یک نظر

قرن بیستم چنان پر از آزمایش های شیطانی بود که جای تعجب دارد نسل انسان توانست این قرن خوفناک را زنده پشت سر بگذارد. علم موضوع بسیار خوب و مفیدی است که به پیشرفت های خیره کننده ای در تکنولوژی تبدیل می شود. علم باعث کشف حقایق جدید در مورد طبیعت اطرافمان می شود. از طریق همین علم است که داروهای جدیدی برای درمان بیماری های لاعلاج کشف می شود. اما همین علم گاهی دست به کارهای هولناکی می زند؛ برای مثال دست راست یک مرد را قطع کرده و به دست چپ او پیوند می زند تا ببیند که دست مذکور کار می کند یا خیر.

آزمایش های غیرانسانی

دولت ها در بسیاری از این موارد هولناک مقصر اصلی بوده اند که این آزمایش ها را به صورت سری پیش برده اند. اما با گذشت زمان بسیاری از این آزمایشات غیرانسانی فاش شده و با اطلاع از آن ها به خود خواهید گفت:”اوووه، مردم در گذشته حقیقتاً شیطانی بوده اند”. اما واقعیت این است که انسان ها در طول هزاران سال زندگی بر روی کره زمین تغییر چندانی نکرده اند و می توان انتظار داشت که در آینده نیز شاهد فاش شدن آزمایش هایی غیرانسانی و هولناک شویم که در حال حاضر به صورت مخفیانه در حال انجام هستند.

در این میان برخی از آزمایش هایی که توسط انسان انجام شده بسیار فراتر از حد تصور است و حال شما را خراب خواهد کرد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با تعدادی دیگر از آزمایشات عجیب و غیرانسانی که در تاریخ بشر انجام شده و باور آن ها بسیار سخت است آشنا کنیم. همچنین می توانید قسمت اول این مطلب را در این لینک مطالعه نمایید.

۴- پیوند سر انسان

آزمایش های غیرانسانی

تمامی آزمایشات عجیب و غیرانسانی مربوط به گذشته نیستند. پیوند سر میمون و امکان انجام عمل مشابهی روی انسان یکی از پیشرفت های علم پزشکی است که در شرف تحقق یافتن است. در سال ۲۰۱۶، یک جراح بسیار مشهور و زبردست به نام سرجیو کاناوارو برای انجام پیوند سر انسان در سال ۲۰۱۸ برنامه ریزی می کرد. محققان دانشکده پزشکی دانشگاه هاربین در چین عملیات پیوند سر روی یک میمون را با موفقیت به انجام رساندند. آن ها به این نتیجه رسیدند که در صورت کاهش دمای سر به ۱۵ درجه سانتیگراد پیش از وصل کردن دوباره خون به سر، از آسیب مغزی جلوگیری خواهد شد.

آزمایش های غیرانسانی

کاناوارو نیز خود با قطع کردن ستون فقرات موش توانسته بود به صورت موفقیت آمیز بار دیگر آن را پیوند بزند. ژیائو پینگ از محققان دانشکده پزشکی هاربین چین، ادعا کرده که او و همکارانش تحقیقاتی را در این زمینه روی جنازه انسان انجام داده تا آمادگی کافی برای انجام جراحی مشابهی روی انسان زنده را داشته باشند. دکتر کاناوارو هنوز نیز در حال تامین سرمایه برای انجام جراحی پیوند سر روی یک جوان ۳۱ ساله روسی به نام والری اسپیریدینوف است که به بیماری ژنتیکی تحلیل ماهیچه مبتلاست. حتی وی برای تامین هزینه های مربوط به این جراحی به سراغ مارک زاکربرگ رفته که البته هنوز نتیجه ای در پی نداشته است.

۳- شلیک به قلب جان دیرینگ

آزمایش های غیرانسانی

جان دیرینگ به جرم قتل انتظار مرگ را می کشید. دکتر زندان که استفن بوزلی نام داشت با خود گفت از آنجایی که دیرینگ در هر صورت بزودی اعدام شده و خواهد مرد، بهتر است علم نیز از مرگ او منتفع شود. وی تصمیم داشت بفهمد که در حین اعدام چه اتفاقی برای قلب می افتد. جان دیرینگ نیز با این آزمایش موافقت کرده و در ۳۱ اکتبر ۱۹۳۸ آخرین سیگارش را دود کرد. سپس روی صندلی نشست و کلاهی سیاه رنگ روی سر او کشیده شد. روی سینه او مانند سیبل هدفگذاری شده و الکترودهایی به مچ دست او وصل شد. دیرینگ بسیار آرام بود و ظاهراً مرگ او را نترسانده بود.

آزمایش های غیرانسانی

اما بررسی ضربان قلب او چیز دیگری را نشان می داد. قلب او ۱۲۰ بار در دقیقه می زد در حالی که این عدد در شرایط عادی بین ۶۰ تا نهایتاَ ۱۰۰ بار در دقیقه است. کلانتر دستور شلیک داد و ضربان قلب دیرینگ به ۱۸۰ ضربه در دقیقه افزایش یافت. جوخه اعدام ماشه ها را کشیدند و ۴ گلوله سینه او را سوراخ کرد. قلب او برای ۴ ثانیه متوقف شده و سپس ضربان آن به صورت تدریجی کاهش یافت. ۱۵٫۴ ثانیه پس از شلیک، قلب جان دیرینگ از تپش بازایستاد. به گفته دکتر بوزلی، او توانست احساسات خود را کنترل کند و آشوبی که در درونش بود را بروز ندهد در حالی که به معنای واقعی کلمه زهره ترک شده بود.

۲- واحد ۷۳۱

آزمایش های غیرانسانی

برخی از بدترین آزمایشاتی که روی انسان ها انجام گرفته بین سال های ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۵ در ژاپن صورت گرفت. در این مدت بیش از ۳٫۰۰۰ مرد، زن و کودک که اکثر آن ها چینی بودند تحت آزمایشاتی غیرانسانی و هولناک قرار گرفتند. تمامی این آزمایشات در بخش تصفیه آب و جلوگیری از بیماری های مسری ارتش ژاپن انجام شد که با عنوان واحد ۷۳۱ شناخته می شد. تمامی این افراد نگون بخت زنده زنده تشریح می شدند. در ابتدا این افراد را به بیماری هایی مبتلا کرده و سپس اندام های بدن آن ها را بیرون می کشیدند تا تاثیر بیماری ها بر آن ها را مورد بررسی قرار دهند.

آزمایش های غیرانسانی

زندانیان مورد اصابت گلوله قرار می گرفتند تا زخم هایی شبیه زخم های میدان جنگ روی بدن آن ها ایجاد شود. دست ها و پاهای افراد به صورت تدریجی قطع می شد تا این که تنها نیم تنه بالایی با سر باقی می ماند. دست ها بریده شده و به سمت دیگر بدن پیوند زده می شدند. تمامی این اعمال بدون استفاده از داروهای بیهوشی و در شرایطی که شخص کاملاً زنده و هوشیار بود انجام می گرفت. زندانیان در هوای سرد و یخبندان نگه داشته شده و دست ها و  پاهای آنان در آب یخ زده قرار داده می شد تا منجمد شوند. برای این که مشخص شود آیا اعضا به اندازه کافی منجمد شده اند یا نه، با یک تکه چوب به آن ضربه می زدند تا این که صدایی شبیه برخورد دو تکه چوب می داد.

آزمایش های غیرانسانی

سپس محققان در این آزمایش غیرانسانی رفته رفته اندام یخ زده را از آب بیرون کشیده و آب با دماهای متفاوت روی آن می ریختند. زنان زندانی مورد تجاوز قرار می گرفتند تا مشخص شود که آیا بیماری های خاص از مادر به فرزند منتقل می شود یا خیر. از انسان های زنده برای تعیین اثر نارنجک و شعله افشان ها استفاده می شد. حتی برخی از زندانیان تشنه و گرسنه رها می شدند تا بمیرند فقط برای این که ژاپنی ها بفهمند این افراد بدون آب و غذا تا چه مدت می توانند زنده بمانند. این ۱۰ سال از بدترین و وحشیانه ترین دوره های تاریخ بشری بوده است.

۱- آزمایش میلگرَم

آزمایش های غیرانسانی

آزمایش میلگرم (Milgram) یکی از مشهورترین آزمایش های اجتماعی در تاریخ بشریت است. این آزمایش سه جنبه مهم و اساسی داشت: مردی با لباس مخصوص آزمایشگاه، مردی که روی یک صندلی با قابلیت تولید انرژی الکتریسیته نشسته بود و مردی که در یک اتاق دیگر بوده و وقتی به او گفته می شد به بدن او برق وصل شده فریاد بلندی می کشید. هدف از این آزمایش مطالعه تعارض بین اطاعت از مافوق و وجدان شخصی بود تا محققان درک بهتری از علت انجام کشتارهای جمعی داشته باشند. این آزمایشات بلافاصله بعد از برگزاری دادگاه آدولف آیشمن نازی صورت گرفت که سهم زیادی در کشتار یهودیان در دوره جنگ جهانی دوم داشت.

آزمایش های غیرانسانی

میلگرم می خواست که به یک سوال ساده پاسخ دهد:آیا آیشمن و هزاران همدست او در انجام هولوکاست تنها از دستورات پیروی می کردند؟ آیا می توان آن ها را شریک این جنایات دانست؟ از دو نفر از داوطلبان خواسته شد که برای اینکه کدام معلم و کدام دانش آموز باشد قرعه کشی کنند. این قرعه کشی طوری دستکاری شده بود که یکی از این اشخاص که از همکاران میلگرم بود همواره نقش دانش آموز و شخص دیگر همواره معلم باشد. همکار میلگرم به اتاق دیگری برده شده و سپس الکترودهایی به بدن او وصل می شد. سپس میلگرم و معلم به اتاق دیگری می رفتند که یک دستگاه تولید شوک الکتریکی در آن قرار داشت.

آزمایش های غیرانسانی

به شخص دانش آموز فهرستی از کلمات داده می شد که باید به خاطر می سپرد. معلم باید یک کلمه را به زبان می آورد و دانش آموز باید از بین ۴ گزینه، واژه متناظر آن که قبلاً دیده بود را به خاطر می آورد. هر بار که دانش آموز پاسخ نادرست می داد معلم می توانست به او شوک وارد کند. روی دستگاه وارد کننده شوک ۳۰ سوییچ وجود داشت که از ۱۵ ولت (شوک بسیار کم) تا ۴۵۰ ولت (شوک بزرگ و خطرناک) متغیر بود. دانش آموز پاسخ های اشتباهی داده و معلم نیز باید هر بار ولتاژ را افزایش می داد و هر بار جیغ هایی که دانش آموز می زد و معلم نیز به وضوح می شنید بلندتر و وحشتناک تر می شد.

آزمایش های غیرانسانی

اگر معلم از ادامه این پروسه امتناع می ورزید، میلگرم ۴ مرحله را برای ترغیب او به ادامه آزمایش در پیش می گرفت: مرحله ول: لطفا ادامه بدهید؛ مرحله دوم: آزمایشات به ادامه این رویه نیاز دارد؛ مرحله سوم: بسیار ضروری است که ادامه دهید؛ مرحله چهارم: هیچ انتخابی غیر از ادامه دادن ندارید.

تمامی شرکت کنندگان قبل از امتناع از ادامه آزمایش تا ۳۰۰ ولت ادامه دادند و ۶۵ درصد آن ها نیز تا ۴۵۰ درجه نهایی کارشان را ادامه دادند. میلگرم در نهایت به این نتیجه رسید:” افراد معمولی به احتمال فراوان دستوراتی که توسط افراد مافوق آن ها صادر می شود را ادامه خواهند داد حتی زمانی که این کار به مرگ افراد بیگناه منجر شود”. ویدیو کامل این آزمایش را می توانید در این لینک مشاهده نمایید.

نگاهی به بی رحمانه ترین و هولناک ترین آزمایش های علمی تاریخ

۵ نمونه از وحشتناک ترین ابزارهای شکنجه که در قرون وسطی مورد استفاده قرار می گرفته اند

داوطلب شدن مرد روسی برای نخستین پیوند سر انسان

نخستین دریافت کننده پیوند صورت، درگذشت

منبع: whatculture
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
یک نظر

ورود

  • آترین مرداد ۸, ۱۳۹۷

    همیشه به خاطر هیروشیما و بلاهایی که بعد از جنگ جهانی دوم سر ژاپن اومد دلم به حالشون میسوخت ولی بعد از فهمیدن در مورد واحد ۷۳۱ به این نتیجه رسیدم که حقشون بوده. باید بیشتر از اینها سرشون میومد.