بدون نظر

جنرال الکتریک و رهبر کاریزماتیکش جک ولش، مدتهاست که نماد مدیریت و مدیریت کیفت جامع و معیار تعالی سازمانی با رویکرد جهانی لقب گرفته و CASE STUDY دانشجویان و محققان مدیریت و کسب و کار و صنعت به شمار می رود. در سال ۱۹۶۸ میلادی، مجله تایم یک پرتره چشمگیر از هرالد جرین، فعال در حوزه تولیدات صنعتی بود که زیر یک نوار قرار گرفته بود که این عنوان رویش چاپ شده بود: مجتمع های صنعتی : غول های جدید کسب و کار.

این شعار به نظر می رسید برای کل آن دوران مناسب بود. طی دهه ۱۹۶۰، جرین صدها مورد خرید شرکت را انجام داده بود تا با ادعان آنها بتواند شرکت اینترنشنال تلفن اند تلگرام کورپ را بسازد. این شرکت مجموعه ای سرگیجه آور از کسب و کار ها بود. هر چزیری از شرکت  نان ساز واندر برد تا شرکت های هتل داری شرایتون تا غول الوار سازی ریونر که یکی از بزرگ ترین صاحبان زمین در امریکا است.

گزارش نیویورک تایمز از فروش دارایی های جنرال الکتریک

اما بعد از اینکه مدل پیشروی آمریکایی کسب و کار معرفی شد، این غول آب رفت. طی چند دهه بعد، سلسله ای از  تقسیم شدن ها و فروش شرکت ها بیشتر بخش های آی تی تی را کند و آنچه را که امروزه در قالب یک تولید کننده کوچک قطعات صنعتی و هوا فضایی میبینیم باقی گذاشت.

برای جری دیویس، یک استاد کسب و کار در دانشگاه میشیگان که روی سازمان شرکت ها مطالعه کرده، کوچک شدن آی تی تی امری غیر طبیعی نبود. نهادهایی که به مجتمع های اقتصادی معروف هستد، زمانی بهره وری را فراهم می کردند که سرمایه گذاران قادر نبودند آن میزان بهره وری را در بازار چشم و گوش بسته و ابتدایی سرمایه به دست آورند. تشکیلات بی در و پیگر شرکت هایی مثل آی تیتی، لیتون اینداستزیر و لینگ تمکو وت، اساسا تا حدی به عنوان بودجه مشترک فعالانه مدیریت شده عمل می کردند و تا حدی نیز در قالب فروشگاه های عرضه سهام خصوصی در دوران قبل از مفاهیمی چون هم افزایی و مزیت های رقابتی.

این کار، آن ها را از هدف غایی و علت وجودی شان دور میکرد. زمانی که سرمایه گذاران شروع کردند به سوال پرسیدن، درباره اینکه واقعا مدیرانی که خوره قرارداد بستن و معامله کردن شرکت ها هستند، می توانند هر چیزی را از تولید صابون تا خشکبار مدیریت کنند، سقوط این نوع مدل تجاری شروع شد. دیویس می گوید: ما در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ عاشق مجتمع های تجاری بودیم و سپس از ان ها متنفر شدیم.

جنرال الکتریک

شرکت جنرال الکتریک در قالب آخرین نمونه، این درس  را به ما داده است. از این مجتمع صنعتی اصیل آمریکایی انتظار می رود که با ساختار توسعه یابنده خود بتواند خیلی کارآمد فعالیت های خود را پی بگیرد. این شرکت که تاریخچه اش به دوران توماس ادیسون باز می گردد، حیات داخلی خود را در قرن بیستم از سازنده لامپ های حبابی الکتریکی و توستر، به  سوی یک ستون فقرات صنعتی برای رشد آمریکا تغییر داد و یکی از ابزار هایی بود که آمریکا را به یک ابر قدرت جهانی تبدیل کرد.

در نهایت جنرال الکترویک وارد صنعت موتورهای جت و نیروگاه های برق هم شد. جک ولش، مدیرعامل باریک بین این شرکت در دهه های هشتاد و نود میلادی که به قابل احترام ترین مدیر  و مرشد مدیران تبدیل شده، در کنار فعالیت های تولیدی شرکت جنرال الکتریک، دست به کار ایجاد بزرگ ترین شرکت های خدمات مالی آمریکا شد.

جنرال موتورز

تصویری از خط مونتاژ کارخانه اتومبیل سازی جنرال الکتریک در آمریکا

اما به تدریج، پرواز بلند شرکت جنرال الکتریک که عملا تبدیل به یک هلدینگ و مجتمع صنعتی بزرگ شده بود به زمین نشست. قیمت سهام جنرال الکتریک از دسامبر ۲۰۱۶ به نصف سقوط کرده است و این شرکت ناچار شد تعدادی از واحد های کلیدی خود را کنار بگذارد. واحدهایی مثل روشنایی و ساخت لوکوموتیو. هم چنین کمیسیون سهام و اوراق بهادار  آمریکا شروع کرد به تحقیق درباره سابقه فعالیت های حسابداری این شرکت. دست کم این طور که پیداست جنرال الکتریک در حال تغییر شکل سریع است و روزهایی که در قالب یک ابر مجتمع صنعتی فعالیت می کرد به شماره افتاده است.

جنرال الکتریک تنها شرکتی از این دست نیست که در قالب یک مجتمع بزرگ صنعتی فعالیت می کرده و حالا با مشکل مواجه شده است. هلدینگ های صنعتی زیادی هستند که به همین بلا گرفتار شده اند. مثل یونایتد تکنولوژی کورپ و هانی ول اینترنشنال اینک که هیچ گاه مثل جنرال الکتریک گسترده نشده اند اما تا حدی در زمینه کاری خود توسعه یافتند و با اینکه باز هم مثل جنرال الکتریک به مشکل  برنخوردند اما ناچار شدند به  شرکت هایی کوچک تر تقسیم شوند. دنیای  دیجیتال نیز باعث به وجود آمدن مجتمع های اقتصادی نوظهور مثل آمازون و گوگل آلفابت شده است که غول های عصر فناوری اطلاعات و از بازیگران عصر دیجیتال هستند.

سرمایه گذاران هنوز می توانند پشت سر مجتمع های اقتصادی و صنعتی پنهان شوند. همه این مسایل فقط پشت سر  یک نام پنهان شده است. برای مثال، در وال استریت، جف بزوس در آمازون تصور می کند که هیچ کار اشتباهی در مجتمع های بزرگ رخ نداده است.

دیدار جک ولش با ترامپ در کاخ سفید

وارن بافت هم در مقام یک سرمایه گذار همین فکر را دارد . اما مساله این است که آهسته آهسته مجتمع های صنعتی که در  مدل های اقتصادی گذشته خیلی خوب کار می کردند و توسعه می یافتند. این روزها به این نتیجه رسیده اند که باید کارهای تخصصی خود را پی بگیرند و وارد کارهای متفرقه و بخش هایی که به کار اصلی آن ها مربوط نیست نشوند. همین وضعیت است که مدل های اقتصادی سال های آینده صنایع را مشخص می کند.

امیدواریم هلدینگ های اقتصادی و صنعتی بزرگ شستا و تامین اجتماعی و نهادهای دولتی در عصر ایران ۱۴۰۰ به سمت خصوصی سازی و سپردن کار به بخش خصوصی ترغیب شوند.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود