سال ۹۷ را سال طلاق می نامند. سالی که دلار، ۴۰۰ درصد افزایش پیدا کرد و رکورد تاریخی پس از انقلاب ثبت شد. کلا سال ۹۷، سالی است که ۴۰ سال پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، برای سال ها در ذهن ایرانیان ثبت خواهد شد. سالی که طلاق، رکورد زد.
در کشور بیش از ۱۴ میلیون مجرد زیر ۴۰ سال یا حوالی ۴۰ سال داریم که به این تعداد، سال به سال اضافه می شود. هم از نظر مجردانی که تجرد دائمی کسب کردند و هم از لحاظ طلاق گرفته هایی که به تازگی به جمع باشگاه میلیونی مجردان ایرانی اضافه شدند. طبق گفته وزیر ورزش و جوانان، تقاضا برای وام ازدواج ۶۰ میلیون تومانی هم کاهش یافته است.
سال ۹۷ میل به ازدواج بار دیگر کاهش پیدا کرد و تعداد ازدواجها ۱۳و نیمدرصد نسبت به سال ۹۵ کم شد. در این سال حتی تعداد آمار طلاق هم به میزان ٠۶ / ٠ درصد افزایش پیدا کرد. این کاهش تعداد ازدواج و همچنین افزایش آمار طلاق در حالی است که در این سال افراد در معرض ازدواج به لحاظ سنوسال افزایش هم پیدا کرده بود.
سال به سال، ازدواج برای سبک زندگی ایرانیان، سخت تر می شود. بسیارند افرادی که حاضر نیستند با هزینه کمتر و کاهش سطح توقعات، استارت یک زندگی را با شریک مورد علاقه خود زده و به نقاط کمتر توسعه یافته وارزان تر در ایران اقامت کنند تا پایه های زندگی خود را شکل دهند. مشکلات اقتصادی و نوع نگرش سنتی نسل جوان ایران به مقوله ازدواج، سبب شده تا آینده جامعه ایران از نظر نیروی کار و افزایش جمعیت، در هاله ای از ابهام باشد.
حتما ببینید: تهرانی ها و خراسانی ها در صدر طلاق و ازدواج سال ۱۳۹۷
امروز که بیکاری نسل جوان بیداد می کند، فردا، کمبود نیروی کار ماهر و متخصص و جوان، غوغا خواهد کرد. اگر امروز، هزاران پرستار بیکار یا مهندس بیکار داریم، ۲۰ سال آینده اگر با همین روند پیش رویم، مجبور به وارد کردن نیروی کار ماهر از کشورهای آسیایی داریم. این یک واقعیت تلخ است که پذیرش یا عدم پذیرش آن، توفیری در اصل قضیه ندارد.
بی رغبتی به ازدواج در نسل دهه پنجاه، امروز به نسل دهه شصت و هفتاد رسیده است و و چنین فرجامی برای نسل دهه هشتاد که به قول بعضی ها، نه جنگ را چشیده و نه انقلاب و صبح تا شام در اینستاگرام و واتس آپ است، قابل انتظار است.
بی رغبتی به ازدواج در نسل جوان ایرانی، تجرد قطعی را رقم می زند که به ضرر فرد و جامعه و آینده اقتصاد و امنیت کشور در عصر ایران ۱۴۰۰ است که از ۲ سال بعد،اغاز می شود. فرار مغزها و تمایل گسترده جامعه به خروج از کشور و مهاجرت به کشورهای مختلف دنیا و کاهش رغبت به سرمایه گذاری بلند مدت در ایران ، همه گواه این مطلب است که حداقل یک نسل از ایران (دهه شصت تا دهه هشتادی ها)، ایران را گزینه خوبی برای زندگی و کار نمی دانند.
فارغ از این که این تصور، صحیح است یا غلط، باید به نقش دولت در بسترسازی بهینه برای اشتغال و زندگی و تامین مسکن و حمایت از آتیه شهروندان، اشاره کرد که در قانون اساسی هم ذکر شده است. رشد قارچ گونه مهدکودک ها و دبستان ها و دبیرستان های لاکچری با شهریه های سالانه معادل تحصیل در دوره دکترای خارج از کشور!، یکی از بدبختی های جامعه ای است که بیش از ۱۰ میلیون بیسواد مطلق دارد. تحصیل ارزان و رایگان تقریبا گوهر نایاب در ایران است و فرقی نمی کند دنبال تحصیل در دبستان هستید یا مقطع کارشناسی ارشد!
آمارهای رسمی سازمان ثبت احوال ایران نشان میدهد سال گذشته نهتنها شرایط این حوزه بهتر نشده، بلکه در این سال نسبت تعداد طلاق رخداده به تعداد ازدواجهای ثبتشده به بالاترین رقم در تاریخ ایران از زمان شروع به کار سازمان ثبتاحوال رسیده است؛ مقایسه تعداد ازدواجها و طلاقهای ثبتشده در این سال میگوید که در کنار هر هزار ازدواج، ۳۱۸ مورد هم طلاق رخ داده است. به عبارت دیگر سال گذشته در هر ساعت ۶۳ زوج زندگی مشترک تازهای را آغاز کردهاند که البته در همین سال و در هر ساعت ۲۰ خانواده هم از بین رفته است.
آمار رسمی نگرانکننده
حسن موسویچلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در تحلیل وضع طلاق معتقد است که در کنار کاهش میل ازدواج، روند افزایش طلاق را هم داریم. این افزایش قابل انکار نیست اگرچه همه ما نگران این افزایش هستیم. علاوه بر این طلاق یکی از پنج اولویت اصلی کشور ماست و این لزوما به معنی کار نکردن مسئولان نیست، ولی این سادهانگاری است که فکر کنیم با این کارهای کنونی میتوانیم ازدواج را افزایش و طلاق را کاهش دهیم، چون ازدواج و طلاق مولفههایی چندعاملیاند اما در حال حاضر نشانگرها نشان میدهد که وضع بر اساس آمار رسمی نگرانکننده است. اگر این کارها انجام نمیشد قطعا وضع بدتر بود، اما نباید انتظار داشته باشیم که با این کارها شیب ازدواج مثبت و طلاق منفی شود.
سال ۱۳۹۷، پرطلاقترین سال
یکی دیگر از شاخصهای مورد بررسی درباره وضع ازدواج و طلاق در یک جامعه، نسبت طلاق به ازدواج است، معنای این شاخص این است که در یکسال به نسبت هر هزار ازدواج ثبتشده در یک جامعه، چند مورد طلاق در همان جامعه و در همان سال رخ داده است که این مورد هم از شرایط نامناسب کنونی جامعه ایران حکایت دارد.
این شاخص در سال ۷۷، عدد ۸۰ بوده است؛ یعنی در این سال در کنار ثبت هر هزار ازدواج، ۸۰ مورد طلاق هم در ایران صورت گرفته است. ۲۰سال بعد یعنی در سال ۹۷، این عدد حدود چهار برابر شد و به ۳۱۸ رسید. البته معنای این شاخص به این صورت نیست که از هزار ازدواج سال ۹۷، ۳۱۸ مورد منجر به طلاق شده، چون ممکن است تعدادی از طلاقها مربوط به ازدواجهای سالهای گذشته باشد و مثلا زوجی پس از چندین سال زندگی مشترک، تصمیم به جدایی بگیرند.
واقعیت مهم!
اگر با همین فرمان، جامعه پیش برود، اکوسیستم کسب وکار در ایران تغیر خواهد کرد. شاید یکی از دلایل استقبال گسترده ۶۵ درصد کل داوطلبان کنکور سراسری سال ۱۳۹۸ به تحصیل در رشته های تجربی که بعضا مرتبط با مقوله صنعت بهداشت و درمان است، تحصیل در رشته هایی است که آینده ایران عصر ۱۴۰۰ را با لشکری از بیکاران و مجردان سالخورده، رقم می زند.
بدون نظر