اسکات ایستوود با «Lucky Strike» دوباره به میدان جنگ بازگشت + تریلر

اسکات ایستوود با «Lucky Strike» دوباره به میدان جنگ بازگشت + تریلر

اسکات ایستوود با فیلم جنگی تازه خود، لاکی استرایک (Lucky Strike)، دوباره به ژانری برگشته که پیش‌تر با پاسگاه (The Outpost) در آن مورد تحسین قرار گرفته بود. راد دیوید لوری، کارگردان فیلم، توضیح داده که چگونه استفاده از نماهای بلند و بی‌وقفه در صحنه‌های اکشن، تجربه تماشاگر را به فضای جنگ نزدیک‌تر می‌کند و هم‌زمان پرسشی مهم را پیش می‌کشد: آیا رنج سربازان در جنگ ارزشش را دارد؟

اسکات ایستوود، پسر کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان مشهور آمریکایی، بار دیگر در یک فیلم جنگی ظاهر شده است. لاکی استرایک (Lucky Strike) او را دوباره با راد دیوید لوری، کارگردان فیلم پاسگاه، همراه می‌کند؛ فیلمی که همکاری قبلی آن‌ها را به موفقیتی تحسین‌شده تبدیل کرده بود. این بار داستان در دل جنگ جهانی دوم می‌گذرد و شخصیت اصلی در شرایطی گرفتار می‌شود که هر تصمیم او می‌تواند به مرگ یا نجات ختم شود.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

داستان فیلم درباره جان کسل، یک سرباز آمریکایی در جنگ جهانی دوم است. او در جریان نبرد آردن زخمی می‌شود و پشت خطوط دشمن گیر می‌افتد. کسل تنها مقدار محدودی مهمات و یک بی‌سیم دستی در اختیار دارد و باید بدون آنکه به دست نیروهای دشمن اسیر شود، از میان خاک آلمان عبور کند. او برای بازگشت به یگان خود، به غریزه، مهارت‌های جاسوسی و توان بقا تکیه می‌کند.

در کنار اسکات ایستوود، بازیگران دیگری نیز در Lucky Strike حضور دارند؛ از جمله کالین هنکس از هیچ‌کس ۲ (Nobody 2)، آنجانوی الیس تیلور از پسران نیکل (Nickel Boys)، کوامی پترسون از شنود (The Wire)، تیلور جان اسمیت از جنگاوری (Warfare) و الفی استوارت از پاسگاه.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

این فیلم در مارس ۲۰۲۶ توسط Roadside Attractions و Saban Films خریداری شد و در تاریخ ۲۶ ژوئن روی پرده سینماها رفت.

نماهای بلند؛ سنتی مهم در فیلم‌های جنگی

یکی از نکات مهمی که راد دیوید لوری درباره لاکی استرایک توضیح می‌دهد، استفاده از نماهای بلند یا پلان‌هایی است که بدون قطع آشکار دنبال می‌شوند. این نوع فیلم‌برداری در بسیاری از فیلم‌های جنگی اهمیت زیادی دارد، زیرا به تماشاگر اجازه می‌دهد تنش صحنه را بدون فاصله و وقفه تجربه کند.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

لوری می‌گوید در فیلم قبلی خود با اسکات ایستوود، یعنی پاسگاه، حتی از نماهای بلند بیشتر و پیچیده‌تری استفاده کرده بود. او توضیح می‌دهد که آن فیلم پیش از آن ساخته شد که ۱۹۱۷ به دلیل ظاهر شدن در قالب دو نمای پیوسته، توجه گسترده‌ای به دست بیاورد.

از نگاه لوری، دلیل ارزشمند بودن نماهای طولانی در سینمای جنگ این است که «بهترین فرصت برای غوطه‌ور کردن مخاطب» را فراهم می‌کند. به باور او وقتی دوربین شخصیت را رها نمی‌کند و تماشاگر همراه او در میدان جنگ حرکت می‌کند، حس خطر هم به شکل مستقیم‌تری منتقل می‌شود.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

او در توضیح این رویکرد می‌گوید: «وقتی ما برخی از نماهای بلند را در پاسگاه و لاکی استرایک اجرا کردیم، این بهترین راه بود تا مخاطب کاملاً در تجربه شخصیت باقی بماند.» لوری ادامه می‌دهد که در چنین شرایطی، خطری که شخصیت حس می‌کند، به خطری تبدیل می‌شود که تماشاگر هم احساس می‌کند.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

به باور او، اگر تصویر قطع شود، مخاطب نوعی آسودگی پیدا می‌کند یا از شخصیتی که در حال تجربه خطر است فاصله می‌گیرد. بنابراین، مزیت اصلی این نماها حفظ پیوستگی اضطراب و نزدیک نگه داشتن تماشاگر به نگاه قهرمان داستان است.

پرسش اصلی «Lucky Strike»: چرا زنده می‌مانیم؟

بسیاری از فیلم‌های جنگی این پرسش را مطرح می‌کنند که انسان‌ها چرا می‌جنگند. اما Lucky Strike از زاویه‌ای متفاوت به جنگ نگاه می‌کند و می‌پرسد چرا انسان‌ها برای زنده ماندن ادامه می‌دهند. این پرسش به‌ویژه برای شخصیت جان کسل اهمیت دارد، زیرا او در شرایطی قرار گرفته که امید به نجاتش بسیار کم است.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

اسکات ایستوود در پاسخ به این پرسش می‌گوید دلیل زنده ماندن، چیزی است که در خانه منتظر انسان است. از نگاه او، سرباز در جنگ جهانی دوم فقط برای خودش نمی‌جنگد، بلکه برای خانواده، همسر، فرزندان، کشور و حتی در مقیاسی بزرگ‌تر، برای جهان می‌جنگد.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

ایستوود توضیح می‌دهد که در چنین جنگی، مفهوم خانه فقط یک مکان نیست. خانه می‌تواند نماد آزادی، خانواده و چیزهایی باشد که انسان‌ها در زندگی امروز گاهی بدیهی می‌دانند. او به آزادی و زندگی در آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید همین ارزش‌ها از جمله مضامینی بوده‌اند که به او در ایفای نقش کمک کرده‌اند.

دانستن تاریخ با فهمیدن تاریخ فرق دارد

راد دیوید لوری در گفت‌وگو درباره فیلم، به تفاوت میان دانستن تاریخ و فهمیدن آن اشاره می‌کند. این جمله برای فیلمی مانند Lucky Strike اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم‌های جنگی اگر تنها تاریخ را بازگو کنند، ممکن است به شرح رویدادها محدود بمانند. اما اگر بخواهند تاریخ را قابل فهم کنند، باید تماشاگر را به تجربه انسانی سربازان نزدیک کنند.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

لوری می‌گوید بهترین کاری که فیلم‌های جنگی باید انجام دهند، این است که نشان دهند سربازان چه چیزی را پشت سر گذاشته‌اند و سپس این پرسش را مطرح کنند که آیا آن رنج ارزشش را داشته است یا نه. او برای توضیح این موضوع به جنگ ویتنام، افغانستان، عراق و حتی جنگ کره اشاره می‌کند.

از نگاه او، رنج، مرگ و فشار روانی شدیدی که سربازان در برخی از این جنگ‌ها تحمل کردند، در بسیاری موارد دستاوردی متناسب برای کشور به همراه نداشته است. او می‌گوید بسیاری از کهنه‌سربازان جنگ افغانستان که پس از پاسگاه با آن‌ها آشنا شده‌ است، به‌سختی می‌توانند بگویند آنچه از سر گذراندند واقعاً ارزشش را داشته است.

فیلم لاکی استرایک (Lucky Strike)

اما لوری درباره جنگ جهانی دوم نگاه متفاوتی دارد. او این جنگ را «بی‌ابهام» توصیف می‌کند؛ جنگی که رنج سربازان در آن دست‌کم تأثیری مستقیم بر نجات جهان داشت. به گفته او، در پایان فیلم جمله‌ای از زبان یک شخصیت غافلگیرکننده گفته می‌شود که این مضمون را جمع‌بندی می‌کند: «همه آن چیزها ارزشش را داشت.»

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود