خواه صحنه بریدن دست در فیلم ۱۲۷ ساعت (۱۲۷ Hours) باشد یا صحنه کشیدن پوست ناخن در فیلم قوی سیاه (Black Swan)، لحظات سینمایی زیادی وجود دارند که باعث میشوند ما از درد، چهره در هم بکشیم.
اکنون، متخصصان دلیل این امر را فاش کردهاند.

به گفته این محققان، مغز ما قسمتهای دردناکی را که روی پرده به نمایش در میآیند، شبیهسازی میکند و باعث میشود ما طوری واکنش نشان دهیم که انگار خودمان آن درد را حس میکنیم. آنها در مطالعه خود دریافتند که بخشهایی از مغز که تصور میشد تنها با بینایی مرتبط هستند، با حسهای بدنی نیز در ارتباطند.
تماشای صحنههای دلخراش در برنامههای تلویزیونی و فیلمها میتواند این نواحی پردازش لمس را به روشی بسیار سازمانیافته فعال کند.
به طور خلاصه، مغز تنها تماشا نمیکند؛ بلکه آنچه را که میبیند، شبیهسازی میکند.

دکتر نیکلاس هجر، نویسنده اصلی این تحقیق از دانشگاه ریدینگ، میگوید:
وقتی شما کسی را تماشا میکنید که قلقلک داده میشود یا آسیب میبیند، مناطقی از مغز که لمس را پردازش میکنند، به الگوهایی روشن میشوند که با قسمت درگیر بدن مطابقت دارند. مغز شما آنچه را که میبینید، روی بدن خودتان ترسیم میکند و یک حس لمس را شبیهسازی میکند؛ با اینکه هیچ اتفاق فیزیکی برای شما نیفتاده است.
این مطالعه شامل تجزیه و تحلیل فعالیت مغزی ۱۷۴ نفر در حین تماشای مجموعهای از فیلمها، از تنها در خانه (Home Alone) تا تلقین (Inception) بود.
در کمال تعجب، نواحی که معمولاً بینایی مغز در نظر گرفته میشوند، حاوی نقشههایی از بدن بودند که مشابه نقشههای موجود در نواحی مرتبط با پردازش لمس بود. به عبارت دیگر، سازوکاری که مغز برای پردازش لمس استفاده میکند، در سیستم بینایی ما تعبیه شده است.

برای مثال، وقتی در تاریکی به سمت حمام میروید، حسهای لمسی به سیستم بینایی شما کمک میکنند که یک نقشه داخلی از موقعیت اشیاء ایجاد کنید؛ حتی با کمترین ورودی بصری. این «پر کردن فاصله»، نشاندهنده همکاری حواس مختلف ما برای تولید یک تصویر منسجم از جهان است.
سایر صحنههای دلخراش سینمایی که باعث ناراحتی افراد میشوند، شامل لحظهای در فرنچایز ترسناک اره (Saw) است که در آن مردی تصمیم میگیرد پای خود را اره کند تا فرار کند.
فیلم مهیج چکش (Hammer) محصول ۱۹۹۵ با بازی رابرت دنیرو نیز مردی را نشان میدهد که در حال خیانت گرفتار میشود و کسی به عنوان مجازات با چکش به انگشتان او میکوبد.
در فیلم ۱۲۷ ساعت، یک کوهنورد مجبور میشود بازوی خود را قطع کند تا پس از به دام افتادن، خود را آزاد کند.

همچنین، در قوی سیاه لحظهای دلخراش وجود دارد که نینا، شخصیت اصلی فیلم، پوست کندهشده کنار ناخن خود را میکشد و تمام پوست روی انگشتش را جدا میکند.
در این مطالعه که در مجله نیچر منتشر شده، آمده است:
هنگام دیدن درد کشیدن دیگران، ممکن است چهره در هم بکشیم و حتی بگوییم که ما درد آنها را احساس کردیم. در واقع، هنگام مشاهده دیگران، مغز ما اغلب طوری پاسخ میدهد که انگار تجربه لمسی آنها از آنِ ماست. در اینجا، ما یک حالت گسترده از سازماندهی مغز را آشکار میکنیم که در آن نقشههای موضعی همسو بینایی و حس پیکری (حس لمس) را به هم پیوند میدهند.
محققان گفتند که چندین کاربرد بالینی بالقوه از یافتههای آنها به دست میآید.
دکتر هجر توضیح داد:
این کشف میتواند درک ما از شرایطی مانند اوتیسم را متحول کند. بسیاری از نظریهها نشان میدهند که شبیهسازی داخلی آنچه که میبینیم، به ما کمک میکند که تجربیات دیگران را بفهمیم و ممکن است این فرآیندها در افراد اوتیستیک متفاوت عمل کنند.

آنها در مطالعه خود دریافتند که بخشهایی از مغز که تصور میشد تنها با بینایی مرتبط هستند (سمت راست) با حسهای بدنی نیز در ارتباطند (سمت چپ). تماشای صحنههای دلخراش در برنامههای تلویزیونی و فیلمها میتواند این نواحی پردازش لمس را به روشی بسیار سازمانیافته فعال کند.
آزمونهای سنتی حسی خستهکننده هستند؛ بهویژه برای کودکان یا افراد دارای شرایط بالینی خاص. ما اکنون میتوانیم این مکانیسمهای مغزی را در حالی که فردی به سادگی در حال تماشای یک فیلم است، اندازهگیری کنیم و این امر امکانات جدیدی را برای تحقیق و تشخیص میگشاید.
متخصصان سلامت از اصطلاحات مختلفی برای انواع مختلف درد استفاده میکنند.
درد کوتاهمدت، درد حاد نامیده میشود. یک مچ پای رگبهرگ شده یک مثال است.
درد طولانیمدت، درد مداوم یا مزمن نامیده میشود. مشکلات کمر یا آرتریت (التهاب مفصل) نمونههایی از این نوع هستند.
دردی که میآید و میرود، درد عودکننده یا متناوب نامیده میشود. دندان درد میتواند یکی از این موارد باشد.
سیگنالهای درد از طریق نخاع و فیبرهای عصبی به مغز ما میرسند.
درد هرگز فقط در ذهن یا فقط در بدن نیست؛ بلکه ترکیبی پیچیده است که کل وجود ما را درگیر میکند.
این مطالعه مدت کوتاهی پس از تحقیقی انجام شد که نشان داد چگونه فیلمهای ترسناک فعالیت مغز را برای افزایش هیجان دستکاری میکنند.
دانشمندان فنلاندی فعالیت عصبی شرکتکنندگان را هنگام تماشای دو فیلم ترسناک (توطئهآمیز (Insidious) و احضار ۲ (The Conjuring ۲)) ترسیم کردند.
شرکتکنندگان در این مطالعه که در آزمایشگاه سیستمهای هیجان انسانی در تورکو انجام شد، نشان دادند که مغز به طور مداوم عمل در پاسخ به تهدیدات را به دو روش مختلف پیشبینی میکند.
نواحی از مغز که در درک بصری و شنوایی نقش دارند، در طول لحظات ناگهانی و پرشآور فعال میشوند و پاسخی تکاملی سریع را برای کاهش خطر ممکن میسازند.
همچنین، مشخص شد که برخی از نواحی مغز در طول صحنههایی از ترس قریبالوقوع که اضطراب به آرامی افزایش مییابد، به طور فزایندهای فعال میشوند و هوشیاری پایدار را برای مغز فراهم میکنند.
بزرگترین واکنش، ترس از چیزی نادیده یا ضمنی ناشی میشد؛ نه از آنچه که واقعاً روی پرده میدیدند.





بدون نظر