۳ نظر

از کودکی به ما گفته شده است که درد فیزیکی تنها دلیل مراجعه به پزشک است. اغلب ما همیشه فکر کرده ایم که به خاطر سبک زندگی پرتنش و پرتکاپویمان است که دائماً استرس داشته و مضطربیم ، خواب آلودگی مان از برنامه کاری بسیار شلوغمان نشأت می گیرد و خستگی و درماندگی مان اقتضای بالا رفتن سن و سال است. اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند. در ادامه مطلب می خواهیم به این مقوله بپردازیم که چرا در روزگار مدرن افراد نرمال و بدون مشکل روحی و روانی دائماً در حال کم شدن هستند و نباید از مراجعه به پزشک روانشناس نیز ترسید.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

چرا هر روزه افراد بیشتری برای درمان مشکلات روحی شان به پزشکان مراجعه می کنند؟

به لطف دستاوردهای علمی مدرن، سازوکار درونی ذهن انسان دیگر یک راز نیست. ابزارهایی برای مطالعه فعالیت مغز و روش های تشخیص و درمانی بیماری ها نیز تغییر کرده اند. ویژگی هایی که در گذشته به بداخلاقی و تندخویی منتسب بودند اکنون بخشی از اختلالات روحی روانی یا نشانه بیماری روانی انگاشته می شوند. افراد بسیار کمتر از گذشته دیوانه می شوند و بیشتر از گذشته در مورد احساس خود و چیزهایی که نگرانشان می کنند حرف می زنند. اینترنت دسترسی ما به تمامی انواع اطلاعات ضروری را امکان پذیر ساخته است از این رو داستان های مربوط به دیگران را مطالعه کرده و نشانه های هشدار را در رفتار و شرایط خودمان می یابیم. به عنوان یک قانون، مراجعه به یک کارشناس باعث حل مشکل و بازگشت فرد به زندگی عادی خود می شود.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

مدت هاست که خداحافظی کردن با افسانه ها را شروع کرده ایم. برای مثال، تعداد افراد مبتلا به اوتیسم از دهه ۱۹۸۰ با افزایش قابل توجهی همراه بوده است. در گذشته این بیماری را به واکسیناسیون نسبت می دادند اما در واقع روش های تشخیصی تغییر یافته و تعریف اوتیسم نیز گسترده تر شه است. امروزه مفاهیم بسیار بیشتری وجود دارد و برای مثال، چندین نوع اوتیسم با طیف های متفاوت شناسایی و تعریف شده و سندروم هایی به نام رِت و آسپرگر شناسایی شده اند. در افرادی که خجالتی به نظر رسیده و درونگرا شناخته می شوند نیز می توان طیف هایی از بیماری اوتیسم را شناسایی کرد اما این موضوع، مانع از آن نمی شود که فرد اوتیسمی بخشی از جامعه نباشد. علاوه بر این،بررسی های طولانی مدت باعث شده که این بیماری ها در همان دوران کودکی شناسایی شوند.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

چه نوع بیماری ها و اختلالاتی در قرن بیست و یکم ظهور کرده اند؟

چندین بیماری و اختلال وجود دارند که پزشکان همین اواخر موفق به شناسایی و تعریف آن ها شده اند اما در گذشته این بیماری ها را به شرایطی روحی افراد مرتبط می دانستند. استفاده از تکنولوژی ام آر آی در دهه ۱۹۷۰ به پزشکان کمک کرد که به درون مغز انسان نگاهی انداخته و ثابت کنند که افسردگی یک بیماری است که در نتیجه عدم رد و بدل شدن سیگنال های عصبی بین نورون ها یا همان گیرنده های عصبی رخ می دهد. علاوه بر این، برخی احساسات مانند خشم نیز اکنون به اندازه افسردگی و اعتیاد خطرناک انگاشته شده و نیازمند درمان شناخته می شوند. مطالعات نشان می دهد ۳۴ درصد از افرادی که بیماری های روحی و روانی دارند هیچ نشانه و علامت مشهودی را تجربه نمی کنند.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

بسیاری از آن ها حالت خاصشان را نتیجه افزایش سن، خستگی، نداشتن حوصله و استرس دانسته و عمدتاً نیازی به مراجعه به پزشک و درخواست کمک نمی بینند. برای مثال اگر فردی به طور متناوب احساس اضطراب و گیجی می کند، دائماً سردرد دارد، نبضش تند می زند، معده درد عصبی دارد یا به شدت عرق می کند، ممکن است آن را در دسته بندی کلی اختلالات روانی مربوط به اضطراب دسته بندی کرده و تصور شود که درمان آن با دارو امکان پذیر نیست در حالی که تنها در سال ۲۰۱ در اروپا بیش از ۲۹ میلیون نفر برای این بیماری تحت درمان قرار گرفته اند. با این وجود برخی بیماری ها هستند که به عنوان واکنشی نسبت به قرن مدرن خود را نشان داده اند. برای مثال اختلال سایبرکندریا (cyberchondria) زمانی رخ می دهد که افراد بر اساس اطلاعاتی که در اینترنت وجود دارد به شناسایی بیماری خود و علائم آن روی می آورند.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

در قرن بیست و یکم، کارشناسان فوبیاهای بسیاری را شناسایی کرده اند که بیماری نبوده اما می توان آن ها را نشانه های اولیه یک بیماری روحی و روانی دانست. ترس از طاسی (Peladophobia) که اختلالی وسواسی با تفکر جوان ماندن است یا ترس از زنان زیبا (Caligynephobia) از فوبیاهایی هستند که روزبروز شیوع بیشتری در جهان می یابند. به عنوان یک قانون این اختلال اخیر نتیجه یک شکست عشقی و جدایی ناخوشایند و دردناک از زنی خودخواه و با تمایلات پرخاشگرانه و تهاجمی است که به دلیل مشکلات درونی خود سعی می کند همیشه بی نقص جلوه کند. برخی از فوبیاها نیز به دلیل پیشرفت های علمی و فناوری شکل می گیرند که از آن جمله می توان ترس از تشعشعات هسته ای یا ترس از تماس های تلفنی یا حتی ترس از تکنولوژی رباتیک اشاره کرد. بسیاری از افراد بر این باورند که باید با ترس های خود مبارزه کنند اما نتایج نشان می دهد که گاهی اوقات حتی استفاده از دارو نیز بی اثر خواهد بود.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

اگر از سفر با هواپیما ترس داشته باشید، یک داروی مُسکن و یا خواب آور کمکی به شما نخواهد کرد بلکه تنها واکنش های شما را کند خواهد نمود. اما کار کردن با یک روانشناس بر روی این ترس ها و امتحان یک شبیه ساز پرواز می تواند بسیار کمک کننده باشد. فوبیاها می توانند باعث حملات وحشت شوند که خود اختلالات روانی را در پی خواهند داشت. از این رو نباید تصور کرد که در صورت مواجه نشدن با این ترس ها، ممکن است رفته رفته از دست آن ها خلاص شد. تغییر در سبک زندگی نیز می تواند به عادت های جدید بدی منتهی شود که تعامل با تلفن هوشمند (Phubbing) یکی از آن هاست. این اختلال به تمایل وسواس گونه و غیرقابل کنترل افراد برای به کارگیری و استفاده از تلفن همراهشان مربوط می شود که با چک کردن دائمی اخبار جدید، نگاه کردن به صفحه تلفن همراه حتی هنگام صحبت کردن حضوری با دیگران یا غذا خوردن در حالی که تلفن همراهشان را در دست دارند همراه است.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

با مطالعه راه هایی که این عادت ناخوشایند زندگی خانوادگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ۴۶٫۳ درصد از افراد شرکت کننده گفته اند که شریک زندگی شان دائماً با تلفن همراه خود مشغول است. این در حالی است که ۲۲٫۶ درصد افراد این اختلال را علت درگیری بین خود و شریک زندگیش دانسته و بیش از ۱٫۳ افراد نیز آن را عامل افسردگی خود عنوان کرده اند. همچنین تلفن های همراه هوشمند به سندروم ویبره شده است، حسی که افراد دارند و صدای زنگ خوردن و لرزش تلفن همراهشان را حس می کنند حتی زمانی که این اتفاق در واقعیت رخ نداده باشد. برخی از محققان بر این باورند که این موضوع می تواند شبیه یک توهم بصری باشد، مانند دیدن تصویر صورت یا سایه یک شخص در ابرها. بی خوابی نیز یک بیماری خطرناک است که باید جدی گرفته شده و درمان شود. محرومیت از خواب باعث آسیب به سلول های مغزی، صدمه دیدن حافظه، عدم کارکرد مناسب سیستم ایمنی بدن، بدتر شدن متابولیسم و افزایش خطر حمله و سکته قلبی در فرد می شود. امروزه، بی خوابی را مهم ترین عامل در ابتلا به بیماری آلزایمر می دانند.

بیشتر بخوانید: بیماری های روانی که توانایی مغزی فراانسانی و خارق العاده ای به فرد می بخشند [قسمت اول]

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

دیگر پدیده های مدرن که از درون ما را نابود می کنند

وقتی که کودکان فرصتی برای بازی با دیگر کودکان هم سن و سال خود پیدا نکنند رشد شخصیتی آن ها کاملاً مختل می شود. در نتیجه چنین کودکانی بسیار محتاط، بدون حس همدردی، بیرحم و خودخواه می شوند. بازی کردن با دیگر کودکان تاثیر خوبی بر شخصیت کودک دارد زیرا هنگام تعامل با یکدیگر، کودکان یاد می گیرند که عواطفشان را کنترل کرده، با اشخاص متفاوت دیدگاه های مشترک پیدا کنند و بسیاری چیزهای دیگر. برای دیگر موجودات زنده اجتماعی، بازی کردن بهترین راه برای درک جهان خارج بوده و چنین میلی در ذات آن ها نهفته است. خیانت کردن باعث تروما و آسیب روانی می شود. ازدواج دیگر یک بار اقتصادی محسوب نمی شود.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

تک همسری قرون گذشته به معنی داشتن یک همسر برای تمام طول زندگی بود اما تک همسری دنیای مدرن به معنای داشتن تنها یک شریک زندگی برای حال حاضر است. ما افراد را انتخاب کرده و باعث می شویم آن ها فکر کنند بسیار منحصربفردند و سپس با کارهایمان به آن ها نشان می دهیم که اینطور نیست. به همین دلیل، خیانت کردن در عصر مدرن بسیار دردناک است. کسانی که مورد خیانت قرار می گیرند، با کاهش اعتماد به نفس روبرو شده، در اعتماد کردن به دیگران دچار مشکل شده و افسردگی و حتی احساس خواری و حقارت را تجربه خواهند کرد. خیانت می تواند چیزی فراتر از شکستن قلب بوده و باعث از هم پاشیدن زندگی شخص شود. همچنین امروزه چاقی و اضافه وزن بسیار شایع تر از گرسنگی و سوء تغذیه است. در جهان مدرن، تعداد افرادی که از پرخوری رنج می برند بسیار بیشتر از کسانی است که مشکلشان گرسنگی است.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

در دسترس بودن غذاهای بی کیفیت و ارزان و محبوبیت غذاهای فست فودی به رشد بیماری های گوارشی و بیماری های مربوط به غذا خوردن منجر شده است. برخی از افراد از کم اشتهایی یا بی اشتهایی و برخی دیگر از پرخوری رنج می برند، بعضی دیگر می خواهند شبیه مانکن ها و مدل ها به نظر برسند و تعدادی دیگر از درمان چاقی خود خودداری می کنند. رسانه های اجتماعی که با هدف نزدیک کردن بیشتر ما به یکدیگر آمده بودند نه تنها ما را به اطرافیانمان نزدیک نکرده بلکه باعث می شوند که احساس منزوی شدن داشته باشیم. کیش موفقیت و ثروت باعث می شود که افراد برای جلب توجه دیگران و جلوگیری از ارتباط برقرار کردن به منظور نداشتن نگرانی از تفکر منفی دیگران در مورد خودشان با هم رقابت داشته باشند. افراد زندگی شان را تنها به افرادی نشان می دهند که علایق و هنجارهای مشترکی داشته باشند.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

سروصدا و آلودگی صوتی در شهرها باعث کوتاه تر شدن زندگی انسان ها شده است. هر ساله، سروصدای زندگی در شهرها بیشتر شده و سطح این سروصدا از آستانه تحمل و بی خطر بودن بالاتر می رود. آلودگی صوتی می تواند به عصبی شدن و حساسیت افراد منجر شده و بدن را به تولید مقدار بیشتری هورمون کورتیزول که هورمون افسردگی است، کاهش کیفیت کاری افراد تا ۶۰ درصد و خلق لرزش هایی که می توانند اندام های داخلی بدن را تحت تاثیر منفی خود قرار دهند وا دارد. بدین ترتیب اگر برای همیشه در شهرهای بزرگ زندگی کنیم احتمال دیوانگی بسیار خواهد بود.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

برای مقابله با این شرایط چکار می توانیم بکنیم؟

به خودتان گوش دهید، نه به دیگران

اگر احساس اضطراب می کنید، بدون مصرف قرص های خواب آور مدتی است که خواب مناسب نداشته اید و حس می کنید که هیچ توان و انگیزه ای برای انجام هیچ کاری را ندارید بهتر است خیلی سریع به یک روانپزشک مراجعه نمایید. در اغلب موارد مشکل را می توان خیلی سریع درمان کرد و به همین دلیل می توان در همان جلسه اول نیز شاهد تاثیرات مثبت آن بود.

کاری که درست است را انجام دهید

این یکی از اصلی ترین اصولی است که به افراد کمک می کند از عدم اعتماد به نفس و شرایط عصبی رهایی پیدا نمایند. برای مثال، در کوتاه مدت نیز در محیط کار خود به دستاوردهای خوشایندی دست خواهید یافت حتی اگر کارتان چندان مورد علاقه شما نباشد.

اما پزشکان بر این باورند که این نشانه ها در دنیای مدرن بیشتر به بیماری های روحی و روانی مربوط بوده که بر روی مغز و عملکرد آن تاثیر گذاشته و در واقع آرام آرام در حال کشتن مغزمان هستند.

یک برنامه آرامش بخش روزانه را دنبال کنید

اگر از ساعت ۱۰ شب تا ۳ صبح در خواب باشید بدن شما بهترین عملکرد خود را خواهد داشت. این زمانی است که هورمون های بانی استرس مانند کورتیزول در بدن تولید می شوند. توصیه می شود که در نیمه اول روز فعالیت هایی را انجام دهید که نیاز به استفاده از مغز داشته باشند و نیمه دوم روز را نیز به فعالیت های فیزیکی اختصاص دهید.

اطراف خود را با چیزهایی پر کنید که آرامش بخش و شادی آور هستند

اغلب پیاده روی کنید. بعد از یک روز طولانی کاری، گوش دادن به ترانه ها و اصواتی که می توانند باعث آرامش شما شوند می توانند ضربان قلب و تنفس شما را تنظیم نمایند. از افراد بد دهن دوری کنید حتی اگر از خویشاوندان و نزدیکان شما باشند و وقت بیشتری را با افرادی بگذرانید که لحظات احساسی خوشی را با شما به اشتراک می گذرانند. ورزش را فراموش نکنید.

بیشتر بخوانید: اختلالات روانی تعدد شخصیت، مسخ واقعیت، اختلال سلوک و جنون با انسان چه می کنند؟

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۳ نظر

ورود

  • Azan شهریور ۹, ۱۳۹۸

    برای ایرانیها وجود جمهوری اسلامی

  • امید شهریور ۹, ۱۳۹۸

    نیم نگاهی به خط اول مقاله و دیدن کلمه بشدت اشتباه ٰروحی ٰ کافی بود که کل مقاله رو نخونم. عموما روانشناسان کلمه روح را حتی برسمیت نمیشناسند کلمه درست روان هست ما مشکلات روانی داریم نه ٰروحی ٰ که حتی تعریف و ترجمه نیز نمیشود!

  • نیما شهریور ۹, ۱۳۹۸

    شاید بهتر باشه از زاویه دیگری نگاه کنیم، یعنی انسان بصورت طبیعی از ابتدا مشکلات روحی بی‌شماری داشته و دارد و خواهد داشت، این “نرمال” است که سعی میکند بر طبیعت انسان غالب شود! مشکل اینجاست که این “نرمال” هیچ تعریف مشخصی نداره و با زمان و مکان تغییر پیدا میکنه، نرمال بنده با نرمال شما یکی نیست، نرمال ۳۰ سال پیش با امروز فرق میکنه، نرمال در کره زمین هم با نرمال در کره مریخ فرق میکنه! شاید بهتره بجای نرمال بگیم “ایده‌آل”!