
وقتی ارتش آمریکا در اوایل دهه ۱۹۷۰ برنامه ساخت تانک ام۱ را آغاز کرد، تصمیم گرفت از افزایش هزینهها و شکستهایی که در پروژههای قبلی مانند MBT-70 و XM-803 رخ داده بود، جلوگیری کند. این بار، ارتش هزینههای سختگیرانهای در نظر گرفت، نیازمندیها را محدود ساخت و خواستار نمونههای عملیاتی واقعی به جای طرحهای کاغذی شد.

۸۰ سال حضور تانک های آمریکایی در میدان نبرد؛ بررسی تاریخچه و تغییرات آن ها
شرکتهای جنرال موتورز و کرایسلر برای ساخت تانک رقابت کردند؛ جنرال موتورز یک موتور دیزلی با سیستم تراکم متغیر پیشنهاد داد و کرایسلر موتور توربینی (گازی) را مدنظر داشت. آزمایشها در پایگاه ابردین نشان داد تانک دیزلی جنرال موتورز از عملکرد بهتر، زره محافظتی مقاومتر و سیستم کنترل آتش قابل اعتمادتری برخوردار است. در آن زمان، ارتش آماده بود قرارداد را به جنرال موتورز بدهد.
اما در ژوئیه ۱۹۷۶، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت، مانع از عملیاتی شدن این تصمیم شد. برخلاف توصیههای ارتش، او دستور بازطراحی تانک برای استفاده از موتور توربینی را صادر کرد. ویلیام کلمِنتس، معاون وزیر دفاع، و دیگر مقامات پنتاگون از این تغییر حمایت کرده و بر این باور بودند که موتور گازی نمایانگر آینده نیروگاههای زرهی است. چهار ماه بعد، قرارداد به کرایسلر واگذار شده و ارتش مجبور شد از موتور توربینی استفاده کند.

این یک تصمیم جنجالی بود؛ موتور توربین سبکتر، کمصدا و دارای قطعات متحرک کمتری بود، اما مصرف سوخت به مراتب بالاتری داشت (یکی از بزرگترین نقاط ضعف تانک ام۱ آبرامز)، دود خطرناکی تولید میکرد و نیاز به فیلترهای پیچیده برای مقابله با گرد و غبار میدان نبرد داشت. فرماندهان ارتش نگران این مسئله بودند که این موتور هنوز به اندازه کافی آماده و قابل اعتماد نیست. با این حال، فشارهای بیرونی، از جمله وضعیت مالی رو به وخامت کرایسلر و مسائل سیاسی گسترده دفاعی، باعث شد گزینهی ایمنتر نادیده گرفته شود. در نهایت، تانک ام۱ آبرامز با موتور گازی به خدمت گرفته شد؛ به جای موتور دیزلی مطمئنی که ارتش ترجیح میداد.
نجات کرایسلر و فشار برای استفاده از موتور گازی

ارتش ایالات متحده با تانکها و خودروهای زرهی قدیمی خود چه میکند؟
تا اواسط دهه ۱۹۷۰، شرکت کرایسلر با مشکلات جدی مواجه بود. این شرکت صدها میلیون دلار در بخش خودروی خود ضرر کرده بود و تولید تانک یکی از معدود بخشهای پرسود کرایسلر به شمار میرفت. برای کرایسلر، برنده شدن قرارداد ساخت تانک ام۱ یک موضوع حیاتی و حتی مسأله بقا بود. در مقابل، تولید تانک برای جنرال موتورز اهمیت زیادی نداشت و نسبت به امپراتوری خودروسازیاش بخش کوچکی به شمار میرفت. پنتاگون از این نابرابری مطلع بود و مدیران کرایسلر اطمینان یافتند که دولت فدرال نیز در جریان است.
در ژوئن ۱۹۷۶، جان ریکاردو، رئیس کرایسلر، با مقامات ارشد اقتصادی کاخ سفید، از جمله ویلیام سیدمن، مشاور نزدیک رئیسجمهور فورد، ملاقات کرد و به وضوح اعلام نمود که کرایسلر به کمک نیاز دارد. اگرچه قول کمکهای مستقیم را ندادند اما دولت نشانههایی از حمایت احتمالی شرکت ارائه کرد. چند هفته بعد، رامسفلد در رقابت مربوط به ساخت تانک مداخله نمود؛ کرایسلر هم فشار خود بر پنتاگون را ادامه داد و حتی تهدید کرد که در صورت واگذاری قرارداد به جنرال موتورز، اعتراض رسمی خود را ثبت خواهد کرد.

تصمیم برای استفاده از موتور توربینی، در راستای این تلاش گسترده برای نجات شرکت بود. این تصمیم برای کرایسلر، برنامهای چند میلیارد دلاری داشت و یک منبع درآمد چندساله در بخش دفاعی محسوب میشد. برای ارتش، این به معنای پذیرش هزینههای بالاتر و فناوری غیرآزموده بود. در نهایت، کرایسلر در سال ۱۹۸۲ بخش تانک خود را به جنرال داینامیکس فروخت و صدها میلیون دلار سود به دست آورد، درست زمانی که شرکت در آستانه فروپاشی بود. برنامه تانک ام۱ نه تنها یک پروژه نظامی، بلکه یک راه نجات برای خودروسازی بود که دولت میخواست آن را سرپا نگه دارد.
موتور دیزلی که نزدیک بود اجرایی شود
انتخاب موتور گازی برای تانک آبرامز، بدون گزینههای جایگزین نبوده است. در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، شرکت جنرال داینامیکس سیستمز نمونههای اولیه آبرامز با موتور دیزلی MTU MT-883 V12 را به عنوان بخشی از پروژه EuroPowerPack آزمایش کرد. نتایج نشان داد که نسخه دیزلی از نظر جابجایی و قدرت آتش با نسخه توربینی برابر بوده و هزینههای عملیاتی کمتری دارد.

برآمدگی تعبیه شده روی لوله توپ تانکها چه کاربردی دارد؟
گزینه دیزلی دیگری که مورد آزمایش قرار گرفت، موتور Continental AVDS 1790 V12 بود که وعده صرفهجویی سوخت بیشتری میداد. این طراحیها برای مشتریان خارجی مانند ترکیه و همچنین ارتقاء احتمالی ارتش آمریکا ارزیابی شدند، اما هیچگاه به تولید نهایی نرسیدند.
اخیراً، نمونه آزمایشی AbramsX سیستم هیبریدی دیزلی-الکتریک را معرفی کرده است که ادعا میشود ۵۰ درصد بازده سوخت بهتری نسبت به موتور AGT1500 دارد. با وجود این پیشرفتها، ارتش آمریکا همچنان از موتور گازی برای ناوگان عملیاتی آبرامز استفاده میکند و بیشتر به شتاب، انعطافپذیری در استفاده از سوختهای مختلف و زیرساخت نگهداری مستقر آن توجه دارد.
اگرچه موتورهای دیزلی ممکن است مزایای لجستیکی و اقتصادی ارائه دهند، اما عملکرد ویژه موتور توربینی باعث شده است که این موتور بیش از چهار دهه در هسته دکترین تانک اصلی آمریکا باقی بماند. این موتور همچنین نقش مهمی در اعتبار ام۱ آبرامز به عنوان یکی از بهترین تانکهای ساختهشده تاکنون دارد.
بدون نظر