر چیزی ازمان باقی نمی ماند . به هر روی این جستار را با نقل بیاناتی از یک نویسنده ترک ایرانی ، که حداقل دو زبان مادری داشت ، ولی زبان سرزمین پدری اش فارسی بود و آن را عمیقا دوست داشت و بدان عشق می ورزید ( که البته از این دست ترکان و غیر ترکان ، ایران دوست و میهن پرست خوشبختانه کم نبوده و نیستند ) یعنی غلامحسین ساعدی به پایان می بریم .( افسوس که نه غلامحسین ساعدی و نه هیچ فارسی زبان دیگری تا امروز موفق به دریافت نشان نوبل نشده اند و این حسرتی است بر دل ما ایرانیان و فارسی زبانان که زبان ما که به دلیل داشتن تاریخ ادبیات بزرگ ، یکی از چهار زبان کلاسیک جهان نیز شمرده می شود اما تاکنون موفق به کسب این جایزه مهم جهانی نشده است ) به هر حال ساعدی درباره زبان فارسی و جایگاهش در ایجاد همبستگی و نقشِ آن در وحدت ملی ایرانیان، در مصاحبه ای به نقل از ویکی پدیای ، چنین گفت : « زبان فارسی، ستونِ فقرات یک ملت عظیم است. من میخواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند » . امیدواریم همه ما دست در دست هم برای عظمت و یا حداقل جلوگیری از نابودی یا ذلت بیشتر این زبان بکوشیم. ان شا الله.