بدون نظر

شانل را باید یکی از معروف ترین برندهای لاکچری مد و لباس و لوازم آرایشی و بهداشتی دانست. میراث گابریل کوکوشانل، امروزه یکی از شاخص ترین نام ها در دنیای عطر و محصولات لوکس آقایان و بانوان به شمار میرود. اما شانل چگونه شانل شد؟ راه پر فراز و نشیبی طی شد تا به امروزه، گالری لافایته پاریس، پایتخت عشاق و لاکچری گردهای دنیا در فرانسه، به نامی چون CHANEL افتخار کند. داستان شنل، داستان خانواده ورتیمر است.

ریشه خانواده ورتیمر در قرون وسطا به آلمان می رسد. ارنست ورتیمر از خاک آلمان کند و ریشه جدیدی در خاک فرانسه  دواند. او در سال ۱۸۷۰ میلادی در شرکت بورژوا سرمایه گذاری کرد. شرکتی  که تولید لوازم آرایش و گریم برای بازیگران تئاتر را بر  عهده داشت. این همان شرکتی است که بعد تر و تا سال ۱۹۲۰ توسط پسران ارنست یعنی پیرو پاول تبدیل به بزرگ ترین شرکت  تولید عطر و لوازم آرایشی در فرانسه شد.

پیر ورتیمر علاوه بر استعدادش در تجارت، اسب سوار قابلی بود و یکی از بزرگ ترین سری مسابقات  جهانی اسب سواری را بنیان گذاشت. اولین پیروزی ورتیمر در سال ۱۹۱۱ میلادی اتفاق افتاد که در جام اسب دوانی اپینارد فرانسه  قهرمان شد. بزرگ ترین پیروزی پیر اما در سال ۱۹۵۶ میلادی رقم خورد که اسبش با نام لاواندین مقام  اولی دربی ایپسوم را از آن خود کرد. انها بیش از ۲۰۰ اسب تا اواخر قرن بیستم داشتند.

کوکو وارد می شود

شانل

گابریل کوکو شانل

اسب ها بخش مهمی از داستان خانوادهورتیمر هستند. چون از طریق همین مسابقات اسب  دوانی که بود که پیر، با کوکو شانل ملاقات کرد. گابریل شنل معروف به کوکو در یک نوانخانه به دنیا آمد و بدون سرپرست بزرگ شد. زنی که بعدها توانست به کمک دوزندگی کلاه و لباس و بعدتر  شراکت با مردی به نام نو و خلق عطر معروف شنل شماره ۵ به ثروت و شهرت برسد. عطر شنل شماره ۵  به موفقیتی آنی نزد مشتریان رسید. اما تولید این عطر به صورت محدود در آزمایشگاه بو انجام می شد. تئوفیل بادر، موسس فروشگاه های لافایته که این عطر را عرضه میکرد پس از موفقیت شنل شماره ۵ تصمیم  گرفت، تولید آن را افزایش دهد.

برای  همین بود که دوستش پیر ورتیمر را در جریان یکی از مسابقات اسب دوانی خارج از پاریس، با بانو شنل آشنا کرد. سال ۱۹۲۴ میلادی، این سه نفر بر سر تولید و فروش عطر شنل شماره  ۵ مذاکره کردند. ورتیمر تولید عطر را در کارخانه  بورژوا آغاز می کرد و ۷۰ درصد سود را می برد، بادر ۲۰ درصد و حدود ۱۰ درصد هم به شنل می رسید. پس از این توافق،  شنل احساس کرد به او خیانت شده و از طریق قانونی شکایت کرد تا کنترل و سود بیشتری را از ان خود کند.

سال ۱۹۲۸ ورتیمر در دم و دستگاهش، یک وکیل فقط برای ارتباط و چانه زنی با شنل استخدام کرده بود. سال ۱۹۴۰ و در جریان جنگ جهانی دوم، پای نازی ها به پاریس باز شد. پیر و برادرش پاول که یهودی بودند، از کشور گریختتند و راهی نیویورک شدند. پس از رسیدن به نقطه امن،‌ یک نماینده آمریکایی را با ماموریتی مشخص به پاریس فرستادند: فرمول عطر شنل شماره ۵ و موارد اولیه تولید عطر را با خودش به آمریکا برگرداند. این فرستاده که گریگوری توماس نام داشت به ژاک، پسر پیر هم کمک کرد که به نیویورک فرار کند.

شانل

coco chanel and pierre wertheimer

در آن زمان، شنل که ۵۰ سالگی اش را می گذراند، بخش مد و لباس کسب و کارش را تعطیل کرده بود و در هتل ریتز پاریس که در اختیار نازی ها بود، سکونت داشت. خیلی زود رابطه عاشقانه ای میان او و یک افسر نازی به نام هانس گانتر شکل گرفت. شنل باور داشت که از طریق می تواند کنترل شرکت را از برادران ورتیمر بگیرد. اما ورتیمرها هم  بیکار ننشستند و ان ها حدود ۵۰ درصد از یک شرکت تولید کننده ملخ هواپیما که توسط یک مهندس فرانسوی به نام فلیکس آمیوت اداره میشد، خریدند.

نبرد سال خوردگان

راهکار ورتیمرها جواب داد و انها از هر گونه اقدام برای انتقال مالکیت عطر شنل به وی خودداری کردند. جنگ که به پایان رسید، امیوت، شرکت ورتیمرها را پس داد و در مقابل، آنها جانش را نجات دادند تا به عنوان خائن به وطن، به دست دشمنانان نیفتد. او بعد تر، به ریاست شرکت شنل در آمریکا رسید و ۲۲ سال در این پست ماند.

سال ۱۹۵۳ میلادی، عطرشماره ۵ با افت فروش مواجه شد.  پیر ورتیمر  به دیدن شنل رفت که ۷۰ ساله شده بود. ظرف چند روز  پس از این ملاقات، شنل به پاریس بازگشت و برای بازگشایی بخش مد و لباس شنل مشغول برنامه ریزی شد. اما وقتی که اولین مجموعه لباسش را روانه بازار کرد، شکست خورد. دوباره با ورتیمر دیدار  کرد. از این نشست دو، سه جمله رد و بدل شده میان دو طرف نقل شده است.

شنل به پیر گفت: من میخواهم ادامه دهم. میخواهم آن قدر ادامه دهم تا برنده شوم.

ورتیمر گفت: حق داری که ادامه  بدهید. 

ورتیمر بعد از آن مذاکره  نهایی را با شنل انجام داد. خانواده ورتیمر مخارج دفتر مرکزی شرکت مد او را به اضافه مخارج شخصی و مالیاتش تا اخر عمر تامین میکردند و در عوض،‌او اجازه استفاده از نام را برای تولید عطر و لباس به آن ها می داد. شنل، وارثی نداشت. این نام و مزایایش به خانواده ورتیمر رسید. ۲۰ سال پس از  این ملاقات ورتیمرها، ۲۰ درصد باقیمانده شرکت را هم از خانواده بادر خریدند.

پیر ورتیمر زودتر از حریف درگذشت و پس از او، پسرش ژاک در سال ۱۹۶۳ میلادی،‌ مدیریت شنل را به دست گرفت. مردی ۵۵ ساله، مهربان و غمگین که کوکوشنل به او لقب بچه داد.

پایان عمر بانو شانل

گابریل شنل معروف سرانجام در سال ۱۹۷۱ میلادی و در سن ۸۳ سالگی در اتاقش درگذشت. ژاک هم پیرمرد شده بود، قادر به ادامه کار نبود. تا سال ۱۹۷۴ میلادی، کسب و کار شنل تحلیل رفته بود و تنها خط تولید عطر و فروشگاه مدی که کوکو راه اندازی کرده بود، به فعالیت خود ادامه داد. همان زمان، آلن، پسر بزرگ ژاک، پسر ۲۵ ساله ای که چندان با کوکو شنل آشنا نبود، از این وضعیت به ستوه امد و خانواده را راضی کرد تا مدیریت را به او بسپارند.

آلن اندکی تجربه تجارت داشت و قبل از در اختیار گرفتن کنترل شنل، در شرکت دیگری کار کرده بود. با وجود این تجربه  اندک، او خیلی سریع پی برد که چه باید بکند. او کار را با مهار کردن نحوه ارائه تولیدات شروع کرد و در قدم اول، بساط  فروش عطر شماره ۵ را از قفسه داروخانه برچید.

بعد به سراغ راه اندازی خط تولید لوازم آرایشی شنل رفت و پیش از هر چیز، خاطر جمع شد که این محصولات فقط در فروشگاه های مجلل به فروش می رسد. سال ۱۹۷۸، شنل اولین خط تولید انبوه لباس هایش را راه اندازی کرد.  لباس هایی  که توسط فیلیپ گایپورژ طراحی شده بودند. در آغاز دهه هشتاد هم آلن،‌ مدیر تبلیغاتی به نام کیتی دالیسو را استخدام کرده بود و بعد مسئولیت شعبه این شرکت در آمریکا را به او واگذار کرد.

ورود کارل لاگرفلد: تئوریسین شانل

دالیسو که سال ها کمپین تبلیغاتی شنل را مدیریت می کرد،‌ میدانست که این شرکت به تغییر جایگاهش در دنیای مد نیازدارد و برای  همین، طراحی به نام کارل لاگرفلد را استخدام کرد. لاگرفلد، می خواست معنای این برند را تغییر دهد و برای این کار باید شخصیت کوکوشانل را بازسازی می کرد. او کاراش را بر پایه مجموعه ای از عکس های شنل آغاز  کرد و داستان های رمانتیک او با افراد مختلف را زنده نمود. در هر فصل، او لباس هایی بر  پایه لباس های شنل طراحی کرد  . لباس  هایی که کوکو در سال ۱۹۲۵ میلادی اتود زده بود.

حالا کنترل شرکت شنل در دست آلن و برادش ژرارد است. آنها به ندرت در دید عموم ظاهر می شوند و هیچ وقت در مورد شرکت خود اظهار  نظری  نمی کنند. ژرارد سال ۲۰۰۲ به نیویورک گفته بود که ما کم حرف میزنیم. داستان شانل را در اینستاگرام پر مخاطبش دنبال کرده و جدید ترین محصولات آن را مشاهده کنید که محبوب لاکچری گردها و فشن بلاگرها و بانوان مشکل پسند به شمار می رود. 

بدون نظر

ورود