یک نظر

شایان بدنساز معروف تهران، چندی پیش با یک دختر جوان آشنا می شود. داستان آشنایی و عشقی که بین آن ها به وجود آمد، اتفاقا محصول عشق های اینترنتی حاصل کامنت و لایک و دایرکت و فالو نیست. آن ها به مرکزی برای انجام کاری مراجعه می کنند و از قضا، آقا شایان به دختر جوان شماره می دهد. او هم می پذیرد. دختر جوان نمی دانست که شایان، بدنساز معروف شمال تهران است.

اندام زیبا و قد بلند و چهره مهربان، همه نشانه هایی بود که دختر جوان را به عشقی بی فرجام کشاند. داستان، مربوط به ۳ ماه پیش است. پیش از داستان کرونا. شایان در این مدت، با دختر جوان وارد رابطه می شود.

اما بعد به این نتیجه می رسد که علاقه ای به او ندارد و از قصد ازدواجش با دختر جوان، منصرف می شود. در این بین، عاشق دختر جوانی می شود که گویا پزشک است و ساکن لندن. عشق لندنی شایان خان سبب می شود که دختر جوان تهرانی را رها کرده و به انگلیس برود که در فرودگاه، پیش از خروج از کشور، متوجه اتهام خود شده و دستگیر می شود.

در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران، شایان در برابر دختر جوان و خانواده او اقرار کرد که قصد ازدواج با او داشته، اما بعدا منصرف شده است. پزشکی قانونی هم تایید کرده بود که شایان، به دختر جوان تعرض جنسی کرده و مدارک متقن، در اختیار قاضی قرار گرفت.

شایان در دادگاه گفته بود که بدنساز معروف و ثروتمند شمال تهران است و این دختر جوان با شکایت از من، قصد اخاذی دارد. چرا که به بنده گفته بود در صورتی شکایتم را پس میگیرم که ۱ میلیارد ریال به حسابش واریز کنم. شایان گفته بود که این دختر، قصد اخاذی داشته است.

در حالی که او به دختر جوان گفته بود که قصد و غرضش از بردن او به خانه اش، آشنایی وی با خانواده اش هست اما پس از ورود دختر به خانه متوجه شد که کسی در خانه نیست و مورد تعرض قرار گرفت. رای پرونده تعرض این بدنساز معروف تهرانی به دختر جوان، بزودی اعلام می شود.

حماسه دروغ ما !

داستان شایان و دختر جوان، داستانی است که در طول سال، بارها می شنویم. چیز عجیب و جدیدی نیست. عشق هایی که از پی رنگ بود را تداعی می کند. عشق های بی فرجام. عشق های دایرکتی و «مکش مرگ ما» های اینترنتی! بسیاری از مردم، عاشق عکس ها و ویدیو ها و اندام ها و ظاهر ها می شوند.

اما خوشگل ترین دخترها، قد بلند ترین پسرها، زیبا ترین بدن ها، زیبا ترین اندام ها و مشهور ترین سلبریتی ها نیز، این ظرفیت های ظاهری را برای مدت خاصی در اختیار دارند و آنچه زندگی را معنا می بخشد و دوام و قوام می دهد، صرفا قد و هیکل و زیبایی ظاهری و خانه بالاشهر  و ماشین شاسی بلند نیست.

موضوعی که این روزها در عصر اینستاگرام، خیلی جدی گرفته نمی شود و ماحصلش را در افزایش پرونده های قتل و غارت و جنایت و طلاق در دادگاه های ۳۱ استان کشور مشاهده می کنیم.

بدنسازی آقایان

دنیای بدنسازی آقایان را در اینستاگرام در این هشتگ دنبال کنید.

فردی که دروغ می گوید، حتی اگر معروف ترین و پولدار ترین انسان کره زمین باشد، ارزش زندگی کردن با او، نزدیک به صفر است. دروغ اول، معمولا دروغ آخر است. بدهی همیشگی دروغگو به شنونده دروغ است که رزوی بر ملا خواهد شد و پرداخت این بدهی و رد دیون، گاها آنچنان گران تمام می شود که از دست کسی، کاری ساخته نیست.

ما به دروغگویی عادت کردیم. دروغگویی، بخش عادی سبک زندگی بسیاری از ما شده و چون دروغگو هستیم، شنیدن دروغ ها و برخورد معمولی با آن، عادی شده است. با فرد کم سواد، قد کوتاه، کم پول، صاف و صادق، سالها می شود زندگی کرد و کار کرد. اما با خوش هیکل پولدار معروف دروغگو، حتی ۱ ثانیه زندگی و کار کردن، هدر دادن وقت و عمر است.

اگر ارزش های جامعه ارتقا یابد، تراژدی شایان ها و دختران جوان کم تر اتفاق خواهد افتاد. در روزگار جولان تتلوها و گولاخ ها و ساشا ها با میلیون ها دنبال کننده، فرهنگ سازی سخت است. اما نیاز به سرمایه گذاری دارد. ما هنوز، معیارهای پیش پا افتاده برای سرمایه گذاری هایمان داریم. از سرمایه گذاری عشقی تا بورسی و غیره.

یک نظر

ورود

  • fazmetr اردیبهشت 18, 1399

    یاد “عشق های رنگین” مجله های قدیمی افتادم ??