بدون نظر

همیشه تعیین کردن بهترین ها در هر حوزه ای کار سختی است زیرا مهم ترین و اصلی ترین فاکتور در این زمینه سلیقه و ذائقه شخصی اشخاص است. بعضی سریال های کمدی را دوست دارند، برخی سریال های غمناک و تراژیک و برخی دیگر سریال های تاریخی و اکشن و غیره. بدین ترتیب سر هم کردن فهرست کوتاهی از بهترین سریال ها در دوره ای که عصر طلایی تلویزیون نامیده می شود کار بسیار سختی است. برخی از سریال هایی که در ادامه می آیند ما را خندانده و برخی دیگر نیز باعث شده اند اشک در چشمانمان حلقه بزند، برخی دیدگاه جدیدی را نسبت به دنیای پیچیده و پر آشوب کنونی در ما به وجود آورده اند  و بعضی نیز دارای شخصیت هایی هستند که به شدت به ما شبیه بوده و از طریق درس گرفتن از آن ها می توانیم مشکلات روزمره خود را حل کنیم. برای آشنایی با بهترین سریال های تلویزیونی سال ۲۰۱۷ با ادامه مطلب همراه باشید.

۲۰- چیزهای بهتر

هیچ جای شک نیست که فصل دوم سریال «چیزهای بهتر» (Better Things) نسبت به فصل اول بیشتر و بیشتر سبک پاملا آلدون را در خود داشت زیرا هم در ساخت آن دخالت داشت، هم در آن بازی کرد و هم کارگردانی و نویسندگی بخش اعظم اپیزودهای این فصل (۷ از ۱۰ اپیزود) را بر عهده گرفت. اما نباید سهم لوییس دی کی را نیز در این سریال نادیده گرفت هر چند رسوایی اخلاقی باعث شد سهم وی در ساخت این سریال نادیده گرفته شود. فصل دوم سریال «چیزهای بهتر» را نباید نادیده گرفت زیرا مرزهای جدیدی را در حوزه ساخت سریال درنوردیده است. این فصل از سریال ناگهان وارد دنیای سوررئال می شود و مادر بودن در دنیای مدرن را زندگی بخش و قابل تحسین و تمجید به تصویر می کشد و در ادامه نیز زندگی خانوادگی و دردها و خوشی های موجود در آن را به زیباترین شکل ممکن به بیننده نشان می دهد.

۱۹- تاج

سریال تلویزیونی «تاج » (The Crown)برخلاف اسمش در مورد تملق خانواده سلطنتی بریتانیا گفتن نیست بلکه در واقع در مورد نفرین قدرت و بار سنگین ارثی است که ملکه الیزابت دوم در کاخ باکینگهام روی دوش خود حس می کند و در ۱۰ اپیزود فصل دوم سریال به خوبی این سختی ها به تصویر کشیده می شوند. هر بار که مشکلات جدیدی در سطح جهان پیش می آید ملکه بیشتر و بیشتر به تنهایی خود پی می برد. شاهزاده فیلیپ همواره در مورد خستگی خود شکایت می کند و از هر فرصتی برای انجام کارهای عجیب و غریب خود استفاده می کند در حالی که مارگارت هر بار از پی یک تصمیم اشتباه، تصمیم بدتری می گیرد و همواره خواهرش را مقصر می شمارد. اما در کل این مردان اطراف ملکه الیزابت هستند که او را ناامید می کنند. آن ها یا هوش و ذکاوت ملکه را دستکم می گیرند یا در مواقعی که فشار به بیشترین حد ممکن می رسد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و او را تنها می گذارند. اما در این میان ملکه چاره ای جز دوام آوردن ندارد.

۱۸- بازی تاج و تخت

اگر چه امسال نیز سریال پر هزینه، تاریخی و بی نظیر «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) بینندگان زیادی را پای تلویزیون جمع کرد اما آن زیبایی و غیرقابل پیش بینی بودن فصول گذشته را نداشت. تا زمانی که پایان این سریال پس از تنها یک فصل دیگر اعلام نشده بود هیچ کسی پایانی برای این بازی شطرنج پر از دشمنی، دسیسه، اتحاد، خیانت و بیرحمی متصور نبود. هیچ کس نمی دانست که آیا شخصیت مورد نظرش اپیزود فعلی را تا پایان زنده خواهد ماند یا خیر و این همان چیزی بود که سریال «بازی تاج و تخت» را دارای مولفه های سختگیرانه و بیرحمانه اما دوست داشتنی کرده بود.

اما در فصل هفتم دیگر بسیاری از پیشگویی ها و سرنوشت ها به حقیقت پیوسته و بسیاری از رازهای پنهان آشکار شده است. به همین دلیل به نظر می رسید که زمان مناسب برای پایان دادن به این سریال فرا رسیده است و به همین دلیل دیگر مانند فصول قبلی داستان ها با یک گام زمانی معقول پیش نمی رفت و دیگر سازندگان نمی توانستند به همان بی پروایی فصل های قبلی شخصیت های اصلی را حذف کنند. این گفته ها را به دید انتفاد نگاه نکنید اما همه می دانیم  که فصل هفتم سریال «بازی تاج و تخت» با فصول قبلی تفاوت های محسوس بسیاری داشت. در واقع این فصل به هیچ وجه مانند فصول پیشین ما را شگفت زده نکرد به همین دلیل در این فهرست در رتبه ی بهتری قرار نگرفت.

۱۷- آدامس بادکنکی

سریال بریتانیایی «آدامس بادکنکی» (Chewing Gum) را بسیاری از خوانندگان این مقاله ندیده اند زیرا سریالی است که به دور از هیاهوی شبکه های تلویزیونی آمریکا و در بریتانیا ساخته شده است. اما این موضوع چیزی از زیبایی این سریال نمی کاهد. هنر میشائلا کول در این سریال آن قدر خیره کننده هست که لیاقت خارح شدن از مرزهای بریتانیا در دوران برگزیت و دیده شدن در آن سوی مرزها در سرویس اینترنتی نت فلیکس را دارد. فصل اول این سریال داستان صادقانه و دردناک اولین عشق بیدار کننده و متلاطم و شاعر دوست داشتنی او در شهر لندن است و فصل دوم نیز پا را از این فراتر گذاشته است.

برخلاف فیلم های کمدی با داستان های مشابه،سریال «آدامس بادکنکی» حس خطر واقعی را در متن خود دارد و شما به عنوان بیننده با ترس از خود خواهید پرسید که کول تا به کجا پیش خواهد رفت. دنیایی که تریسی در آن زندگی می کند دنیایی مردانه، پر از تعصب و پیشداوری و غرق در فقر واقعی است که شما را پس از تماشای این کمدی سیاه بین خندیدن و گریستن مردد می سازد.

۱۶- ریک و مورتی

درست است که برای علاقمند شدن به سریال انیمیشن «ریک و مورتی» (Rick and Morty) به مدتی زمان نیاز دارید اما این سریال هر بار با داستانی تازه شما را فراتر از تصورتان سرگرم خواهد کرد. فصل سوم این سریال نیز با شخصیت های و داستان هایی مشابه نیز همچنان زیبایی های جدیدی با خود به همراه داشت و به هیچ عنوان خسته کننده نبود. شاید با مفاهیم پیچیده فیزیک و داستان فضا آشنایی نداشته باشید اما تماشای سریال «ریک و مورتی» این مفاهیم را برای شما بسیار ساده تر و قابل درک تر و به اندازه غیرقابل باوری مربوط خواهد نمود.

۱۵- گروه جستجو

سریال تحسین شده اما کمتر دیده شده ی «سرچ پارتی» یا «گروه جستجو» (Search Party) در فصل اول تصویری صادقانه از نسل هزاره و دنیای پست مدرن را به تصویر می کشید و همزمان تنهایی و نیاز به تماس برقرار کردن با فرهنگ هزاره ها را متذکر می شد، دخترانی که با بحران های سن نوجوانی مواجه می شوند. اما فصل دوم این سریال کمدی سیاه حتی از قبل نیز تاریک تر می شود و به شرح عمیق داستان زندگی یک جوان بیست و چند ساله به نام دوری می پردازد که به خواسته هایش نرسیده است و در تلاش برای پیدا کردن یکی از همکاران گمشده اش با دنیایی دیگر روبرو می شود.

این سریال در فصل دوم داستان های کابوس وار پس از یک قتل را با خشونت و دردی غیرقابل تحمل از پشیمانی، پارانویا، شکاکیت و حجم وسیعی از دروغ ها را به تصویر می کشد. این سریال با هر آن چه که تاکنون در دنیای سریال های تلویزیونی دیده اید متفاوت است.

۱۴- بی امنیت

سریال «بی امنیت» (Insecure)  تنها در موفقیت فصل اولش خلاصه نمی شود و رویه ای در بسط دادن داستان و وارد کردن شخصیت ها را در پیش می گیرد که شاید در هیچ سریال مشابه دیگری ندیده باشید. این سریال پیچیدگی روابط امروزی را به زیبایی و صدافت انکارناپذیری به تصویر می کشد. اگر چه این سریال مضامین عمیقاً کمدی مربوط به روابط عاطفی مدرن دارد اما در همین حین موضوعات جدیتری را نیز مورد بررسی قرار می دهد؛ موضوعاتی مانند هویت سیاهان و روش های مشکل آفرینی که سفید پوستان برای حل مسایل مربوط به سیاهان و تبعیض های نژادی در پیش می گیرند.

سریال «بی امنیت» داستان متفاوتی از یک دختر سیاهپوست در لس آنجلس را از منظرها و دیدهای متفاوتی به تصویر می کشد. در کل این سریال یکی از معدود سریال های تلویزیونی است که هم شما را می خنداند و هم موضوعات جدی امروزی را به چالش می کشد.

۱۳- خرابکار آمریکایی

در دورانی که سریال های تلویزیونی زیادی با محوریت داستان های پلیسی و جنایی تولید می شوند سریال «خرابکار آمریکایی» (American Vandal) یک کمدی هشت اپیزودی در مورد یک گروه دانش آموز دبیرستانی در کالیفرنیاست که خودروهای پارک شده در یک پارکینگ را با نقش های زننده رنگ آمیزی می کنند. اما علی رغم داستان ساده این سریال باید آن را یکی از بهترین و سرگرم کننده ترین سریال های دبیرستانی عصر حاضر دانست. این سریال شخصیت هایی را به تصویر می کشد که ویزگی های کلاسیک همسالان خود را نادیده گرفته اند اما همچنان سرگرم کننده بوده و شما را سر ذوق خواهند آورد. اپیزود پایانی این سریال یکی از آن جواهرات بیاد ماندنی بود که تنها در محصولات اخیر سرویس نت فلیکس خواهید دید.

۱۲- جای خوب

دو فصل از سریال «جای خوب» (The Good Place)، یکی در اوایل سال ۲۰۱۷ و فصل دیگر در اواخر سال منتشر شد که از این لحاظ با سبک معمول پخش سریال های تلویزیونی امروزی متفاوت است. این سریال کمدی خلاقانه و پرمعنی داستان یک مکان ایده آل شبیه بهشت را روایت می کند که شخصیتی ناجور ناگهان خود را در آنجا می یابد. اما این دستان کمدی ناگهان شاهد پیچشی باورنکردنی در داستان خود بوده که آن را به یکی از بهترین کمدی های سریالی امروزی تبدیل می کند به نحوی که بار دیگر باید به تماشای سریال و مرور اتفاقات قبلی آن بپردازید؛ کاری که با علاقه و اختیار خواهید کرد.

۱۱- من دیک را دوست دارم

سریال «من دیک را دوست دارم» (I Love Dick) سریالی روانشناسانه از خواسته ها و امیال درونی یک زن است که همگام با «توین پیکس» (Twin Peaks) و «شکارچی ذهن» (Mindhunter) سردمدار این ژانر در سریال های تلویزیونی به شمار می آیند. علی رغم داستان بحث برانگیز و شجاعانه اش، سریال «من دیک را دوست دارم» ذاتاً چیزی ثقیل و غیرقابل درک نیست. این سریال در مورد یک زن فیلمساز ناموفق است که همراه با شوهرش برای یک طرح تحقیقاتی به تگزاس می روند اما خیلی زود بین او و استاد راهنمای پروزه تحقیقاتی همسرش رابطه ای شکل می گیرد که تاکنون در کمتر سریالی به آن پرداخته شده است.

منبع: theplaylist
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود