۶ فیلم اکشن برتر سال ۲۰۲۶ تاکنون؛ از Ready or Not 2 تا The Wrecking Crew

۶ فیلم اکشن برتر سال ۲۰۲۶ تاکنون؛ از Ready or Not 2 تا The Wrecking Crew

در سال‌های اخیر عادت کرده‌ایم که ابتدای هر سال اعلام کنیم فیلم‌های اکشن مرده‌اند. اما بعد ناگهان یک دیوانه پیدا می‌شود که با کامیون از دل یک ساختمان عبور می‌کند، از روی صخره روی یک هلیکوپتر می‌پرد یا آن‌قدر محکم به صورت یک ربات مشت می‌زند که آینده سینما را نجات دهد. اکنون پنج ماه از سال ۲۰۲۶ گذشته و ژانر اکشن از همین حالا عملکردی درخشان داشته است. تنها در ماه ژانویه سه فیلم اکشن قابل توجه اکران شدند؛ اتفاقی که تقریباً هرگز رخ نمی‌دهد، زیرا ژانویه معمولاً زمانی است که استودیوها فیلم‌هایی را اکران می‌کنند که دیگر امید چندانی به موفقیتشان ندارند. اما امسال اوضاع متفاوت بود. از همکاری دوباره مت دیمون و بن افلک که کمتر کسی انتظارش را داشت تا فیلمی از جیسون استاتهام که بسیار بهتر از حد انتظار از آب درآمد، سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ برای طرفداران اکشن بسیار رضایت‌بخش بوده است.

و این تازه آغاز ماجراست. فیلم The Odyssey در ۱۷ ژوئیه اکران می‌شود و وعده داده که فیلم‌سازی در فرمت IMAX را متحول کند. فیلم The Hunger Games: Sunrise on the Reaping نیز قرار است در ۲۰ نوامبر روی پرده برود و داستانی پیش‌درآمد را روایت کند که طرفداران کتاب‌ها سال‌ها منتظر آن بوده‌اند. همچنین Avengers: Doomsday در ۱۸ دسامبر اکران خواهد شد؛ فیلمی که برادران روسو دوباره کارگردانی آن را بر عهده دارند و رابرت داونی جونیور نیز در نقش دکتر دووم بازمی‌گردد. به بیان ساده، تقویم سینمایی امسال بسیار پربار است.

شش فیلمی که در این فهرست قرار گرفته‌اند، بهترین آثار اکشن سال ۲۰۲۶ تا این لحظه هستند. همه آن‌ها شاهکار نیستند، اما همگی دقیقاً همان چیزی را ارائه می‌دهند که از یک فیلم اکشن انتظار می‌رود: سرگرمی بی‌وقفه.

۶. The Bluff

ژانر فیلم‌های دزدان دریایی تقریباً دو دهه در انحصار یک tvhk]hdc سینمایی بوده و آن مجموعه نیز از سال ۲۰۱۷ تاکنون فیلم جدیدی نداشته است. The Bluff تلاش می‌کند این خلأ را پر کند. این فیلم که داستان آن در قرن نوزدهم و منطقه کارائیب جریان دارد، اثری درباره محاصره یک جزیره است که توسط جو و آنتونی روسو تهیه شده و فرانک ای. فلاورز کارگردانی آن را بر عهده داشته است. فیلم تقریباً به‌طور کامل بر بازی پریانکا چوپرا جوناس استوار است.

منتقدان درباره فیلم اتفاق نظر نداشتند و امتیاز ۵۵ درصدی آن در راتن تومیتوز نیز همین موضوع را نشان می‌دهد. همچنین یکی از انتقادهای اصلی به فیلم‌نامه این است که گاهی چیزهایی را توضیح می‌دهد که صحنه‌های اکشن خودشان به اندازه کافی آن‌ها را نشان داده‌اند. بااین‌حال، تقریباً هیچ‌کس درباره بازی پریانکا چوپرا جوناس اختلاف نظری نداشت. شخصیت او، ارسل بودن، دزد دریایی سابقی است که در جزیره کیمن براک زندگی آرامی دارد تا اینکه کاپیتان کانر با بازی کارل اربن برای یافتن طلا و انتقام وارد زندگی او می‌شود. بسیاری این نقش‌آفرینی را یکی از متعهدانه‌ترین اجراهای فیزیکی سال می‌دانند.

صحنه‌های اکشن درگیری‌های تن به تن فیلم واقعاً چشمگیر هستند. فضاهای محدود، استفاده خلاقانه از اشیای محیط و خشونتی واقع‌گرایانه باعث شده‌اند فیلم بدون زیاده‌روی، از درجه‌بندی سنی بزرگسالان خود بهره ببرد. کارل اربن نیز در نقش ضدقهرمان فیلم برای حدود ۴۰ دقیقه تقریباً تمام صحنه‌ها را در اختیار می‌گیرد، هرچند فیلم‌نامه در ادامه دیگر استفاده چندانی از او نمی‌کند. جاه‌طلبی برادران روسو در جای‌جای فیلم دیده می‌شود، حتی اگر همیشه به بهترین شکل اجرا نشده باشد. اما واقعیت این است که فیلم‌های خوب با موضوع دزدان دریایی بسیار کم هستند. بنابراین حتی اثری نامنسجم اما جذاب با یک بازی مرکزی عالی و پرده پایانی مبتنی بر محاصره یک جزیره در قرن نوزدهم، شایسته حضور در چنین فهرستی است. همچنین اشاراتی به ساخت دنباله فیلم شده و باید دید داستان در آینده به کجا خواهد رسید.

۵. Ready or Not 2: Here I Come

هفت سال زمان زیادی برای انتظار کشیدن جهت ساخت دنباله فیلمی است که پایان آن تقریباً بی‌نقص بود. در پایان Ready or Not، شخصیت گریس زنده می‌ماند، اعضای خانواده لو دومَس منفجر می‌شوند و یکی از بهترین پایان‌بندی‌های تاریخ کمدی-ترسناک رقم می‌خورد. Ready or Not 2 دقیقاً از همان لحظه و داخل آمبولانس آغاز می‌شود. روی کاغذ، این تصمیم شاید بی‌پروا‌ترین انتخاب خلاقانه سال ۲۰۲۶ به نظر برسد، اما در عمل تصمیمی جسورانه و موفق بوده است.

مت بتنلی-اولپین و تایلر جیلت بار دیگر کارگردانی فیلم را بر عهده دارند و گای بوسیک و آر. کریستوفر مورفی نیز به‌عنوان نویسندگان بازگشته‌اند. این بار دنیای داستان گسترده‌تر شده است. گریس با بازی سامارا ویوینگ دیگر فقط با یک خانواده خونخوار روبه‌رو نیست، بلکه باید با چندین خاندان خطرناک مقابله کند. در این میان، خواهر دورافتاده او، فیث، با بازی کاترین نیوتن نیز وارد ماجرا می‌شود.

مقیاس فیلم بزرگ‌تر شده، میزان خشونت به‌مراتب بیشتر است و حضورهای کوتاه بازیگران مهمان نیز به جذابیت فیلم افزوده‌اند. سارا میشل گلر در نقش وارثی حیله‌گر، الیجا وود در قالب یک بوروکرات تمام‌عیار و دیوید کراننبرگ در تنها یک صحنه در نقش بزرگ خاندان چستر دنفورث ظاهر می‌شوند.

سامارا ویوینگ شخصیت گریس را از عروسی وحشت‌زده به بازمانده‌ای سرسخت تبدیل کرده، بدون آنکه صداقت و انرژی طبیعی نقش را از بین ببرد. کاترین نیوتن نیز در نقش خواهر او مکمل بسیار خوبی است. رابطه میان این دو خواهر یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب می‌شود و کیفیت بازی‌ها باعث شده این بخش از داستان کاملاً تأثیرگذار از آب درآید.

در مجموع، Ready or Not 2 فیلمی پرسر‌وصدا‌تر و رها‌تر از نسخه اول است، اما برای طرفداران قسمت نخست، تجربه‌ای بسیار سرگرم‌کننده و لذت‌بخش در سالن سینما محسوب می‌شود.

۴. War Machine

پاتریک هیوز، کارگردان فیلم‌های The Hitman’s Bodyguard و دنباله آن، بخش عمده‌ای از دوران حرفه‌ای خود را صرف ساخت آثار سرگرم‌کننده اما نسبتاً فراموش‌شدنی کرده بود. اما با War Machine سرانجام اثری ساخت که به یاد می‌ماند. این فیلم در اصل نسخه‌ای بازآفرینی‌شده از Predator است که در آن به جای شکارچی فضایی یائوتجا، یک ماشین غول‌آسای آدم‌کش بیگانه حضور دارد و فیلم نیز تلاشی برای پنهان کردن این شباهت نمی‌کند. در اینجا هوش بر قدرت بدنی غلبه می‌کند، جنگل به یک تله مرگبار تبدیل می‌شود و سربازان یکی پس از دیگری به شیوه‌هایی تهدیدآمیز شکار می‌شوند. اما چیزی که فیلم را از یک تقلید صرف متمایز می‌کند، تصمیم هیوز برای ساختن اثری جدی و حساب‌شده است.

بخش نخست فیلم یک درام نظامی مبتنی بر آموزش نیروهاست. شخصیت آلن ریچسون حتی نام هم ندارد و تنها با شماره ۸۱ شناخته می‌شود. با این حال، این رویکرد جواب می‌دهد، زیرا زمانی که فیلم برای معرفی نیروهای تازه‌وارد صرف می‌کند، باعث می‌شود صحنه‌های مرگ و نابودی بعدی تأثیر احساسی بسیار بیشتری داشته باشند. ریچسون انتخابی ایده‌آل برای چنین فیلمی است. در حال حاضر کمتر بازیگری در هالیوود می‌تواند هم‌زمان حس تهدید فیزیکی و آسیب‌پذیری درونی را به این اندازه طبیعی منتقل کند و War Machine دقیقاً به هر دوی این ویژگی‌ها نیاز دارد.

استفاده گسترده از جلوه‌های ویژه عملی یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است و باعث می‌شود تفاوت آن با آثاری که کاملاً در استودیوهای مجازی ساخته می‌شوند محسوس باشد. مناظر روستایی اسکاتلند نیز زیبایی چشمگیری به فیلم بخشیده‌اند و تضادی جذاب با خشونت وقایع روی زمین ایجاد می‌کنند. War Machine تنها ۱۰۷ دقیقه زمان دارد، بیش از حد کش پیدا نمی‌کند و تا پایان به لحن و هویت خودش وفادار می‌ماند.

۳. The Wrecking Crew

ابتدا یک نکته جالب: دیو باتیستا و جیسون موموآ هر دو زمانی برای حضور در Guardians of the Galaxy در نظر گرفته شده بودند. موموآ پیشنهاد بازی در نقش درکس را رد کرد و در نهایت این نقش به باتیستا رسید. سال‌ها بعد نیز هر دو در مجموعه Dune بازی کردند، اما حتی یک صحنه مشترک نداشتند. انگار سرنوشت از همان ابتدا برنامه دیگری برای این دو بازیگر در نظر گرفته بود و The Wrecking Crew نتیجه آن برنامه است.

ایده همکاری این دو بازیگر را خود باتیستا مطرح کرد و موموآ نیز بلافاصله پذیرفت. حاصل کار فیلمی است با دو بازیگری که واقعاً از همکاری با یکدیگر لذت می‌برند، فیلم‌نامه‌ای قوی، مناظر زیبای هاوایی و البته فرصت‌های فراوان برای تخریب و درگیری.

داستان فیلم درباره دو برادر ناتنی است که پس از قتل پدرشان مجبور می‌شوند دوباره کنار یکدیگر قرار بگیرند و هم‌زمان با توطئه‌ای مرتبط با یاکوزا مواجه شوند. آنخل مانوئل سوتو، کارگردان فیلم، هوشمندانه این داستان جنایی را بیشتر بهانه‌ای برای شکل‌گیری رابطه میان دو شخصیت اصلی قرار داده است.

باتیستا با همان سبک خشک و جدی همیشگی خود نقش مردی بیش از حد جدی را بازی می‌کند و موموآ نیز با انرژی آشفته و غیرقابل پیش‌بینی‌اش شخصیت مقابل را شکل می‌دهد. هر یک از این دو تیپ شخصیتی به تنهایی کلیشه‌ای آشنا هستند، اما کنار هم کشمکشی جذاب ایجاد می‌کنند که به فیلم‌نامه عمق بیشتری می‌بخشد.

The Wrecking Crew فیلمی عمیق یا تحول‌آفرین نیست، اما صحنه‌های اکشن آن به‌خوبی طراحی شده‌اند، فیلم‌برداری مناظر هاوایی چشم‌نواز است و شیمی میان دو بازیگر اصلی به‌تنهایی ارزش تماشای فیلم را دوچندان می‌کند.

۲. Shelter

جیسون استاتهام در Shelter نقش نگهبان یک فانوس دریایی در جزایر هبرید، اسکاتلند را بازی می‌کند. اما خیلی زود مشخص می‌شود که او در گذشته یک آدم‌کش حرفه‌ای سازمان MI6 بوده است. البته در این مرحله از دوران حرفه‌ای استاتهام، افشای گذشته خشن شخصیت‌هایش بیشتر به یک شوخی تبدیل شده تا یک غافلگیری واقعی. او در سال‌های اخیر نقش کارگر ساختمانی و زنبورداری را بازی کرده بود که هر دو گذشته‌ای مرموز داشتند و Shelter نیز بدون هیچ تلاشی برای پنهان کردن این الگو، همان مسیر را ادامه می‌دهد.

اما تفاوت اصلی فیلم در این است که برخلاف بسیاری از آثار مشابه، این بار استاتهام به‌عنوان یک بازیگر جدی گرفته می‌شود. ریک رومن وا، کارگردانی که پس از Greenland 2 سراغ این پروژه آمده، به استاتهام اجازه داده با کمترین دیالوگ و بیشترین اتکا به نگاه‌ها و حالات چهره بازی کند.

فیلم‌های استاتهام معمولاً چنین چیزی از او نمی‌خواهند، اما Shelter از حضور فیزیکی و بازی کنترل‌شده او برای خلق اثری گرم‌تر و احساسی‌تر بهره می‌برد. در کنار او بازیگرانی مانند بیل نای، نائومی آکی و هریت والتر حضور دارند؛ نام‌هایی که معمولاً در فیلم‌های استاتهام دیده نمی‌شوند و حضورشان نشان می‌دهد سازندگان اهداف بلندپروازانه‌ای برای پروژه داشته‌اند.

برجسته‌ترین صحنه اکشن فیلم، تعقیب‌وگریز خودرویی در جاده‌های روستایی اسکاتلند است که به لطف طراحی هوشمندانه مسیرها و استفاده گسترده از رانندگی واقعی، بسیار هیجان‌انگیز از آب درآمده است. حتی می‌توان گفت Shelter بهترین و جذاب‌ترین فیلم جیسون استاتهام از زمان The Beekeeper تاکنون محسوب می‌شود.

۱. The Rip

جو کارنهان در این فیلم آشکارا به مایکل مان ادای احترام می‌کند و اصلاً هم تلاشی برای پنهان کردن این موضوع ندارد. کافی است به نماهای شبانه میامی، موسیقی الکترونیک مبتنی بر سینث‌سایزر و بار اخلاقی سنگینی که میان اعضای یک واحد پلیس توزیع شده نگاه کنید؛ جایی که هیچ‌کس کاملاً پاک‌دست نیست. بهترین تعریفی که می‌توان از The Rip کرد این است که این ادای احترام هرگز به تقلید صرف تبدیل نمی‌شود.

کارنهان سابقه‌ای طولانی در ساخت فیلم‌های پلیسی خشن دارد که به Narc بازمی‌گردد و همین تجربه را به داستانی آورده که به گفته خودش از تجربیات واقعی یکی از دوستانش الهام گرفته است؛ فردی که سال‌ها ریاست واحد تاکتیکی مبارزه با مواد مخدر در منطقه میامی-دید را بر عهده داشته است. این واقع‌گرایی کاملاً در فیلم احساس می‌شود. The Rip بافت و فضایی دارد که گویی از دل زندگی واقعی بیرون آمده و حس بدبینی و بی‌اعتمادی‌ای که در ساعت نخست فیلم شکل می‌گیرد، کاملاً طبیعی و به‌دور از تصنع به نظر می‌رسد.

مت دیمون و بن افلک از زمان Field of Dreams با یکدیگر همکاری داشته‌اند و این پروژه را نیز از طریق شرکت Artists Equity به‌طور مشترک تهیه کرده‌اند. دیمون در نقش ستوان دومارز ظاهر می‌شود و افلک نقش گروهبان برن را بازی می‌کند. هر دو خسته از سال‌ها کار، نسبت به یکدیگر مشکوک و کاملاً باورپذیر هستند؛ دو مردی که آن‌قدر در این حرفه بوده‌اند که بدانند پول همیشه یک آزمون است.

نیمه دوم فیلم به استحکام نیمه اول نیست و پیچش داستانی آن نیز کمی زودتر از زمانی که باید، قابل حدس می‌شود. با این حال، هیچ‌یک از این ایرادها مانع نمی‌شود که The Rip در حال حاضر بهترین فیلم اکشن خالص سال ۲۰۲۶ لقب بگیرد.

این فیلم با ترکیب فضای جنایی واقع‌گرایانه، تنش روانی مداوم و بازی‌های قدرتمند مت دیمون و بن افلک، جایگاه نخست این فهرست را به دست آورده و تا اینجای سال ۲۰۲۶، معیار سنجش سایر فیلم‌های اکشن محسوب می‌شود.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود