حکم قصاص قاتل وحید مرادی صادر شد؛ قاتل کیست؟

حکم قصاص قاتل وحید مرادی صادر شد؛ قاتل کیست؟

قاتل وحید مرادی قصاص می شود. دیوان عالی کشور حکم قصاص عامل قتل وحید مرادی، گنده‌لات‌ تهران، را تایید کرد. پرونده‌ او مدت ها جنجال فراوانی راه انداخته بود. قاتل وحید مرادی او را در جریان یک درگیری در زندان به قتل رسانده بود.

رای این پرونده پس از فراز و نشیب های بسیار بالاخره در شعبه ۵۱ دیوان عالی کشور تایید شد و سعید صالح بیدمشکی به عنوان مباشر در قتل عمدی وحید مرادی منصور به یکبار قصاص نفس محکوم شده است.

این پرونده به اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ارسال شده است. وکالت پدر وحید مرادی یکی از اولیا دم را نعیم رضا نظامی چهارمحالی و وکالت محکوم علیه را محمدصالح نقره کار و حسین روشن بر عهده داشته‌اند.

وحید مرادی کیست؟ جرمش چه بود؟

وحید مرادی در سال ۱۳۶۳ در تهران به دنیا آمده است. او ازدواج کرده و یک پسر ۴ ساله به نام طوفان دارد.

او در روز ۱۱ تیر ماه ۱۳۹۷ با سعید و همدستانش وارد نزاع و درگیری در هواخوری زندان رجایی شهر شد و بر اثر جراحات ناشی از پنج ضربه چاقوی دست ساز کشته شد.

عامل قتل که یک چاقوی دست ساز بوده در زندان توسط سعید و دوستانش ساخته شده بود. علت این درگیری فحش ناموسی بود که منجر به قتل وحید می شود.

لازم به ذکر است که یکی از ضربات چاقو به قلب وحید مرادی اصابت کرده و او بر اثر همین ضربه به قتل رسیده است.

وحید مرادی از سال ۸۲ سابقه دار بوده و چند فقره سابقه داشته است. او از اراذل و اوباشی است که قبلا نیز سابقه دستگیری داشته است.

وحید مرادی؛ مقتولی که خودش قاتل بود

گزارشی از یک قتل در مهمانی شبانه در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۹۷ به ماموران کلانتری ولنجک اعلام شد. در این مهمانی، پسری به نام حسین گودرزی، ۳۵ ساله ، با ضربات چاقو کشته و دو نفر دیگر زخمی می شوند.

این درگیری در منزل مقتول، حسین، اتفاق افتاده و خود حسین توسط وحید مرادی کشته شده است.

اعترافات وحید مرادی

وحید مرادی در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت:

«دو ماهی بود که از زندان آزاد شده بودم. حسین وقتی فهمید آزاد شده‌ام، با من تماس گرفت و گفت به خانه‌اش بروم. در منزلش چند دوست‌مان نیز حضور داشتند. حسین در آن مهمانی از من فیلمبرداری کرد و گفت فیلم را در لایو اینستاگرام قرار می‌دهد و از من خواست مقابل دوربین صحبت کنم.

وحید اعترافات کرده بود که حسین و برادرش با او رفیق بودند و با آژانس به مهمانی آنها رفته بود. از اول قرار نبود مشروبی در کار باشد. زمانی که وحید مرادی به منزل حسین می رسد می بیند که مهمانان در حال مشروب خوردن هستند. حسین اصرار می کند که وحید هم مشروب بخورد. سپس، حسین، در حالیکه به شدت مست شده بود، شروع به لایو گرفتن از وحید مرادی کرده و فحش ناموسی داده است.

بعد از این که فحش ناموسی می دهد، حسین و وحید باهم درگیر می شوند. در این میان دو، سه تا از دوستان حسین نیز به وحید حمله می کنند. او هم از خودش دفاع می کند. زیرا قصد کشتن حسین را نداشته است .

او ادامه داد:

«من به حسین گفتم به خاطر تعهدم نمی‌خواهم از من فیلم بگیرد. او ناگهان فحش ناموسی داد. من که روی این مسائل حساس هستم، با او درگیر شدم و او و دو نفر دیگر را با چاقو زدم.»

وحید مرادی گفت:

«مقصر خودش بود که فحش ناموس داد و من با چاقو به دستش زدم.»

در حالی که وحید مرادی زندانی شده و منتظر محاکمه بود در یک درگیری در زندان رجایی‌شهر به قتل رسید.

پرونده قتل وحید مرادی دوباره باز شد

 فرار بعد از قتل

وحید مرادی بعد از قتل متواری شده و قصد فرار از کشور را داشت که در مرز بازرگان بازداشت و دستگیر شد. گویا او تصمیم داشت به ترکیه فرار کند.  

به گفته وحید مرادی، فرد قاچاقچی که قرار بود وحید را از مرز رد کند او را به ماموران پلیس لو می دهد. حتی بخاطر اینکه ماجرای همکاری با پلیس لو نرود، قبل از دستگیری او را به قسمت کوهستانی می برد و در آنجا ماموران آمدند و او را دستگیر کردند.

وحید مرادی در اظهارات خود گفته بود:

«بعد از کشتن حسین از خانواده ام خداحافظی کرده و وسایلم را جمع کردم و قصد خروج از کشور را داشتم که در مرز بازرگان در باکو دستگیر شدم.»

وحید مرادی چطور کشته شد؟

کارآگاهان در ابتدا چند متهم را در پرونده قتل وحید مرادی شناسایی کردند تا اینکه «سعید» به عنوان متهم اصلی قتل وحید شناخته شد.

سعید، ۱۳ بهمن ۹۵، در یک درگیری دسته‌جمعی در خیابان منصور مرد ۴۷ساله‌ای را به قتل رسانده، اما در نهایت با اخذ رضایت از اولیای‌ دم توانسته بود از قصاص نجات پیدا کند.

سعید در یک گفت‌وگو نحوه قتل وحید مرادی را این‌گونه شرح داد:

«آن روز بعد از دو هفته ماندن در سوئیت آگاهی به زندان برگشتم، حین بازگشت به زندان، حمام و آرایشگاه رفتم. بعد به من گفتند به هواخوری بروم، چون مدتی بود آفتاب ندیده بودم. در هواخوری بودم که یک‌دفعه دعوا و درگیری شد، خبر نداشتم که چند روزی بین زندانیان دعوا بوده، بعداً فهمیدم تعدادی از دوستان من با وحید مرادی و دوستانش از چند روز قبل کل‌کل و درگیری داشته‌اند. می‌گفتند دعوا از هواخوری شروع شده بود.»

ا‌و در ادامه گفت:

«می‌گفتند همه چیز از یک چشم در چشم شدن ساده شروع شده بود. بعد هم کری‌خوانی و بقیه ماجرا. در هواخوری که بودیم در نزاع شرکت نکردم. من وحید مرادی را فقط دورادور می‌شناختم. نامش را شنیده بودم و می‌دانستم خیلی شاخ است. اما با او روبه‌رو نشده بودم و هیچ خصومت و درگیری‌ای با او نداشتم.»

سعید گفت:

«هواخوری تمام شد و ما به بند برگشتیم. وحید مرادی و دوستانش طبقه بالای ما در یک بند دیگری بودند. یکدفعه پشت در بند ما آمدند و یکی از هم‌بندی‌های ما هم در را باز کرد. آنها به ما حمله کردند. روی ما آب جوش و روغن داغ می‌ریختند. یکی از آنها روی من آش داغ پاشید و روی هم تیزی کشیدیم. دعوا بود. قصد نداشتم او را بکشم، در آن دعوا من تیزی خوردم و ضربه هم زدم.»

فن پیج های وحید مرادی در اینستاگرام

وحید مرادی یک گوشی ساده داشت و فعالیتی در اینستاگرام نداشت. او گفته بود اهل زورگیری نیست. شاید به خاطر این باشد که پیج های طرفداری از او درست شده است.

گنده لات تهران مدتی با عصا راه می رفت. زیرا یک بار در جریان دستگیری هفت گلوله به پایش خورد که باعث شد او با عصا راه برود.

پیشنهاد می کنیم این مطالب را هم بخوانید:

بازگشایی پرونده قتل وحید مرادی از گنده لات های تهران به خاطر ابهامات متعدد

جنجال‌های حضور «هانی کُرده» در اردوی استقلالی‌ها

داستان‌های «علی کوچولو»: بازیگر مدرسه لات ها (زنگ آخر)

ماجرای «نوید افکاری»: روایت قوه قضاییه از قاتل ۲۸ ساله محکوم به اعدام

محسن لرستانی محکوم به اعدام کیست و اتهامش چیست؟

چرا شمار فالورهای اینستاگرامی یک قاتل زیاد می شود؟

شات گان و مسلسل دوربین‌دار، سلاح‌های جدید اراذل و اوباش در تهران

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
دیجیاتو
یک نظر

ورود

  • پال تیر ۲۷, ۱۴۰۱

    حالم از همشون بهم میخوره. دراز به دراز اعدامشون کنین.
    نیمه شعبان امسال قم بودم. ظهری برگشتم ترمینال جنوب پیاده شدم. گفتم هوا یکم خوبه پیاده برم یک ساعتی. داشتم طرف ایستگاه مترو شوش میرفتم. هوا یکم سرد شده بود عصری. چشمام مه گرفته بود. اشکم به خاطر سرما یکم اومده بود بیرون. خوب نمیدیدم. داشتم میرفتم و جلومو نگاه میکردم. یه نره غول اومد زد به سینم گفت چیه نگاه میکنی؟ من اصلا ندیدمش . اصلا نمیدونستم جلوم این نره غوله. من داشتم پیاده رو رو نگاه میکردم. گفتم به شما نگاه نمیکردم. دنبال دعوا بود. چندبار هی زد منم چیزی نگفتم. راستش ترسیده بودم. سعی میکردم از مهلکه فرار کنم. دو قدم رفتم از پشت هلم داد افتادم تو جدول.
    بعدش رفت نشست رو صندلیش. کنار یه مغازه.

    اینقدر از این ادما بدم میاد که نگو. تازه من اصلا ندیدمش و نگاش نمیکردم. خیلیا رو دیدم میشینن کنار کوچه حوصلشون سر میره گیر بیخود میدن.