۳ سناریوی پیش رو پس از ۲۱ ساعت مذاکره بی‌نتیجه در اسلام‌آباد؛ چرا توافق نشد؟

۳ سناریوی پیش رو پس از ۲۱ ساعت مذاکره بی‌نتیجه در اسلام‌آباد؛ چرا توافق نشد؟

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، پس از حدود ۲۱ ساعت گفت‌وگو، بدون دستیابی به توافق پایان یافت و دست‌کم فعلاً گره‌های اصلی میان دو طرف باز نشده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد اختلاف‌ها همچنان بر سر چند محور کلیدی متمرکز است؛ از پرونده هسته‌ای و نحوه رفع تحریم‌ها گرفته تا تنگه هرمز و دامنه هرگونه صلح احتمالی در منطقه.

عصر ایران در یادداشتی تحلیلی به بررسی سه سناریوی پیش رو پس از مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

اختلاف بر سر چیست؟

هرچند هیچ‌کدام از طرفین، اطلاع‌رسانی دقیقی از آنچه در پشت درهای بسته رد و بدل شده نمی‌کنند، ولی از لابه‌لای حرف‌ها و توئیت‌های منابع نزدیک به آن‌ها می‌توان دریافت که تقریباً همان موضوعات اختلافی همیشگی، پابرجا بوده‌اند و این بار، حتی یکی دو موضوع نیز بدان‌ها افزوده شده است:

  • ایران می‌گوید باید حداقلی از غنی‌سازی را در خاک خود داشته باشد ولی آمریکا می‌گوید غنی‌سازی باید به صفر برسد.
  • درباره تحویل ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا نیز اختلافاتی وجود دارد. در دور قبل مذاکرات (پیش از جنگ ۴۰ روزه) ایران حاضر شده بود این اورانیوم‌ها را رقیق کند تا خطر استفاده از آن‌ها برای ساخت بمب اتمی مرتفع شود ولی آمریکایی‌ها می‌گویند کل این ذخایر باید از ایران خارج شود. در جنگ ۱۲ روزه، بمب‌افکن‌های آمریکایی برای انهدام این ذخایر با بمب‌های سنگرشکن اقدام کردند ولی موفق به نابودی‌شان نشدند. در جنگ ۴۰ روزه نیز موفق به این کار نشدند. حتی گفته می‌شود عملیات فرود هواپیماهای نظامی آمریکا در اطراف اصفهان به قصد تخلیه این منابع بود که موفق نشدند (هنوز صحت و سقم این روایت مشخص نیست).
  • قبلاً محل اختلافی به نام «تنگه هزمر» وجود نداشت ولی ایران در جنگ ۴۰ روزه، با بستن آن و کنترل تردد، این تنگه را به برگ برنده‌ای برای خود، دست‌کم تا این‌جای کار، تبدیل کرد. ایران می‌گوید نظام حقوقی تنگه هرمز باید تغییر کند و کشتی‌های عبوری باید به ایران و عمان که در دو سوی تنگه قرار دارند و کشتی‌ها از آب‌های آن‌ها می‌گذرند، عوارض دهند. آمریکا اما این را نمی‌پذیرد.
  • ایران خواهان پایان همه جنگ‌ها در منطقه است؛ یعنی پایان حملات به همه نیروهای جریان مقاومت و مشخصاً حزب‌الله لبنان.
مذاکره اسلام‌آباد

آمریکا اما این را نمی‌پذیرد و می‌گوید حتی در صورت صلح با ایران، حملات اسرائیل به لبنان ادامه می‌یابد.

  • درباره اصل رفع تحریم‌ها، دو طرف هم‌نظر هستند ولی راجع به چگونگی و زمان‌بندی‌اش، اختلافاتی وجود دارد.

اما به نظر می‌رسد همان ۳ مورد پیش‌گفته یعنی «هسته‌ای، تنگه هرمز، فراگیر بودن صلح» نقاط کانونی اختلاف‌اند.

  • درباره موشک‌ها، در این دور از مذاکرات، خبر خاصی منتشر نشده است.

آیا پایان مذاکرات به معنای آغاز جنگ است؟

هر چند مذاکرات روز شنبه و بامداد یک‌شنبه، منتهی به توافق نشد ولی این، الزاماً به معنای شکست کامل گفت‌وگوها نیست. تعلیق و توقف مذاکرات، گاه می‌تواند بخشی از خود مذاکره باشد. واقعیت این است که هم آمریکا و هم ایران، هر کدام از زاویه نگاه و منافع خودشان به توافق نیاز دارند ولی در عین حال، می‌خواهند حداکثر امتیازات را بگیرند و در مقابل، حداقل‌ها را بدهند.

از این رو، «ممکن است» در روزهای آینده، واسطه‌ها بار دیگر نمایندگانی از ایران و آمریکا را دور هم جمع کنند تا مذاکرات ادامه یابد. نکته اصلی اما این است که درباره مسائل اختلافی (هسته‌ای، تنگه هرمز، جبهه مقاومت)، طرفین سرسختی زیادی از خود نشان می‌دهند و این، کار را حتی در صورت مذاکره مجدد سخت‌تر می‌کند مگر این که با میانجیگری‌های احتمالی، راه‌های میانه و مرضی‌الطرفینی پیدا شود (که تا حالا نشده است).

هیأت مذاکره‌کننده ایرانی

سه «اگر»

در این لحظه، جنگ بسیار نزدیک‌تر از صلح است زیرا صرفاً در «آتش‌بس موقت» هستیم و مذاکرات نیز نتیجه‌بخش نبوده است. ممکن است حتی زودتر از موعد ۱۴ روزه آتش‌بس، شاهد از سرگیری جنگ باشیم ولی در عین حال، همان‌طور که گفتیم، امکان از سرگیری گفت‌وگوها در سطحی دیگر، یا حتی مشابه، دور از ذهن نیست. بنابراین، در شرایط تعلیق و برزخ به سر می‌بریم که سه گزینه زیر و پیامدهایشان محتمل است:

  • اگر جنگ بشود، شدت آن بسیار بیشتر خواهد بود و احتمالاً جنگ زیرساخت‌ها، ایران، کشورهای هم‌پیمان آمریکا در جنوب خلیج فارس و اسرائیل را به شدت تحت تأثیر «ویرانی‌های راهبردی» قرار خواهد داد.
  • اگر جنگ از سر گرفته نشود ولی توافقی هم شکل نگیرد، وضعیت «نه جنگ نه صلح» اقتصاد ایران را به شدت خواهد آزرد. ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت و خواهد کوشید با درآمدزایی از آن، بخشی از آثار تحریم‌ها جبران کند. با این حال، تنگه هرمز، کانون بحران خواهد ماند و حتی می‌تواند به اجماع جهانی برای اقدام مشترک علیه ایران در آینده بینجامد.
  • اگر توافق شود همه جهان و مشخصاً ایران، بهره‌مند خواهند شد. این که ایران چقدر از توافق منتفع می‌شود، بستگی به مفاد توافق خواهد داشت.

تنها راضی

به دلایل کاملاً مشخص، ایران به دنبال توافق است. شخص ترامپ و جمهوری‌خواهان نیز که تحت فشارهای داخلی‌اند و متهم به این هستند که جنگی بلاجهت را علیه ایران آغاز کرده‌اند نیز تمایل دارند با توافق دیپلماتیک، اعلام پیروزی کنند و روی رقابت‌های انتخاباتی کنگره که کمتر از ۷ ماه دیگر برگزار می‌شود (و وضع‌شان هم چندان خوب نیست) متمرکز شوند. کشورهای عربی هم طبیعتاً تاب‌آوری ادامه جنگ را ندارند. جهان هم نمی‌خواهد تاوان اقتصادی جنگ دیگران را بدهد.

تنها طرف راضی از عدم توافق ایران و آمریکا، همانی است که همیشه خواسته ایران در انزوای بین‌المللی باشد: اسرائیل.

نتانیاهو، پیش‌تر طرح جنگ علیه ایران را به اوباما و بایدن ارائه کرده بود. حتی در دوره اول ترامپ هم او را به جنگ علیه ایران ترغیب می‌کرد ولی تا ۴۰ و چند روز قبل، موفق به جلب نظر مثبت آمریکا نشده بود.

نتانیاهو

اینک که تلاش‌های چندین و چند ساله اسرائیل برای کشاندن آمریکا به رویارویی نظامی با ایران نتیجه داده، گزینه مطلوب برای اسرائیل، ادامه جنگ تا «خنثی‌سازی ایران» است.

برای اسرائیل، این یک «جنگ وجودی» تلقی می‌شود، از این رو، استراتژیست‌های اسرائیلی بر آنند که برغم تحمل آسیب‌های فراوان، باید نتیجه این جنگ، خنثی‌سازی ایران باشد.

آن‌ها بر اساس واقعیت‌های تاریخی و پتانسیل‌های درونی ایران، می‌دانند که هر گاه ایران به ثبات و توسعه درونی رسیده، قدرت منطقه‌ای، و در مقاطقی از تاریخ قدرت جهانی، شده است. وجود چنین کانون قدرتی در منطقه خاورمیانه، به هیچ روی مطلوب اسرائیل نیست، حتی اگر حکومتی غیر از جمهوری اسلامی در آن مستقر باشد. بنابراین، در یک نگاه درازمدت، باید خطر ایران را برطرف کرد و چه فرصتی بهتر از اکنون که ابرقدرت نخست جهان وارد جنگ با ایران شده است.

هدف اسرائیل این است که یا ایران چنان تخریب شود و حتی به ورطه جنگ داخلی که دیگر نتواند قد علم کند یا در ایده‌آل‌ترین شکل، تجزیه شود. هر گونه توافقی بین ایران و آمریکا که مشتمل بر عادی‌سازی روابط، رفع تحریم‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی در ایران شود، با این هدف راهبردی اسرائیل، در تضاد است. بنابراین، تنها کشوری که از عدم توافق رضایت دارد و ترجیح می‌دهد ولو با تحمل ضربات موشکی و پهپادی، جنگ آمریکا علیه ایران ادامه یابد، اسرائیل است.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود