بدون نظر

صفت «خودخواهی» برای بیشتر ما تداعی کننده ی آدم های دوست نداشتی ای است که جز خودشان به کس دیگری فکر نمی کنند. اما روانشناسان معتقدند خودخواه بودن در بعضی موارد خیلی هم مفید است. مثلاً وقت هایی که باید آدم ها را سر جایشان نشاند، وقت هایی که می خواهند کاری کنند که زیر بار چیزی فراتر از خواست خود روید.

گاهی وقت ها بهتر است با خودمان مهربان تر باشیم و به اطرافیان مان چنگ و دندان نشان دهیم. در ادامه به نشانه هایی خواهیم پرداخت که می گویند شما از آن دست کسانی هستید که اجازه ی سوء استفاده از خود را به دیگران نمی دهند و می توانید مرزهای شخصی خود را حفظ کنید.

۱- خودتان را همانطور که هستید قبول دارید اما نقص هایتان را هم در نظر دارید

– ما فقط لباس سایز کوچیک داریم.
– یادم میمونه، ممنون!

همه ی ما به نقص های ظاهری و شخصیتی خود آگاهیم؛ هیچ آدمی بی عیب و نقص نیست. اما بعضی ها بویی از ادب نبرده اند و فکر می کنند به هر دلیلی باید نقص هایمان را به ما یادآوری کنند. در چنین مواردی با یک جواب تند اما هوشمندانه می توانید آن شخص را سر جایش بنشانید.

۲- برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید تلاش نمی کنید

– نمی خوای معلم جدید بچه ها رو تحت تأثیر قرار بدی؟
– بهش حتی فکر هم نکردیم.

بعضی ها دوست دارند کاری کنند همه ی اطرافیان شان از آن ها خودشان بیاید، اما این کار درستی نیست. ناراحت کننده تر از آن وقتی است که آدم ها سعی می کنند این کار را به بچه ی کوچک خود هم یاد دهند. این روزها نه تعریف و تمجید و چاپلوسی، بلکه رضایت خاطر و ادب است که خریدار دارد. شما دوست ندارید برای نفع شخصی تان کاری کنید دیگران از شما خوششان بیاید. این اگر اسمش خودخواهی است که سالم ترین نمود این صفت است.

۳- عقیده ی شخصی تان را با آرامش و واضح توضیح می دهید

– بفرمایید اینم قهوه تون.
– من قهوه ی گرم خواستم. این قهوه سرده. لطفاً ببریدش.

این طبیعی است که خواسته تان را بیان کنید و از آن خجالت نکنید. در داستان سیندرلا جایی هست که مادرخوانده اش ضرر نرفتن به مجلس رقص را در حالی که استحقاقش را دارد به او متذکر می شود. در وجود همه ی ما هم اندک سیندرلایی وجود دارد اما به جای چوب جادو، این حق را در مورد بعضی چیزها داریم، حقی که هرگز نباید آن را فراموش کنیم.

۴- از بیان  نظر خود خجالت نمی کشید

– همه ی ساکنین بلوک ما قراره فردا تو نظافت ساختمون شرکت کنن.
– فکر نمی کنم این جزء وظایف ساکنین باشه.

گاهی دست به کارهایی می زنیم که برخلاف میل مان هستند، آن هم فقط به خاطر اینکه دیگران سعی می کند وظایفی خلاف روال عادی به ما محول کنند. در اینصورت بهتر است دست نگه دارید و به این فکر کنید که آیا واقعاً دوست دارید وقت شخصی تان را صرف کاری کنید که کار یک شخص نیست. اگر جواب تان منفی بود، بدون ذره ای پشیمانی پیشنهاد مطرح شده را رد کنید.

۵- اگر خواسته ی کسی مغایر با نفع شخصی تان باشد توانایی نه گفتن را دارد

– می خوام بچه مو چند ساعت بذارم پیشت. باشه؟ یه کار واجب برام پیش اومده.
– ببخشید ولی نمیتونم.

ما بیشتر اوقات نفع شخصی مان را فدای دیگران می کنیم، چون از خراب شدن رابطه مان می ترسیم. قبول دارید؟ این تن دادن ها ما را به آدم قابل اتکایی برای سوء استفاده ی دیگران از ما در جهت منافع خود تبدیل می کند. اما در چنین مواردی نه گفتن اصلاً کار بدی نیست. این کار قدرت و صداقت شما را می رساند. هیچ چیز خجالت آوری در نه گفتن به آدم هایی که خودخواهانه رفتار می کنند، وجود ندارد. مثلاً اگر دوست تان می داند که کار شما چقدر زیاد است و تا دیروقت سر کار هستید، اما دائم از شما می خواهد از فرزندش نگهداری کنید، وقتش رسیده فکری به حال رابطه تان کنید.

۶- احساس گناه نمی کنید

– عزیزم میشه یه کم آب بدی بهم؟ تو که در هر صورت خواب نیستی.
– اوممم…

بسیاری از زنان تصمیم گرفته اند این اصل را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهند: «اگر خودم مراقب خودم نباشم، هیچ کسی نیست.» و از این بابت هم اصلاً احساس گناه نمی کنند. واقعاً چقدر خوب است که تقسیم کارهای خانه بین اعضای خانواده دیگر کار خجالت آوری محسوب نمی شود.

۷- به کسی قول نمی دهید

– خواهش می کنم بهم قول بده تو انجام اون گزارش کمکم می کنی.
– نمی توتم قول بدم. اگه فرصت شد کمکت می کنم.

یکی از روش هایی که دیگران از آن استفاده می کنند تا به لحاظ روانی ما را آلت دست خود قرار دهند این است که ما را مجبور می کنند به آن ها قول دهیم. اما کسانی که از اعتماد به نفس برخوردارند قولی نمی دهند و کاری خلاف میل شان نمی کنند. آن ها در وهله ی اول به این فکر می کنند که چقدر احتمال دارد بتوانند به قول شان عمل کنند، نه اینکه چقدر به چشم شخص مقابل شان دوست داشتنی بیایند.

۸- به حقه های آدم هایی که می خواهند شما را آلت دست خود کنند تن نمی دهید

– یه وقت براتون می ذارم برای هفته ی دیگه. تخفیفای خوبی قراره بدیم.
– لازم نیست ممنون. نمیدونم دفعه ی دیگه کی دندون درد می گیرم.

کسانی که در محیط های خدماتی کار می کنند علاقه ی زیادی به مشتری های دائمی دارند و تخفیف های ویژه ای برای آن ها قائل می شوند. اما این کار اصول و قاعده ای دارد که گاهی حتی شرکت های بزرگ آن را زیر پا می گذارند و دائم سعی می کنند کاری کنند که همیشه مشتری آن ها باشیم. بهترین برخورد با این بی ادبی ها گفتن یک نه کوتاه و قاطعانه است. به همین سادگی.

۹- اجازه نمی دهید مسائل فرعی حواس تان را پرت کند

– کار بسه. من حوصله ام سر رفته.
– حواسمو پرت نکن. دارم روی گزارشم کار می کنم.

کسانی که از یک خودخواهی سالم و صحیح برخوردارند نیاز خود را می دانند و در جهت آن قدم برمی دارند، حتی اگر کارهای جالب تری برای انجام دادن داشته باشند. آن ها اول کارهای مهم خود را به پایان می رسانند و بعد سراغ فعالیت های تفریحی می روند. می گویند «آدم های موفق به دیگران بی احترامی می کنند» و شاید این حرف اصلاً به خاطر آن به وجود آمده که دیگران به خودکنترلی آن ها حسادت می کنند.

۱۰- به منتقدان تان اعتنا نمی کنید

– آدم خودخواه. حتی جات رو به یه خانم مسن نمیدی.
– این همه جای خالی تو این اتوبوس هست.

بعضی وقت ها آدم ها سعی می کنند با توهین کردن به دیگران به چیزی برسند. مثلاً وقتی می خواهند روی صندلی مورد نظرشان در وسایل نقلیه عمومی بنشیند، شروع می کنند به استفاده از سن یا جایگاه شان. اما این تکنیک ها روی کسانی کارساز نیست که از یک خودخواهی سالم و صحیح برخوردارند، چون آن ها قبل از ارزیابی موقعیت پیش آمده، فوراً خود را توجیه نمی کنند.

۱۱- آدم های بی ملاحظه را سرجایشان می نشانید

– جنی اشکال نداره که وسایل مون را اینجا نگه داریم؟
– چرا اشکال داره خانم اسمیت.

اینکه بتوانیم به موقع پشت خود درآییم توانایی ارزشمندی محسوب می شود. هیچ چیز خجالت آوری در اینکه به آدم های گستاخ اجازه ندهید به حریم شما تجاوز کنند، وجود ندارد. چون اگر تسلیم لبخند فریبنده و حرف های شیرین همسایه تان شوید، احتمالاً دیر یا زود وسایلش تا ابد جلوی در خانه تان جا خوش خواهد کرد.

۱۲- کودک درون تان را فراموش نمی کنید

– تو که دیگه بچه نیستی. نباید پشمک بخوری.
– چرا که نه؟ پشمک دوست دارم.

کسانی که ظاهر و باطن خودشان را دوست دارند و پذیرفته اند هم از یک خودخواهی سالم و صحیح برخوردارند. شما هر زمان که دلتان بخواهد می توانید غمگین باشید و هر وقت هم که احساس شادی کنید می توانید شاد باشید، و این هیچ اشکالی ندارد. سن ما نباید مانع از این مسأله شود. دیگران آنقدر سعی می کنند هنجارها و چهارچوب های آداب و اصول را به ما تحمیل کنند که ممکن است احساس کنیم داریم طبق اصول زندگی دیگران زندگی می کنیم.

 

تماشای این ویدئو را به شما پیشنهاد می کنیم:

منبع: brightside
مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود