بدون نظر

روانشناسان سراسر دنیا در مورد افزایش چشمگیر جمعیت افرادی هشدار می دهند که از رشد عاطفی برخوردار نشده اند. در واقع، افراد زیادی وجود دارند که تا سن سی، چهل و حتی پنجاه سالگی، کودک باقی می مانند. درست است که آن ها تشکیل خانواده داده اند، خانه، ماشین و شغل خوبی دارند، اما کودک یا نوجوان باقی مانده اند و در زندگی همیشه دنبال کسی هستند که به آن ها کمک کند. این کمک می تواند از طرف پدر و مادر سالخورده ی آن ها باشد یا همکاران شان و یا حتی دولت. در ادامه می خواهیم ببینیم این «کودکان ابدی» چه ویژگی هایی دارند و با نشانه های عدم بلوغ عاطفی آشنا خواهیم شد.

۱- «مامان اونا اذیتم می کنن!»

نشانه های عدم بلوغ عاطفی

کسانی که از نظر روانشناختی هنوز در دوران کودکی به سر می برند، همیشه در حال شکایت و غرولند هستند و از دیگران کمک می خواهند. این افراد مثل یک قربانی رفتار می کنند و به دنبال یک ناجی هستند که همه چیز را تحت کنترل بگیرد و برایشان سر و سامان دهد.

این بچه های کوچک هستد که بدون پدر و مادرشان آسیب پذیر هستند. بنابراین وقتی احساس بدی داشته باشند، شروع به گریه کردن می کنند.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ روانشناسان به این مسأله «اختلال فقدان مسئولیت پذیری» می گویند و به دوستان و آشنایان کسانی که چنین رفتارهای بچگانه ای دارند توصیه می کنند به خاطر آن ها مسئولیتی را برعهده نگیرند و اجازه دهند که این افراد با عواقب غرولند کردنشان مواجه شوند.

۲- «می خوام وقتی بزرگ شدم میلیونر بشم.»

شاید تا به حال با کسانی رو به رو شده باشید که دائماً در مورد چیزهایی خیالپردازی می کنند که تقریباً غیر ممکن هستند. برای مثال، آن ها می خواهند که از جایی یکباره پول خیلی زیادی برنده شوند یا رئیس یک شرکت بزرگ شوند. در حالی که آن ها در زندگی واقعی معمولاً تمام وقت شان را با تماشای تلویزیون یا بازی های کامپیوتری هدر می دهند.

کودکی که هنوز قدرت ارزیابی توانایی هایش را ندارد، به راحتی ادعا می کند که وقتی بزرگ شود، رئیس خواهد شد.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ محققان امریکایی پی برده اند احتمال برنده شدن در قرعه کشی ها، حدود ۱۷۵ میلیون به ۱ است. بنابراین بهتر است به دوست خیالباف تان توصیه کنید که راه دیگری برای ثروتمند شدن و موفقیت پیدا کند (مثلاً گذراندن کلاس های آموزشی یا پیدا کردن شغلی که درآمد خوبی داشته باشد).

۳- «نمی فهمم، دوباره توضیح بده.»

در فضای اینترنت و شبکه های مجازی معمولاً با آدم هایی رو به رو می شویم که دائماً از دیگران می پرسند: «متوجه نمیشم، برام توضیح بده… اینو از کجا خریدین؟… طرز تهیه ی این غذا رو بگید.» این افراد اغلب از دیگران انتظار دارند که به آن ها رایگان خدمات بدهند و با سؤال ها و توقعات شان آن ها را آزار می دهند. اگر هم با خواست آن ها مخالفت شود می گویند: «مگه چی میشه یه کم راهنماییم کنی؟ کار سختی نیست!» آن ها به مرزهای شخصی دیگران احترام نمی گذارند و برای وقت دیگران ارزش قائل نیستند.

این افراد با طرف مقابل خود، ناخودآگاه طوری رفتار می کنند که انگار یا مادر او است و باید همه چیز را جزء به جزء برایش توضیح دهد یا همبازی اش در زمین بازی است و باید اسباب بازی اش را به او بدهد.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ به کسی که نمی تواند از پس یک کار ساده بربیاید، کمک نکنید. بهتر است به او بگویید که در گوگل جستجو کند و جواب سؤالش را در آنجا پیدا کند.

۴- «خیلی ناراحت و تنهام.»

این دسته از آدم ها هیچوقت نمی توانند تنها بمانند. آن ها از نظر عاطفی به دیگران وابسته هستند و همیشه سعی می کنند که آن ها را راضی نگهدارند. «کودکان ابدی» بعد از ازدواج هم به همسرشان وابسته می شوند و نمی توانند به فرزندان بزرگسال شان اجازه ی مستقل شدن دهند.

این بچه ها هستند که همیشه به مراقبت احتیاج دارند و فقط زمانی که با پدر و مادرشان باشند احساس امنیت می کنند.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ روانشناسان به این مسأله «اختلال شخصیت وابسته» می گویند و خاطر نشان می کنند که افراد مبتلا به این اختلال باید به روان درمانگر مراجعه کرده و درمان تخصصی را شروع کنند.

۵- «تو بگو من چی کار کنم.»

«کودکان ابدی» معتقدند برای هر مسأله ای یک راه حل بی عیب و نقص وجود دارد که آن ها نمی توانند به تنهایی پیدایش کنند. برای مثال، شاید آن ها می دانند پاداش ها همیشه به کسانی تعلق می گیرد که دست به کار می شوند و تلاش شان را می کنند.

این بچه ها هستند که همیشه منتظر معجزه اند و فکر می کنند جادوگر مهربانی وجود دارد که با تکان دادن چوب جادویش، همه چیز را سر و سامان می دهد.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ اگر در زندگی دوست تان مشکلی پیش بیاید، شما و راهنمایی هایتان را مقصر خواهد دانست. بنابراین بهتر است قبل از کمک به او یا راهنمایی کردنش، در تصمیم تان تجدید نظر کنید.

۶- «هیچ نکته ی جالبی نداری. آنفالوت می کنم.»

این دست جملات را در شبکه های مجازی زیاد می بینیم و این افراد با گفتن حرف هایی مثل «من چیز دیگه ای فکر می کنم» یا «آدم های باهوش چنین کاری انجام نمیدن» عقاید دیگران را تحقیر می کنند و اغلب ظاهر و سن آدم ها و مسائلی از این دست را مورد تمسخر قرار می دهند.

این شخص مثل نوجوانی است که سعی می کند ثابت کند از همه بهتر است و نشان می دهد که می خواهد با توسل به زور خودش را به دیگران اثبات کند.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ بهتر است وقت خود را با بحث کردن با این آدم های ستیزه جو هدر ندهید.

۷- «همه رو بسپارید به من.»

در هر گروهی افرادی وجود دارند که همه ی کارها را به عهده می گیرند و بالعکس، کسانی هم هستند که زحمت هیچ کاری را به خود نمی دهند. روانشناسان می گویند در هر دو حالت با آدم های نابالغی مواجه هستید که یا افراط می کنند و یا تفریط.

این بچه ها هستند که به تأیید بزرگترها نیاز دارند. حتی در مدرسه هم تلاش می کنند اولین نفر جواب سؤال های معلم شان را بدهند. آن ها اگر به خاطر تمام نکردن تکالیف شان هم تنبیه شوند، برایشان مشکلی نیست چون مطمئنند که همه باز هم دوست شان خواهند داشت.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ یک مدیر باید همه ی کارها را با توجه وظایف کارکنانش، به طور یکسان بین آن ها تقسیم کند. علاوه بر این، کسانی هم که دوست دارند زیاد کار کنند نباید استراحت کردن را فراموش کنند.

۸- «مثلا چی کارم میکنی؟»

این دسته از آدم ها درک نمی کنند که در برابر کارهایشان مسئول هستند. این ها همان کسانی هستند که هنگام رانندگی، وقتی به دوربین ها یا مأموران راهنمایی و رانندگی می رسند، کمربند ایمنی را بدون بستن، فقط روی لباس شان می اندازند و بعد از رد شدن، کمربند را کنار می زنند، یا کسانی که عمداً یا سهواً زندگی را برای دیگران سخت می کنند، مثلاً سبد خریدشان را وسط راهروی فروشگاه رها می کنند یا از دیگران می پرسند که چرا نمی توانند بچه دار شوند.

نوجوان های پرخاشگر در گروه دوستانشان فقط از قوی ترین عضو گروه پیروی می کنند. آن ها اگر متوجه ضعیف بودن کسی شوند، از این فرصت استفاده می کنند تا با  توسل به زور خودشان را به او اثبات کنند.

با چنین افرادی چه باید کرد؟ توصیه می شود از چنین افرادی به کل دوری کنید.

منبع: brightside
بدون نظر

ورود