نشریه شورای آتلانتیک در تحلیلی تازه نوشته است خلیج فارس پس از جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، دیگر آن منطقه پیشین نخواهد بود. آلیسون ماینر، مدیر پروژه «یکپارچگی خاورمیانه» در مرکز رفیق حریری شورای آتلانتیک و از مقامهای پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، در این یادداشت میگوید حملات ایران به کشورهای عربی خلیج فارس میتواند نقطه عطفی در روابط نظامی آمریکا و کشورهای منطقه باشد.
ماینر در شورای آتلانتیک مینویسد در ۴۸ ساعت نخست درگیری، ایران تقریباً همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد؛ از امارات متحده عربی که به گفته او بیشترین فشار حملات موشکی و پهپادی را تحمل کرد تا عربستان سعودی، عمان، قطر و دیگر کشورهای منطقه. به نوشته او، حملات ایران تنها محدود به پایگاههای نظامی آمریکا نبود و اهداف غیرنظامی از جمله فرودگاهها، هتلها و زیرساختهای مهم نفت و گاز را نیز دربر گرفت.

این تحلیلگر میگوید سامانههای پدافندی کشورهای خلیج فارس در برابر موشکهای ایران تا حد زیادی موفق عمل کردند و مانع خسارات فاجعهبار شدند، اما پهپادهای ایرانی چالش سختتری ایجاد کردند. به نوشته ماینر، خسارات و تلفات ناشی از حملات پهپادی به فرودگاهها و نقاط گردشگری مهم میتواند پیامدهای بلندمدتی برای تصویر منطقه بهعنوان مرکز امن تجارت، گردشگری و سرمایهگذاری داشته باشد.
ماینر مینویسد حملات ایران به امارات یکی از مهمترین جنبههای پاسخ اولیه تهران بود. به گفته او، امارات در ۲۴ ساعت نخست جنگ تقریباً به اندازه اسرائیل هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفت؛ آن هم در حالی که پیشتر اعلام کرده بود اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را نمیدهد.

نویسنده توضیح میدهد که ابوظبی و تهران سالها نوعی توافق نانوشته برای پرهیز از رویارویی مستقیم داشتند؛ توافقی که بخشی از آن به منافع مالی قابل توجه ایران در دبی مربوط بود. ماینر میگوید هنوز روشن نیست چرا ایران با چنین شدتی امارات را هدف قرار داد، اما ممکن است تهران تصور کرده باشد که امارات میتواند برای توقف عملیات آمریکا و اسرائیل بر واشنگتن فشار بگذارد. او همچنین مینویسد حمله به دبی برای امارات نقطهای بسیار حساس است، زیرا اقتصاد این کشور تا حد زیادی به تصویر دبی بهعنوان مرکز امن تجارت و گردشگری وابسته است.
به نوشته ماینر، امارات پس از حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکشها در نزدیکی سواحل خود به این نتیجه رسید که کاهش تنش با ایران برای حفظ ثبات اقتصادی و تصویر بینالمللیاش ضروری است. او یادآوری میکند که حملات حوثیها به امارات در سال ۲۰۲۲ نیز باعث بازنگری در رویکرد امنیتی ابوظبی شد، اما حملات اخیر ایران به مراتب گستردهتر بوده و میتواند امارات را به بازتعریف کامل راهبرد خود وادار کند.

در بخش دیگری از یادداشت، ماینر به عمان میپردازد و مینویسد هدف قرار گرفتن این کشور نیز یکی از جنبههای غافلگیرکننده پاسخ ایران بود. عمان معمولاً سیاست «دوست همه و دشمن هیچکس» را دنبال کرده و تلاش داشته همزمان با آمریکا همکاری کند و رابطه نزدیکی با ایران داشته باشد. به گفته نویسنده، اینکه حتی عمان نیز هدف قرار گرفته، نشان میدهد کشورهای منطقه ممکن است دیگر نتوانند به سادگی از انتخاب میان طرفهای درگیر پرهیز کنند.
ماینر همچنین میگوید این جنگ میتواند نقطه عطفی در رابطه نظامی آمریکا با کشورهای خلیج فارس باشد. به نوشته او، دولتهای عربی منطقه سالها تصور میکردند حضور پایگاههای نظامی آمریکا در خاکشان نوعی تضمین امنیتی در برابر ایران است. اما کاهش تمایل واشنگتن به حضور نظامی گسترده در خاورمیانه، واکنش محدود آمریکا به حملات سال ۲۰۱۹ و حمله اسرائیل به دوحه در سال ۲۰۲۵، این تصور را تضعیف کرده است.

به باور نویسنده، حملات ایران به کشورهای خلیج فارس اکنون هزینه میزبانی از پایگاههای آمریکا را برای این کشورها بالا برده، در حالی که همزمان درباره مزایای این حضور هم تردیدهایی ایجاد شده است. ماینر مینویسد آمریکا باید گفتوگویی جدی با شرکای خلیج فارس درباره آینده روابط نظامی خود در منطقه آغاز کند.
در بخش مربوط به عربستان، ماینر مینویسد ریاض احتمالاً بیشترین منفعت را از تضعیف ایران خواهد برد. به گفته او، عربستان سالها تلاش کرده به قدرت مسلط خاورمیانه تبدیل شود و ایران مهمترین مانع این هدف بوده است. نویسنده میگوید حملات آمریکا و اسرائیل میتواند ضربهای جدیتر به توان منطقهای ایران وارد کند، اما موفقیت عربستان قطعی نیست؛ زیرا یک ایران بیثبات نیز میتواند برای ریاض و کل منطقه تهدیدی پایدار ایجاد کند.
ماینر در پایان تأکید میکند که موضع عربستان در هفتههای آینده میتواند نشانه مهمی از نظم آینده خاورمیانه باشد. به نوشته او، ریاض باید تصمیم بگیرد چگونه میخواهد بر آینده ایران پس از جنگ اثر بگذارد و آیا عملیات فعلی آمریکا و اسرائیل فرصتی معتبر برای مهار پایدار تهدید ایران فراهم میکند یا نه. همزمان، پیامهای متناقض واشنگتن درباره اهداف این عملیات، تصمیمگیری عربستان را دشوارتر کرده است.

بر اساس این تحلیل، جنگ اخیر فقط یک درگیری نظامی محدود نیست؛ بلکه نقطهای است که میتواند نگاه کشورهای عربی خلیج فارس به امنیت، اقتصاد، رابطه با آمریکا، رابطه با ایران و حتی جایگاه خود در نظم منطقهای را تغییر دهد. به تعبیر ماینر، خلیج فارسی که از دل این جنگ بیرون میآید، با خلیج فارس پیش از آن تفاوت زیادی خواهد داشت.





بعد از جنگ جهانی دوم که اتفاقا نقطه شروعش هم از اروپا بود خیلی از کشورهای اروپایی افتادند به جان هم اما الان اتحادیه اروپا تشکیل دادند و متحد شدند.
چه میشه خاورمیانه هم یروزی یروزی مثل همین اتحادیه رو تشکیل بده و زیر یک سقف متحد در کنار هم باشیم.
خیلی دور از ذهنه اما امیدواریم که بشود.